تبلیغات
دانشنامه آزاد - مطالب هفته سوم دی 1389
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 21 دی 1389 :: نویسنده : احسان

ارث گروه اوّل

مسأله 2355ـ هرگاه وارث میّت فقط یك نفر از گروه اوّل باشد (مثلاً پدر یا مادر، یا یك پسر یا یك دختر) تمام مال میّت به او مى رسد و اگر چند پسر یا چند دختر باشند، میان آنها بطور مساوى قسمت مى شود و اگر دختر و پسر هر دو باشند مال را طورى قسمت مى كنند كه هر پسر دو برابر دختر ببرد.

مسأله 2356ـ هرگاه وارث میّت فقط پدر و مادر او باشند، مال سه قسمت مى شود دو قسمت آن را پدر و یك قسمت آن را مادر مى برد، ولى اگر میّت دو برادر، یا چهار خواهر، یا یك برادر و دو خواهر داشته باشد كه همه آنها پدر و مادرى باشند یا پدرى فقط (یعنى پدر آنان با پدر میّت یكى باشد) مادر شش یك مال را مى برد و بقیّه به پدر مى رسد.

مسأله 2357ـ هرگاه وارث میّت فقط پدر و مادر و یك دختر باشند، مال را پنج قسمت مى كنند پدر و مادر هر كدام یك قسمت و دختر سه قسمت آن را مى برد، مگر این كه میّت دو برادر یا چهار خواهر یا یك برادر و دو خواهر پدرى داشته باشد، در این صورت مال را شش قسمت مى كنند، پدر و مادر هر كدام یك قسمت و دختر سه قسمت مى برد و یك قسمت باقى مانده را پدر و دختر در میان خود تقسیم مى كنند و احتیاط آن است كه آن دو در این تقسیم باهم صلح كنند.

مسأله 2358ـ هرگاه وارث میّت فقط پدر و مادر و یك پسر باشد مال را شش قسمت مى كنند، پدر و مادر هر كدام یك قسمت و پسر چهار قسمت آن را مى برد و اگر چند پسر یا چند دختر باشند، آن چهار قسمت را بطور مساوى میان خودشان تقسیم مى كنند و اگر پسر و دختر باهم باشند طورى تقسیم مى كنند كه هر پسر دو برابر دختر ببرد.

مسأله 2359ـ هرگاه وارث میّت فقط پدر و یك پسر، یا مادر و یك پسر باشد مال را شش قسمت مى كند، یك قسمت سهم پدر یا مادر است و پنج قسمت سهم پسر.

مسأله 2360ـ هرگاه وارث میّت فقط پدر یا مادر و پسر و دختر باشد مال را شش قسمت مى كنند یك سهم آن را پدر یا مادر مى برد و پنج سهم باقى مانده را طورى تقسیم مى كنند كه هر پسر دو برابر دختر ببرد.

مسأله 2361ـ هرگاه وارث میّت فقط پدر و یك دختر، یا مادر و یك دختر باشد مال را چهار قسمت مى كنند، یك قسمت آن را پدر یا مادر و سه قسمت را دختر مى برد.

مسأله 2362ـ هرگاه وارث میّت فقط پدر و چند دختر، یا مادر و چند دختر باشد مال را پنج قسمت مى كنند، یك قسمت را پدر یا مادر مى برد و چهار قسمت دیگر سهم دخترهاست كه بطور مساوى میان خودشان تقسیم مى كنند.

مسأله 2363ـ هرگاه میّت اولاد نداشته باشد نوه پسرى او (هرچند دختر باشد) سهم پسر میّت را مى برد و نوه دخترى او (هر چند پسر باشد) سهم دختر میّت را مى برد.





نوع مطلب : رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى، 
برچسب ها : ارث گروه اوّل،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 دی 1389 :: نویسنده : احسان

احكام وصیّت

مسأله 2327ـ كسى كه به قصد خودكشى، مثلاً زخمى به خود زده یا مادّه سمّى خورده، اگر درباره اموال خود وصیّت كند، سپس بمیرد، وصیّت او صحیح نیست.

مسأله 2328ـ هرگاه كسى وصیّت كند كه چیزى از اموالش را به كسى دهند آن مال بعد از مرگ او ملك آن شخص مى شود قبول هم لازم نیست، ولى اگر در حال حیات او وصیّت را رد كند احتیاط آن است كه در آن مال تصرّف مالكانه نكند.

مسأله 2329ـ هنگامى كه انسان آثار و نشانه هاى مرگ را در خود دید باید فوراً امانت هاى مردم را به صاحبانش برگرداند و اگر بدهكار است و موقع آن رسیده باید بدهى خود را بدهد و اگر خودش نمى تواند بدهد یا وقت دادن بدهى نرسیده، باید وصیّت كند و اگر اطمینان ندارد كه به وصیّت او عمل كنند باید شاهد بگیرد، ولى اگر مطمئن است كه ورثه بدهى او را مى پردازند، وصیّت لازم نیست.

مسأله 2330ـ كسى كه آثار و نشانه هاى مرگ را در خود مى بیند اگر خمس و زكات و مظالم بدهكار است باید فوراً بپردازد و اگر نمى تواند بدهد چنانچه مالى دارد، یا اگر مال ندارد احتمال مى دهد دوستان یا بستگانش آن را ادا كنند باید وصیّت نماید، همچنین است اگر حج بر او واجب باشد و اگر نماز و روزه قضا دارد بنا بر احتیاط واجب باید وصیّت كند (با رعایت آنچه در مسأله نماز و روزه استیجارى گفته شد).

مسأله 2331ـ كسى كه آثار مرگ را در خود مى بیند اگر مالى نزد كسى دارد، یا در جایى پنهان كرده كه ورثه نمى دانند، چنانچه به واسطه ندانستن حقّشان از بین برود باید به آنان اطّلاع دهد و نیز در صورتى كه فرزندان صغیر دارد و اگر قیّم و سرپرست معیّن نكند حقّ آنها از بین مى رود یا خودشان ضایع مى شوند، باید براى آنان قیّم امینى معیّن نماید.

مسأله 2332ـ كسى را كه به او وصیّت مى كنند «وصىّ» مى گویند و بنابر احتیاط

 

[455]

واجب باید مسلمان و بالغ و عاقل و مورد اعتماد باشد.

مسأله 2333ـ هرگاه كسى چند وصى براى خود معیّن كند چنانچه اجازه داده است هر كدام به تنهایى به وصیّت او عمل كنند لازم نیست از یكدیگر اجازه بگیرند و اگر اجازه نداده است (خواه گفته باشد همه باهم عمل كنند یا نگفته باشد) باید با نظر یكدیگر به وصیّت او عمل نمایند و اگر حاضر به همكارى نباشند، یا در تشخیص مصلحت اختلاف كنند، در صورتى كه تأخیر، سبب تعطیل عمل به وصیّت یا تأخیر آن گردد باید حاكم شرع ترتیبى دهد كه عمل به وصیّت، زمین نماند.

مسأله 2334ـ هرگاه انسان از وصیّت خود برگردد (مثلاً اوّل بگوید ثلث مالش را به كسى دهند و بعد بگوید ندهند) وصیّت باطل مى شود، همچنین اگر وصیّت خود را تغییر دهد مثل آن كه قیّمى براى صغیر معیّن كرده بعد دیگرى را به جاى او تعیین كند وصیّت اوّل باطل مى شود و نیز اگر كارى كند كه معلوم شود از وصیّت خود برگشته است (مثلاً خانه اى را كه وصیّت كرده به كسى بدهند، بفروشد، یا كسى را براى فروش آن وكیل نماید).

مسأله 2335ـ هرگاه وصیّت كند چیز معیّنى را به كسى دهند بعد وصیّت كند نصف آن را به دیگرى دهند، باید آن مال را دو قسمت كرده، به هر كدام نصف آن را بدهند.

مسأله 2336ـ هرگاه كسى در مرضى كه با آن مرض از دنیا برود مقدارى از مالش را به كسى ببخشد و نیز وصیّت كند كه بعد از مردن او مقدارى به شخص دیگر بدهند، چنانچه مجموعاً بیش از ثلث مال او باشد در مقدار اضافى احتیاط آن است كه از ورثه اجازه بگیرند.

مسأله 2337ـ هرگاه وصیّت كند ثلث مال او را نگه دارند و عایدى آن را به مصرفى برسانند باید مطابق آن عمل شود.

مسأله 2338ـ هرگاه در مرضى كه با آن از دنیا مى رود بگوید مقدارى به كسى بدهكار است چنانچه متّهم باشد كه براى ضرر زدن به ورثه این اقرار را نموده است

 

[456]

باید آن را از ثلث او حساب كنند و اگر متّهم نباشد از اصل مال مى دهند.

مسأله 2339ـ شخصى كه براى او وصیّت شده باید وجود داشته باشد، بنابراین اگر مالى را براى بچّه اى كه ممكن است بعداً به وجود آید وصیّت كند اشكال دارد و احتیاط آن است كه با ورثه صلح كنند، ولى اگر براى بچّه اى كه در شكم مادر است وصیّتى كند وصیّت او صحیح است هر چند هنوز روح نداشته باشد، پس اگر زنده به دنیا آمد باید آنچه را كه وصیّت كرده به او دهند و اگر مرده به دنیا آید وصیّت باطل مى شود و آن مال به ورثه مى رسد.

مسأله 2340ـ هرگاه انسان با خبر شود كسى او را وصىّ خود كرده، چنانچه به اطّلاع وصیّت كننده برساند كه حاضر به قبول وصیّت نیست و او بتواند دیگرى را وصىّ خود كند وصیّت اوّل باطل مى شود، ولى اگر پیش از مردن او باخبر نشود، یا باخبر شود امّا به او اطّلاع ندهد كه حاضر به قبول وصیّت نیست، یا اطّلاع دهد و او دسترسى به شخص دیگرى نداشته باشد، احتیاط واجب آن است كه به وصیّت عمل كند، مگر این كه مشقّت شدیدى داشته باشد.

مسأله 2341ـ وصى نمى تواند دیگرى را براى انجام كارهاى میّت معیّن كند و خود كنار برود ولى اگر بداند مقصود میّت فقط انجام كار بوده خواه به وسیله او، یا دیگرى، مى تواند دیگرى را از طرف خود وكیل كند.

مسأله 2342ـ هرگاه كسى دو نفر را وصى قرار دهد كه مشتركاً كارها را انجام دهند، چنانچه یكى از آن دو بمیرد یا دیوانه یا كافر شود حاكم شرع یك فرد دیگر را به جاى او معیّن مى كند و اگر هر دو چنین شوند حاكم شرع دو نفر دیگر را معیّن مى كند.

مسأله 2343ـ هرگاه وصى نتواند به تنهایى كارهاى میّت را انجام دهد و نتواند كسى را كمك بگیرد حاكم شرع براى كمك او فردى را تعیین مى كند.

مسأله 2344ـ هرگاه همه یا قسمتى از مال میّت در دست وصى تلف شود، چنانچه او در نگهدارى آن كوتاهى نكرده و برخلاف دستور میّت رفتار ننموده ضامن نیست،

 

[457]

و الاّ ضامن است.

مسأله 2345ـ هرگاه كسى را وصىّ خود كند و بگوید اگر او بمیرد فلان شخص دیگر وصىّ من باشد این وصیّت صحیح است و اگر وصىّ اوّل بمیرد وصىّ دوم جانشین او مى شود.

مسأله 2346ـ بدهكارى و حجّ واجب و خمس و زكات و مانند آن را باید از اصل مال بدهند، اگر چه وصیّت نكرده باشد و چنانچه چیزى اضافه بیاید هرگاه وصیّتى كرده باشد كه ثلث یا مقدارى از ثلث را به مصرفى برسانند باید به وصیّت عمل كنند و اگر كسى وصیّت نكرده باشد ثلث براى او نیست و آنچه بعد از اداى دین اضافه مى ماند مال ورثه است.

مسأله 2347ـ انسان نمى تواند بیش از مقدار ثلث مال خود را وصیّت كند، مگر این كه ورثه اجازه دهند، خواه این اجازه قبل از فوت او باشد یا بعد از فوت و ورثه بعد از اجازه نمى توانند از حرف خود برگردند، خواه قبل از فوت اجازه داده باشند یا بعد از آن بنابر احتیاط واجب.

مسأله 2348ـ هرگاه كسى وصیّت هاى متعدد براى كارهاى مختلف كند و ثلث او كفایت نكند، باید به ترتیب آنچه در وصیّت ذكر شده عمل كنند تا به اندازه ثلث برسد و بقیّه وصیّت باطل است (مگر این كه ورثه اجازه دهند) امّا اگر در وصیّت خود واجبات را هم ذكر كرده باشد مانند حج و خمس و زكات و مظالم این قسمت از اصل مال برداشته مى شود و بقیّه از ثلث.

مسأله 2349ـ اگر كسى بگوید كه میّت وصیّت كرده فلان مال را به من بدهید چنانچه دو مرد عادل گفته او را تصدیق كنند، یا قسم بخورد و یك مرد عادل هم گفته او را تصدیق نماید، یا یك مرد عادل و دو زن عادله، یا چهار زن عادله گواهى دهند، باید به گفته آن شخص عمل شود و اگر موقع وصیّت مرد عادلى حضور نداشته تنها یك زن عادله شهادت دهد باید یك چهارم آن مال را به او دهند و اگر دو زن عادله شهادت دهند نصف آن را و اگر سه زن عادله شهادت دهند باید سه

 

[458]

چهارم آن را به او دهند و نیز اگر دو مرد كافر ذمّى كه در دین خود عادل باشند گفته او را تصدیق كنند در صورتى كه میّت ناچار بوده كه وصیّت كند و مرد و زن مسلمان عادلى هم در آنجا نبوده باید به وصیّت عمل شود.

مسأله 2350ـ هرگاه كسى ادّعا كند من وصىّ میّتم كه اموال او را به مصرفى برسانم، یا قیّم بچّه هاى او هستم فقط در صورتى باید ادّعاى او را پذیرفت كه دو مرد عادل گفته او را تصدیق كنند.

مسأله 2351ـ هرگاه كسى وصیّت كند چیزى به شخصى بدهند و آن شخص قبل از آن كه قبول یا رد كند از دنیابرود، ورثه او مى توانند آن وصیّت را قبول كنند، خواه قبل از وصیّت كننده از دنیا رفته باشد و یا بعد از او و این در صورتى است كه وصیّت كننده از وصیّت خود برنگردد.





نوع مطلب : رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى، 
برچسب ها : احكام وصیّت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 دی 1389 :: نویسنده : احسان

شرایط وصیّت كننده

مسأله 2326ـ وصیّت كننده باید بالغ و عاقل باشد، ولى بچه ده ساله اى كه خوب و بد را تمیز مى دهد اگر براى كارهاى خیر، مانند ساختن مسجد و مدرسه و بیمارستان، یا براى خویشاوندان خود وصیّت مناسب و معقولى كند صحیح است و نیز باید وصیّت كننده سفیه نباشد و حاكم شرع او را از تصرّف دراموالش ممنوع نكرده باشد و از روى قصد و اختیار وصیّت كند، نه از روى اكراه و اجبار.





نوع مطلب : رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى، 
برچسب ها : شرایط وصیّت كننده،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 دی 1389 :: نویسنده : احسان

وصیّـــــت

 

 

 

مسأله 2323ـ «وصیّت» آن است كه انسان سفارش كند بعد از مرگش كارهایى را انجام دهند (و آن را وصیّت عهدیه گویند) مانند وصیّت هایى كه براى كفن و محلّ دفن و مراسم دیگر مى كنند، یا بگوید بعد از مرگش چیزى از اموال او ملك كسى باشد (آن را وصیّت تملیكیّه گویند) یا براى اولاد خود قیّم و سرپرستى معیّن كند.

مسأله 2324ـ كسى كه مى خواهد وصیّت كند مى تواند با گفتن یا نوشتن مقصود خود را بفهماند و اگر قادر به سخن گفتن و نوشتن نباشد مى تواند با اشاره اى كه مقصودش را برساند وصیّت كند.

مسأله 2325ـ علاوه بر وصیّت، تمام معاملات را مى توان به وسیله نوشتن و امضا كردن مطابق آنچه امروز معمول است كه اسناد را با امضاء تكمیل مى كنند انجام داد، ولى در ازدواج و طلاق اكتفا به نوشتن اشكال دارد.

 





نوع مطلب : رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى، 
برچسب ها : وصیّـــــت،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 دی 1389 :: نویسنده : احسان

احكام و شرایط وقف

مسأله 2305ـ هرگاه كسى چیزى را وقف كند از ملك او خارج مى شود نه او، و نه دیگران نمى توانند آن را بفروشند، یا ببخشند و هیچ كس از آن ارث نمى برد، ولى در بعضى از موارد كه در مسأله 1786 گفته شد فروختن آن جایز است.

مسأله 2306ـ صیغه وقف را مى توان به عربى یا به هر زبان دیگر خواند، مثلاً اگر بگوید: «خانه خود را براى فلان منظور وقف كردم» كافى است و احتیاج به قبول ندارد، خواه وقف عام باشد یا وقف خاص، هرچند احتیاط مستحب آن است كه حاكم شرع در وقف عام و اشخاصى كه براى آنها وقف شده در وقف خاص، صیغه قبول بخوانند.

مسأله 2307ـ وقف معاطاتى نیز صحیح است یعنى همین كه مثلاً مسجدى را به قصد وقف بر مسلمین بسازد و در اختیار آنها بگذارد كافى است هر چند صیغه لفظى نخواند.

مسأله 2308ـ هرگاه ملكى را براى وقف معیّن كند و پیش از خواندن صیغه یا تحویل به كسانى كه براى آنها وقف شده پشیمان شود یا بمیرد وقف درست نیست.

مسأله 2309ـ كسى كه مالى را وقف مى كند بنابر احتیاط واجب باید از همان موقع خواندن صیغه براى همیشه مال را وقف كند و اگر مثلاً بگوید این مال بعد از وفات

 

[450]

من وقف باشد اشكال دارد، یا بگوید از حالا تا ده سال وقف باشد آن نیز اشكال دارد، بلكه باید وقف همیشگى و از موقع خواندن صیغه باشد.

مسأله 2310ـ وقف در صورتى صحیح است كه مال وقف را به تصرّف كسانى كه براى آنها وقف شده یا وكیل یا ولىّ آنها بدهد، ولى در اوقاف عامّه مانند مساجد و مدارس و امثال آنها تحویل دادن شرط نیست، هرچند احتیاط مستحب آن است كه پس از خواندن صیغه آن را در اختیار كسانى كه وقف براى آنها شده قراردهند تا وقف كامل گردد.

مسأله 2311ـ وقف كننده باید بالغ و عاقل و داراى قصد و اختیار باشد و شرعاً حق تصرّف در اموال خود را داشته باشد، بنابراین انسان سفیه یا بدهكارى كه حاكم شرع او را از تصرّف در اموالش منع كرده اگر چیزى از اموال خود را وقف كند صحیح نیست.

مسأله 2312ـ وقف براى كسانى كه هنوز به دنیا نیامده اند صحیح نمى باشد، ولى وقف براى اشخاصى كه بعضى از آنها به دنیا آمده اند و بعضى هنوز به دنیا نیامده اند صحیح است (مانند وقف بر فرزندان موجود و نسلهاى آینده) و آنها كه بعداً به دنیا مى آیند در آن وقف شریك خواهند شد.

مسأله 2313ـ هرگاه كسى چیزى را براى خودش وقف كند (مثل آن كه ملكى را وقف كند كه عایدى آن صرف خودش شود، یا بعد از مرگ او خرج مقبره اش نمایند). صحیح نیست ولى اگر مثلاً، مدرسه یا مزرعه اى را وقف بر طلاّب كند و خودش طلبه باشد، مى تواند مانند سایرین از منافع وقف استفاده نماید.

مسأله 2314ـ هرگاه براى چیزى كه وقف كرده متولّى معیّن كند، باید مطابق قرارداد او رفتار نماید و اگر معیّن نكند اگر از قبیل اوقاف عامّه (مانند مسجد و مدرسه) باشد تعیین متولّى وظیفه حاكم شرع است و اگر وقف خاص باشد (مانند ملكى كه وقف بر اولاد است) در مورد كارهایى كه مربوط به مصلحت وقف و منفعت طبقات بعد مى باشد، احتیاط آن است كه نسل موجود و حاكم شرع با موافقت یكدیگر

 

[451]

تعیین متولّى كنند و اگر تنها مربوط به منافع طبقه موجود است اختیار آن با خود آنهاست در صورتى كه بالغ باشند و اگر بالغ نباشند اختیار با ولىّ آنهاست.

مسأله 2315ـ در وقف خاص (مانند وقف بر اولاد) چنانچه متولّى، آن ملك را اجاره دهد و از دنیا برود در صورتى كه اجاره با مراعات مصلحت وقف و طبقات آینده بوده باشد اجاره باطل نمى شود، ولى اگر متولّى نداشته باشد و طبقه اوّل آن را اجاره دهند و در بین مدّت اجاره بمیرند، ادامه اجاره نسبت به آینده بدون اجازه طبقه بعد اشكال دارد و هرگاه مستأجر، مال الاجاره تمام مدّت را داده باشد آنچه مربوط به بعد از مرگ طبقه اوّل است گرفته مى شود و به طبقه بعد داده خواهد شد (به شرط این كه آنها اجاره را اجازه بدهند).

مسأله 2316ـ اگر ملك وقف خراب شود از وقف بودن بیرون نمى رود.

مسأله 2317ـ وقف مشاع جایز است، یعنى مى توان مثلاً، دو دانگ از خانه یا مزرعه اى را وقف كرد و در صورت لزوم حاكم شرع یا متولّى مى تواند مال موقوفه را با نظر اهل خبره جدا كند.

مسأله 2318ـ هرگاه در اوقاف عمومى متولّى خیانت كند و عایدات آن را به مصرفى كه معیّن شده نرساند، حاكم شرع باید متولّى امینى براى آن معیّن نماید یا در كنار او بگذارد و اگر متولّى وقف خاص خیانت كند، حاكم شرع با موافقت طبقه موجود براى آنها متولّى تعیین، یا ضمیمه مى كند.

مسأله 2319ـ فرشى را كه براى حسینیّه وقف كرده اند نمى توان براى نماز به مسجد ببرند و اگر ندانند آن فرش مخصوص حسینیّه است یا نه، باز بردن آن به جاى دیگر صحیح نیست، همچنین سایر اموال وقف، حتّى مهر نماز مسجدى را به مسجد دیگرى نمى توان برد.

مسأله 2320ـ هرگاه ملكى را براى تعمیر مسجدى وقف كنند چنانچه آن مسجد احتیاج به تعمیر ندارد و احتمال هم نمى رود كه تا مدّتى احتیاج به تعمیر پیدا كند در آمد آن ملك را مى توان به مصرف تعمیر مسجد دیگرى رساند.

 

[452]

مسأله 2321ـ هرگاه ملكى را وقف كنند كه عایدى آن خرج تعمیر مسجد و امام جماعت و اذان گو و مانند آن شود، در صورتى كه معلوم باشد براى هر كدام چه مقدار معیّن كرده باید به همان گونه مصرف كنند و اگر مقدارى براى آن تعیین نشده باید مطابق نظر متولّى آن طور كه صلاح و مصلحت است عمل نمایند.

مسأله 2322ـ مؤسّسات و جمعیّت هایى كه در زمان ما تشكیل مى دهند و به ثبت مى رسانند و داراى شخصیّت حقوقى است مى توان چیزى را به آن تملیك كرد و در این صورت باید مطابق اساسنامه مصرف شود، اموال این گونه مؤسّسات در بعضى از جهات شبیه وقف است، ولى وقف نیست، بلكه ملك آن مؤسّسه است و هرگاه كسى از مؤسّسین یا اداره كنندگان از دنیا بروند چیزى به وارث آنها نمى رسد، مگراین كه در اساسنامه ذكر شده باشد. آنچه در بالا گفته شد در مورد مؤسّساتى كه طبق موازین عقلاء تشكیل شده، ولى هنوز به ثبت قانونى نرسیده، نیز جارى است.





نوع مطلب : رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى، 
برچسب ها : احكام و شرایط وقف،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 دی 1389 :: نویسنده : احسان

احكام قسم خوردن

مسأله 2301ـ هرگاه پدر از قسم خوردن فرزند جلوگیرى كند یا شوهر از قسم خوردن زن مانع شود قسم آنان صحیح نیست، حتّى اگر فرزند بدون اجازه پدر و زن بدون اجازه شوهر قسم یاد كند قسم آنان صحیح نمى باشد.

مسأله 2302ـ هرگاه عمداً با قسم خود مخالفت كند باید كفّاره دهد، ده فقیر را سیر كند، یا بر آنها لباس بپوشاند، یا یك بنده را آزاد نماید و اگر توانایى بر اینها نداشته باشد باید سه روز روزه بگیرد.

مسأله 2303ـ اگر از روى فراموشى یا اجبار و اضطرار به قسم عمل نكند كفّاره ندارد و قسمى كه آدم وسواسى مى خورد مثل این كه مى گوید و اللّه الآن مشغول نماز مى شوم، ولى وسواس مانع مى گردد اگر وسواس او طورى باشد كه بى اختیار به قسم خود عمل نكند كفّاره ندارد.

مسأله 2304ـ كسانى كه براى اثبات مطلبى قسم مى خورند اگر حرف آنها راست باشد قسم خوردن مكروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان كبیره است، ولى اگر مجبور شود كه براى نجات خود یا مسلمانان دیگرى از شرّ ظالمى قسم دروغ بخورد اشكال ندارد، بلكه گاه واجب مى شود و این نوع قسم خوردن كه براى اثبات مطلبى است غیر از قسمى است كه در مسائل پیش گفته شد كه براى انجام كار یا ترك كارى بود.



نوع مطلب : رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى، 
برچسب ها : احكام قسم خوردن،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 دی 1389 :: نویسنده : احسان

 

شرایط قسم خوردن

مسأله 2300ـ هرگاه كسى با شرایط زیر قسم یاد كند باید به قسم خود عمل نماید و گرنه كفّاره دارد:

كسى كه قسم یاد مى كند باید بالغ و عاقل باشد و اگر درباره مال خود قسم مى خورد باید سفیه نباشد، همچنین حاكم شرع او را از تصرّف در اموالش منع نكرده باشد و از روى قصد و اختیار قسم بخورد، بنابراین قسم خوردن بچّه و دیوانه و كسى كه مجبورش كرده اند درست نیست، همچنین اگر در حال عصبانى بودن بدون اراده و قصد قسم بخورد. كارى را كه براى انجام آن قسم مى خورد باید حرام و مكروه نباشد و كارى را كه قسم بر ترك آن مى خورد واجب و مستحب نباشد و اگر براى انجام كار مباحى قسم مى خورد باید ترك آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد، همچنین اگر قسم براى ترك كار مباحى مى خورد باید انجام آن در نظر مردم بهتر از تركش نباشد. به یكى از نامهاى خداوند قسم یاد كند خواه نامى باشد كه به غیر ذات مقدّس او گفته نمى شود، مانند «خدا» و «اللّه» یا نامى كه به غیر او نیز گفته مى شود، ولى از قرائن معلوم است كه مقصودش خداست، بلكه اگر به نامهایى قسم یاد كند كه بدون قرینه خدا به نظر نمى آید ولى او قصد خدا را كند بنابر احتیاط واجب باید به آن قسم عمل كند. قسم را باید به زبان بیاورد، بنابراین اگر در قلبش بگذراند كافى نیست و در كتابت و نوشتن احتیاط، عمل به آن است، ولى آدم

 

[448]

لال اگر با اشاره قسم بخورد صحیح است. عمل كردن به قسم براى او ممكن باشد و اگر موقعى كه قسم مى خورد ممكن باشد ولى بعداً عاجز شود یا مشقّت شدید داشته باشد از همان وقت كه چنین شده قسم او به هم مى خورد.





نوع مطلب : رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى، 
برچسب ها : شرایط قسم خوردن،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 20 دی 1389 :: نویسنده : احسان

شرایط و احكام نذر و عهد

مسأله 2274ـ نذر در صورتى صحیح است كه براى آن صیغه خوانده شود، خواه به عربى باشد یا زبانهاى دیگر، بنابراین اگر بگوید چنانچه فلان حاجت من روا شود براى خدا بر من است كه فلان مقدار مال را به فقیر بدهم، نذر او صحیح است، بلكه اگر بگوید نذر مى كنم براى خدا اگر فلان حاجت من رواشود فلان كار خیر را انجام دهم، كافى است.

مسأله 2275ـ نذر در صورتى صحیح است كه از انسان بالغ و عاقل انجام شود و از روى اختیار و قصد باشد، بنابراین نذر از روى اجبار، یا به واسطه عصبانى شدن و از

 

[444]

دست دادن اختیار، صحیح نیست.

مسأله 2276ـ آدم سفیهى كه مال خود را در كارهاى بیهوده مصرف مى كند، همچنین كسى كه حاكم شرع او را به خاطر ورشكست شدن از تصرّف در اموالش جلوگیرى كرده، نذرهاى مربوط به اموالشان صحیح نیست.

مسأله 2277ـ نذر زن اگر مزاحم حقوق شوهر باشد بى اجازه او باطل است و اگر مزاحم نباشد احتیاط مستحب آن است كه با اجازه او باشد.

مسأله 2278ـ اگر زن در جایى كه احتیاج به اجازه شوهر دارد با اجازه او نذر كند، شوهرش بنابراحتیاط واجب نمى تواند نذر او را به هم بزند یا او را از عمل كردن به نذر جلوگیرى نماید.

مسأله 2279ـ نذر فرزند احتیاجى به اجازه پدر ندارد، مگر این كه كار او مایه آزار پدر باشد كه دراین صورت نذر او صحیح نیست.

مسأله 2280ـ نذر در مورد كارهایى صحیح است كه انجام آن ممكن باشد.

مسأله 2281ـ كارى را كه انسان نذر مى كند باید شرعاً مطلوب باشد، بنابراین نذر كار حرام، یا مكروه، یا ترك واجب و مستحب، صحیح نیست.

مسأله 2282ـ لازم نیست جزئیّات و خصوصیّات عملى كه نذر كرده مطلوب باشد، همین اندازه كه اصل آن شرعاً مطلوب باشد كافى است، مثلاً اگر نذر كند شب اوّل هر ماه نماز شب بخواند صحیح است و باید به آن عمل كند، یا اگر نذر كند در محلّ خاصّى فقرا را اطعام نماید باید مطابق آن عمل نماید.

مسأله 2283ـ كار مباحى كه انجام و ترك آن از هر جهت مساوى است نذر انجام آن صحیح نیست، ولى اگر انجام یا ترك آن از جهتى بهتر باشد و به همان منظور نذر كند صحیح است، مثلاً نذر كند غذایى بخورد كه براى عبادت قوّت گیرد یا غذایى كه مایه سستى بدن او براى انجام عبادت مى شود ترك نماید.

مسأله 2284ـ هرگاه نذر كند روزه بگیرد ولى وقت و مقدار آن را معیّن نكند، چنانچه یك روز روزه بگیرد كافى است، همچنین اگر نذر كند نماز بخواند و مقدار و خصوصیّات آن را معیّن نكند یك نماز دو ركعتى كفایت مى كند، نذر سایر كارهاى

 

[445]

خیر نیز همین گونه است.

مسأله 2285ـ هرگاه نذر كند روز معیّنى را روزه بگیرد، احتیاط واجب آن است كه آن روز سفر نكند تا بتواند روزه خود را به جا آورد و چنانچه در آن روز مسافرت كند قضاى آن روز بر او واجب است و احتیاط واجب آن است كه كفّاره نیز بدهد.

مسأله 2286ـ اگر كسى از روى اختیار به نذر خود عمل نكند گناه كرده و باید كفّاره بدهد و كفّاره نذر عبارت است از اطعام شصت فقیر، یا دو ماه پى در پى روزه گرفتن، یا یك بنده آزاد كردن.

مسأله 2287ـ اگر نذر كند تا وقت معیّنى عملى را ترك نماید بعد از گذشتن آن وقت مى تواند آن كار را به جا آورد و اگر پیش از گذشتن وقت از روى فراموشى یا اجبار انجام دهد چیزى بر او نیست، ولى لازم است تا آخر وقت نذر، آن عمل را به جا نیاورد و اگر بدون عذر آن را به جا آورد باید مطابق آنچه در مسأله پیش گفته شد كفّاره بدهد.

مسأله 2288ـ كسى كه نذر كرده عملى را مستمرّاً ترك كند و زمانى براى آن معیّن ننموده، چنانچه از روى اختیار آن را به جا آورد براى دفعه اوّل باید كفّاره بدهد و اگر نذر او چنان بوده كه هر دفعه از آن عمل، مستقلاًّ تحت نذر قرار داشته احتیاط واجب آن است كه براى هر دفعه، كفّاره اى بدهد، امّا اگر چنین قصدى نداشته، یا شك كند قصدش چگونه بوده یك كفّاره بیشتر واجب نیست.

مسأله 2289ـ اگر نذر كند در هر هفته روز معیّنى (مثلاً روز جمعه) را روزه بگیرد، چنانچه یكى از جمعه ها مصادف با عید فطر یا قربان شود، یا عذر دیگرى مانند حیض براى او پیش آید، باید روزه راترك كند احتیاطاً قضاى آن را به جا آورد.

مسأله 2290ـ هرگاه نذر كند مقدار معیّنى را صدقه دهد، چنانچه پیش از دادن صدقه بمیرد باید آن مقدار را از مال او صدقه بدهند.

مسأله 2291ـ هرگاه نذر كند به فقیر معیّنى صدقه دهد نمى تواند آن را به دیگرى دهد و اگر آن فقیر بمیرد بنابر احتیاط به ورثه او بدهد.

مسأله 2292ـ هرگاه نذر كند به زیارت یكى از امامان مثلاً به زیارت حضرت امام

 

[446]

حسین(علیه السلام) مشرّف شود، اگر به زیارت امام دیگرى برود كافى نیست و هرگاه به واسطه عذرى نتواند آن امام را زیارت كند چیزى بر او نیست.

مسأله 2293ـ كسى كه نذر كرده زیارت برود ولى غسل زیارت و نماز آن را نذر نكرده، لازم نیست آنها را به جا آورد.

مسأله 2294ـ اگر چیزى براى حرم یكى از امامان یا امامزادگان نذر كند باید آن را به مصارف حرم برساند، از قبیل تعمیرات و فرش و روشنایى و خدّامى كه مشغول خدمت هستند و مانند آن، ولى اگر چیزى براى خود امام(علیه السلام) یا امامزاده نذر كرده بى آن كه نام حرم را ببرد، مى تواند علاوه بر امورى كه ذكر شد صرف مجالس عزادارى و سوگوارى یا نشر آثار آن بزرگواران، یا كمك به زوّار آنها یا هر كار دیگرى كه نسبتى با آنها دارد بكند.

مسأله 2295ـ گوسفندى را كه نذر كرده اند پشم آن و مقدارى كه چاق مى شود جزء نذر است و اگر پیش از آن كه گوسفند به مصرف نذر برسد بچّه اى بیاورد، یا شیر دهد، احتیاط واجب آن است آن را هم به مصرف نذر برساند.

مسأله 2296ـ هرگاه نذر كند اگر مریض او خوب شود یا مسافرش سالم بازگردد فلان كار خیر را انجام دهد، چنانچه معلوم شود پیش از نذر كردن مریض او خوب شده، یا مسافر آمده است، عمل كردن به نذر واجب نیست.

مسأله 2297ـ هرگاه پدر یا مادرى نذر كند دختر خود را به سیّد شوهر دهد نذر آنها اعتبارى ندارد و هنگامى كه دختر به حدّ بلوغ رسید اختیار با خود اوست.

مسأله 2298ـ عمل كردن به «عهد» مانند نذر واجب است به شرط این كه صیغه عهد را بخواند، مثلاً بگوید: «با خدا عهد كردم كه فلان كار خیر را انجام دهم» امّا اگر صیغه نخواند، یا آن كار شرعاً مطلوب نباشد عهد او اعتبارى ندارد.

مسأله 2299ـ كسى كه به عهد خود با شرایط بالا عمل نكند باید كفّاره بدهد و كفاره عهد مانند كفاره نذر است، یعنى سیر كردن شصت فقیر، یا دوماه روزه پى در پى (یعنى سى و یك روز آن را پشت سر هم به جا آورد) یا آزاد كردن یك بنده.





نوع مطلب : رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى، 
برچسب ها : شرایط و احكام نذر و عهد،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 دی 1389 :: نویسنده : احسان

نــذر و عهد

 

 

 

مسأله 2272ـ «نذر» آن است كه كار خیرى را براى خدا بر عهده خود قراردهد، یا ترك كارى كه نكردن آن بهتر است.

مسأله 2273ـ نذر دو قسم است: نذرى كه به صورت «مشروط» انجام مى شود، مثلاً مى گوید: چنانچه مریض من خوب شود انجام فلان كار براى خدا بر عهده من است (این را «نذر شكر» گویند) یا اگر مرتكب فلان كار بد شوم فلان كار خیر را براى خدا انجام خواهم داد (و آن را «نذر زجر» گویند)، دوم نذر مطلق است و آن این كه بدون هیچ قید و شرطى بگوید: «من براى خدا نذر مى كنم كه نماز شب بخوانم» و همه اینها صحیح است.





نوع مطلب : رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى، 
برچسب ها : نــذر و عهد،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 دی 1389 :: نویسنده : احسان

مستحبّات و مكروهات آشامیدن آب

مسأله 2270ـ چند كار در روایات به هنگام آشامیدن آب توصیه شده است: آب را بطور مكیدن بیاشامد در روز ایستاده آب بخورد پیش از نوشیدن آب «بسم اللّه» و بعد آن «الحمد للّه» بگوید. آب را به سه نفس بیاشامد، نه یك نفس. از روى میل آب بیاشامد. بعد از نوشیدن آب حضرت امام حسین(علیه السلام) و اهل او را یاد كند و قاتلان ایشان را لعنت نماید.

مسأله 2271ـ در روایات از چند چیز در موقع آشامیدن آب نهى شده است: زیاد آشامیدن. آشامیدن آب بعد از غذاى چرب ایستاده نوشیدن در شب نوشیدن آب بادست چپ نوشیدن از جاى شكسته كوزه یا طرفى كه دسته آن است





نوع مطلب : رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى، 
برچسب ها : مستحبّات و مكروهات آشامیدن آب،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب