تبلیغات
دانشنامه آزاد - دعاى باران

دوستان

Page Ranking Tool ۩۞۩ جذابترین های اینترنت=برمودا ۩۞۩ ۩۞۩ جذابترین های اینترنت=برمودا ۩۞۩ ..... آگهی رایگان آگهی رایگان ..... یاس دانلود .:: یاس دانلود ::. - .:: دانلود رایگان نرم افزار + تبادل لینک اتوماتیک ::. Download For PC Download For PC ..... Used Engines Used Engines ..... اگه بی کاری بیا تو اگه بی کاری بیا تو ..... ایستك 20 ایستك 20 ..... آسیستول آسیستول ..... بزرگترین وبلاگ خبری تحلیلی سیاسی ایران بزرگترین وبلاگ خبری تحلیلی سیاسی ایران ..... بهترین سایت تفریحی ایران بهترین سایت تفریحی ایران ..... بی نشونی بی نشونی ..... بیطار مبارز غیبت بیطار مبارز غیبت ..... تبادل لینک تبادل لینک ..... تبادل لینک تبادل لینک ..... جانم فدای رهب جانم فدای رهب ..... حسابداری (مسعود یزدانی) حسابداری (مسعود یزدانی) ..... دایرکتوری تبادل لینک دایرکتوری تبادل لینک ..... دل نوشته های سپهر دل نوشته های سپهر ..... دلباختگان ثامن الائمه (ع) دلباختگان ثامن الائمه (ع) ..... دنبال یه پسر خوب می گردم..... دنبال یه پسر خوب می گردم..... ..... دولت 63 درصدی دولت 63 درصدی ..... زاگرس 831 زاگرس 831 ..... زندگی زیباست زندگی زیباست ..... سایت تفریحی صبافان سایت تفریحی صبافان ..... سلام چه خبر همه نوع آگهی استخدام ..... شارژ بخر ،سكه طلا ببر شارژ بخر ،سكه طلا ببر ..... طنز و خنده و جک طنز و خنده و جک ..... عکس ، شعر و مطالبی از دکتر علی شریعتی عکس ، شعر و مطالبی از دکتر علی شریعتی ..... فروش کارتون های قدیمی فروش کارتون های قدیمی" title="" target="_blank">فروش کارتون های قدیمی ..... فروشگاه سنگهای معدنی زینتی فروشگاه سنگهای معدنی زینتی ..... فقط حیدر امیرالمومنین است فقط حیدر امیرالمومنین است ..... قشنگ ومشنگ قشنگ ومشنگ ..... کلـــــــبه تاریــــــــک کلـــــــبه تاریــــــــک ..... نصیحت نصیحت ..... نفسم می گیرد در هوایی که نفس تو نیست نفسم می گیرد در هوایی که نفس تو نیست ..... هر آنچه از الکترونیک میخواهید هر آنچه از الکترونیک میخواهید ..... همه نوع آگهی استخدام همه نوع آگهی استخدام ..... Page Ranking Tool

من رو با نام دانشنامه آزاد لینک کنید سپس به من اطلاع دهید تا من هم شما را لینک کنم

جستجو

لینکدونی

نام کتابها

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

فهرست کتابها


تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین


زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان


رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى


استفتائات آیت الله خامنه ای


اسلام پزشك بی دارو

نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد

احكام ولایى در حكومت علوى

كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات

اینترنت 2

بنیان‏هاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود

تدارک جنگ بزرگ

تغییر رهبری در جهان عرب

حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)

خاتمیت، امامت و مهدویت

عدالت اجتماعى

عوامل ناپایدارى حكومت علوى

فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری

دعاى باران

دعاى باران
اى پروردگار مهربان ! اینان بندگان تو و آفریدگان تو باشند كه از تشنگى به ستوه آمده و از بینوایى رنجور و پژمرده شده اند.
مهر فروزان تو بى مهرانه چهره برافروخت و در ریگزار حجاز، آتش خشم و غضب روشن كرد.
دیر بازى است كه پاره ابرى بر این آسمان تفتیده نمى نشیند و بر آتشكده خورشید پرده نمى كشد.

نور آفتاب ، اگر با قطرات باران تواءم شود، كشتگاه هاى ما هم از رطوبت هوا و هم از نور حیات برخوردار مى شوند و ما را نیز از نعمت بى منتهاى تو بیش تر برخوردار مى سازند.
خداوندا! اكنون ملكوت آسمان ها، نعمت خود را از ما دریغ داشته و درهاى رحمت به روى ما بسته شده است . آتشى شعله ور همى بینیم كه بر سرزمین یثرب دامن افكنده و بخارى سوزان همى نگریم كه شهر ما را فراگرفته است .
اگر این آتش از جان مستمندى زبانه مى زند، خدایا خاموشش ساز و اگر این دودها از دودمان تیره بختان برمى خیزد، الهى فروبنشان .
سال خوردگان ما نافرمان باشند و بزرگسالان ما گناه كنند. هنگامى كه شراره هاى غضب تو از آسمان به زمین فرومى بارد، خشك و تر همى بسوزاند و بى گناه و گناه كار را یك جا خاكستر كند.
الهى ! اینك كودكان معصوم ما، جانوران آزاد زمین ، به گناه دیگران مشمول این كیفر شدید شده اند.
چه مى شود كه گناه سال خوردگان را به خردسالان ببخشى و بر بیچارگى و بینوایى حیوانات زبان بسته ما رحمت آورى .
پروردگارا! بارانى بر ما فروبار كه پاك و روشن باشد تا اراضى ما را شاداب و جانوران ما را سیراب سازد و بندگان تو را از رنج تشنگى و گرسنگى برهاند.
خداوندا! ما را بهار نوشین بنوشان و چنان كن كه اراضى ما سرسبز و مزرعه هاى ما بارور و چراگاه حیوانات از علف هاى تازه غنى گردند.
بارانى كه بر ما گوارا افتد و ابرى كه بر خانه ما سایه بركت و رحمت افكند.
بارانى كه سودمند و پربار باشد و ابرى كه به فرمان تو به نام احیاى اراضى و نجات برزگران برخیزد. تا از رطوبتش چشمه ها پرآب و درختان آبستن و شكوفه ها شكفته و خندان شوند.
تا از بركت آن باران ، صحنه خاك از نقش و نگار آرایش گیرد و جمال باغ همچون بوستان بهشت به جلوه درآید.
الهى ! ما از ابرهاى خشمناك و آتش افروز و صاعقه افكن تو به تو پناه مى بریم و از انتقام تو همچنان به درگاه تو مى گریزیم .
مبادا كه به جاى رحمت ، غضب و عوض آب ، آتش بر ما فروریزد.

الهى ! این چشمان گریه آلود و دست هاى كوتاه ماست كه یكى به جانب تو مستمندانه دوخته شده و دیگرى به درگاه تو درویشانه پیش آمده است .


این قلب هاى ماست كه با اشتیاق همى خواهد قفس سینه را در هم شكند و به سوى بهشت تو بال و پر بگشاید.
این جان هاى ماست كه به عالم بالا بال گشوده و از دعوت تو انتظار مى كشد.
بر این جان ها و دل ها رحمت فرماى و ابر رحمت را برانگیز و باران بركت را فروریز.انك سمیع مجیب
دعاى پیامبر مستجاب شد و یك هفته شب و روز باران مى بارید تا آن جا كه مردم مدینه به تنگ آمده و به عرض رسول اكرم رسانیدند كه :
غرقت الارض و تهدمت البیوت و انقطعت السبیل ، فادع الله ان یصرفها عنا
زمین در آب باران غرق شد و خانه ها سر به ویرانى گذاشت و راه ها بند آمد. از درگاه پروردگار مساءلت كن كه بلا را از ما بگرداند.
رسول اكرم با تبسم فرمود:
- عموى عزیزم ابوطالب شاد باد اگر امروز زنده بود شاهد گفتار خویش را مى یافت .
همین كه نام پدر به گوش على رسید عرض كرد یا رسول الله ! به یاد این شعر افتاده اى كه پدرم در منقبت و فضیلت تو گفته بود:و ابیض یسقى الغمام بوجهه ثمال الیتامى عصمة للاءرامل

آن سپید روى كه به روى مباركش از ابرها باران طلبید و آن كس كه پناه كودكان یتیم و پشتیبان زنان بى سرپرست است .
این سخن اشاره به یك قصیده بزرگ است كه ابوطالب در منقبت رسول اكرم انشاد كرده و شعرى كه در اینجا یاد شده یك بیت از صد و دوازده بیت آن قصیده غراست .
این قصیده نمونه روشن و مجللى از ادبیات عهد جاهلیت است كه ابوطالب عمران بن عبدالمطلب به نام نامى برادرزاده اش محمد سروده و امیرالمؤ منین این قصیده را بسیار دوست مى داشت و ما هم به نام خدمت به ادبیات و هم از این لحاظ كه ((بیوگرافى )) رسول اكرم را از زبان عمویش ‍ بشنویم و از همه بیش تر به خاطر مقدس امیرالمومنین على كه این قصیده را دوست مى داشت به ترجمه اش همت مى گماریم .
1- ((دوستان من ! گوش من به ملامت كس
چه به حق و چه به باطل باشد، شنوا نیست ))
2- ((دوستان من ! در برابر حوادث دشوار، بناى خردمندى بر امر و نهى قرار ندارد.))
3- ((در آن جا كه مردم را از خصلت و داد به دور یافتم
و دیدم كه رشته هاى مودت را از هم گسیختند.))
4- ((و دیدم كه آشكارا كمر به عداوت ما بسته اند
و دیدم كه گوش اطاعت به دستور دشمن سپرده اند))
5- ((و دیدم كه با دشمنان كینه ورز ما دست بیعت داده اند
و پشت سر ما انگشت خشم به دندان مى گزند.))
6- ((خاطر پریشانم را با نیزه اى مردافكن
و شمشیرى برنده كه میراث ملوك است به من خوش كرده اند.))
7- ((برادرانم را در برابر خانه كعبه فراخوانده ام
و به جامه فاخر خانه كعبه چنگ زده ام .))
8- ((یك باره در برابر كعبه برپاخاسته ایم ،
در آن جا كه نمازگزاران نماز مى گزارند.))
9- ((در آن جا كه قبیله اشعر شترانشان را مى خوابانند،
در آن جا كه بت هاى ((اساف )) و ((نایل )) نشسته اند.))
10- ((بت هایى كه بر پیكرشان خط و خال گذاشته اند
و نشانه هایش میان ((سدیس )) و ((بازل )) محصور است .))
11- ((بر گردنشان از مهره هایى دریایى و سنگ ریزه ، زینت آویخته اند
و این آویزه ها همچون خوشه هاى خرما آویزان است .))
12- ((از طعنه هاى مردم به پروردگار مردم پناه مى برم
و از شر بدخواهان و یاوه سرایان در پناه او ایمن مى مانم ))
12- ((پناه ما از آنان كه ما را در پنهان به بدى یاد مى كنند
و به دین حنیف ما تهمت هاى ناروا مى بندند.))
13- ((و از كوه ثور و آنان كه بر قله اش قرار گرفته اند،
از مردمى كه در ارتفاعات عروج و نزول دارند، جداست .))
14- ((به خانه كعبه قسم یاد همى كنم كه در ناف مكه نشسته
و به خدا، خدایى كه از حال ما غافل نیست قسم یاد مى كنم .))
15- ((به این سنگ سیاه كه هر ظهر و شام ،
بندگان خدا بدان دست مى سایند.))
16- ((به آن سنگ كه ابراهیم خلیل با پاهاى برهنه ،
بر آن قدم گذاشته و قدمگاه اوست .))
17- ((به گذرگاه حجاج میان مروه و صفا
و به صورت ها و تمثال هایى كه در آن جا ترسیم شده است .))
18- ((به آنان كه در راه خدا خانه او را زیارت همى كنند
و نذرها همى گذارند، خواه پیاده و خواه سواره ))
19- ((به مشعر حرام كه در آن جا عهد و پیمان همى بندند
و به دامن هاى وسیعى كه به پاى كوه ها، دامن كشیده است .))
20- ((و به آن توقف ها كه شب ها به روى كوه ها صورت پذیرد
و به آنان كه با دست هاى خود سینه شتران را بر پاى مى دارند))
21- ((و به آن شب ها كه دور هم جمع مى شوند و به منزل هاى ((منا))
از شب هاى اجتماع و منزل هاى مناجاتى ، محترم تر نیست ))
22- ((و به آن اجتماعات كه شتران و اسبان
آنچنان كه از باران مى گریزند از كنار آن مى گذرند))
23- ((و به جمره كبرا كه وقتى ستایشش كرده ام
با ریگ هاى پیاپى هدفش سازند))
24- ((و قسم به قوم كنده كه شب ها بر ریگزارها به سر برند
و حجاج بكر بن وایل پناهشان دهند))
25- ((دو هم قسم كه دم به دم گره اختلافات را استوارتر سازند
و از وسایل بازگشت و تحكیم مودت ، روى بگردانند))
26- ((سنگ هاى سیاه و سنگین را بشكنند
و چهارپایان خود را همچون شتر مرغ برانند))
27- ((آیا از این پس پناهى براى بى پناهان باقى بماند
و كسى تواند كه دادگرى كند و از خداى بترسد))
28- ((دشمنان قریش دوست همى دارند
كه مرزهاى ترك و كابل را با دست ما ببندند))
29- ((گمان همى دارید كه ما مكه را ترك گوییم
و كوه عرفات را فراموش كنیم ))
30- ((گمان همى دارید كه بى طعن نیزه
و ضرب شمشیر، محمد را تنها گذاریم ))
31- ((قسم به خانه خدا گمان شما به خطا باشد.
قسم به خانه خدا دروغ همى گویید و بیهوده همى پندارید))
32- ((به یارى محمد كه پیامبر خداست بر پاى خیزیم
و بر ضد دشمنانش با نیزه و شمشیر نبرد كنیم ))
33- ((تا آن جا یاریش كنیم كه در پیش پایش به خاك و خون غلتیم
و زنان و فرزندان خویش را از یاد ببریم ))
34- ((قومى پوشیده به آهن ناگهان در برابر شما برخیزند
آنچنان كه شتران آبكش در زیر زنگ هاى بزرگ از جاى بجنبند))
35- ((تا آن لحظه كه كینه خواه را منكوب بیابیم
و سزایش را در كنارش گذاریم ))
36- ((قسم به خدا در آن هنگام كه دامن همت به كمر زنیم ،
شمشیرهاى ما اشراف قوم را از پاى در خواهند آورد))
37- ((از دست جوانمردى كه همچون تیر شهاب ، سوزان و بى پرواست
و شایسته اعتماد و حامى حقیقت و دلاور است ))
38- ((در صمیم لوى بن غالب پرورش یافته
و سرى بى ترس و بازویى توانا دارد))
39- ((روزها و ماه ها و سالى كه بر ما محترم است
و سالى كه در آینده خواهیم داشت همچنان نبرد كنیم ))
40- ((چگونه آل هاشم ((واى بر شما)) محمد را ترك خواهید گفت ؟ محمد
سید گرانمایه اى كه حریم خود را بى سستى و درنگ ، حمایت خواهد كرد.))
41- ((محمد آن مبارك طلعتى كه از بركت چهره وى ابرها ببارند.
محمد آن پناه مطمئنى كه ملجاء ایتام و ذخیره بیوه زنان است ))
42- ((آل هاشم وقتى خطرى را احساس كنند به دامن وى گریزند
و بر دامن وى رحمت و بخشایش و محبت یابند))
43- ((به جان خود قسم یاد مى كنم كه ((اسید)) و ((بكره ))
در دشمنى ما به افراط رفته اند و ما را خوراك خویش شمرده اند))
44- ((اسید و خالد كه با ما رحامت دارند از رحامت ،
جزاى بد بیابند، یك كیفر شدید و سریع ))
45- ((اگر چه عثمان و، فیقه بر ما نتاخته اند؛
ولى به دشمنان ما پیوسته اند))
46- ((در برابر ((ابى )) و ((عبد یغوث )) سر طاعت فرود آوردند
و گوش هوش به سخنان ما فرا ندادند.))
47- ((به همان ترتیب كه ((سبع )) و ((نوفل )) در دیدار ما
از ما بى مجامله روى برتافتند))
48- ((در آن روز كه با هم رو به رو شویم
خواهند دید كه ما هم با صماع كامل برایشان كیل خواهیم كرد))
49- ((و همچنان ابو عمرو كه جز به عداوت ما نمى اندیشد
و فرصت مى جوید تا ما را از خاك حجاز آواره سازد))
50- ((بر ضد ما هر صبح و شب نجوى مى كند
همچنان نجوى كن اى اباعمرو و همچنان فتنه برانگیز))
51- ((قسم یاد مى كند كه حیله هاى فتنه گر خود را پنهان بدارد
ولى ما اندیشه هاى او را آشكارا همى بینیم ))
52- ((دشمنى ما فراخناى جهان را در چشمش تنگ كرده ،
آنچنان كه میان اخشب و مجادل نمى تواند قرار گیرد))
53- ((از ابا الولید بپرسید تو را چه رسیده ؟
كه در میان ما همچون فریب گران از ما اعراض كنى ))
54- ((تو آن باشى كه قومى در سایه فكر و فضیلت تو
زندگى كنند. تو نیكو مى دانى كه چنینى ))
55- ((اى عقبه ! به گفتار دشمنان دوست نماى گوش مكن
این قوم حسود، دروغگو و كینه توز و حادثه خواهند))
56- ((من از این قوم باكى ندارم ولى تو
اى پسر عم من ! تو در آسایش و نعمت زنده باش ))
57- ((بدیهى است كه اگر از این قوم نپرهیزى
جان تو از زلزله هاى حوادث ایمن نخواهد ماند))
58- ((ابوسفیان بر ما به حالت اعراض گذشت ،
انگار كه مركب پادشاهى مقتدر همى خواهد گذرد))
59- ((وى به سوى نجد و آب هاى گواراى آن جا مى گریزد
و مى داند كه من از خانواده خود هرگز غافل نیستم .))
60- ((با ما سخن از پند و اندرز به میان مى آورد
آنچنان كه پندارى با ناصحى مشفق نشسته اى ))
61- ((اى مطعم ! به یاد دارى كه در روز حادثه به یاریت برخاستم
و در آن روز دشوار جز من یاورى نداشتى ؟))
62- ((در آن روز كه دشمنان با شدت بسیار بر تو حمله آورده بودند
و با منتهاى عداوت به قصد جانت كمر بسته بودند))
63- ((اى معطم ! در آن حادثه كریه به چنگ دشمن در افتاده بودى ؛ ولى
من كه وقتى پناهنده اى بپذیرم تا پاى جانم خواهم ایستاد))
64- ((خدا با بنى عبد شمس و بنى نوفل به بدى سزا فرماید.
كیفرى سریع كه درنگ نپذیرد به آنان برسد.))
65- ((با آن عدالت كه یك جو، از انصاف منحرف نباشد،
این اقوام را عقوبت و مجازات كند))
66- ((در آن هنگام كه عقیده خویش را در احقاق حق عوض كردند،
سستى و سفاهت فكرشان آشكار گردید))
67- ((ما هستیم كه هسته وجود ما در صمیم طایفه هاشم پرورش یافته
و ما فرزندان قصى بن غالبیم كه میراث افتخار و شرف داریم .))
68- ((ما هستیم كه افتخار سقایت حجاج ، ویژه ما بود
و ما بلندترین شاخه ایم كه بر درخت شرف روییده شده ایم ))
69- ((ولى این قوم كه در برابر ما قرار گرفته اند فرزندان كنیز
دیوانه اى هستند كه نسب به بردگان فرومایه مى رسانند))
70- ((بنى سهیم ، بنى مخزوم كه بر ضد ما فریاد كشیدند
و با دشمنان ما دست اتحاد داده اند))
71- ((بنى سهم كه با بنى عدى بن كعب
به خلاف ما توطئه و دسیسه بسته اند))
72- ((بى آن كه میان ما خونى به ناحق به جاى باشد
بر ضد ما از خشم و كینه ، دست خویش بگزند))
73- ((آن رشته ها را كه در عهد لوى بن غالب بسته بودیم
یك باره از هم گسیخته و سر عداوت گرفتند.))
74- ((و خانواده نفیل ، قومى شرور و بدكار
و پست ترین طایفه اى است از آل قریش ))
75- ((ولى عبد مناف شریف ترین شخصیت در قوم شماست .
شما در این پیشه كه به پیش گرفته اید با فرومایگان همراه نباشید))
76- ((از آن مى ترسم كه پند من نشنوید و پروردگار متعال ،
قصه شما را همچون افسانه هاى وایل عبرت دیگران سازد))
77- ((به جان خودم سوگند كه سبك شده اید. عاجز مانده اید،
به كارى دست زده اید كه خطایش آشكار است ))
78- ((شما تا گذشته نزدیكى هیزم یك دیگ بوده اید
و اكنون زیر دیگ هاى بزرگ مسى و سنگى شعله مى كشید))
79- ((این انحراف و پستى كه قومى از عبد مناف به پیش گرفته اند
جز غضب و ناخشنودى ما نتیجه اى نخواهد بخشید))
80- ((اگر ما از روش شما بیزارى بجوییم ،
شما هرگز روى رشد و صلاح نخواهید دید))
81- ((اگر به خانواده قصى شبى بلایى فرود آید،
تنها ما باشیم كه به دفع بلا برخیزیم و حمایتشان كنیم ))
82- ((اگر راست پندارند هرگز هوس نكنند،
كه ما مایه غم و حسرت زنان خانه نشین باشیم ))
83- ((اگر بنى كعب طایفه اى ریشه دار باشد،
به ناچار روزى به جهل خویش پى خواهد برد))
84- ((و اگر بنى كعب روزى بر پاى خویش بایستد،
خذلان و رسوایى خویش را خواهد یافت ))
85- ((ما در عهد قدیم قومى را محترم مى شمردیم
كه اكنون با كارد و بیل مى خواهند سر از تن ما بردارند
86- ((اى بنى اسد در خانه ما را با مشت مكوبید
و از مردم باطل جو و گمراه كمك مگیرید))
87- ((تا كنون آنچه دوست و خواهرزاده براى خویش ذخیره كرده ایم
عاقبت این ذخیره را یاوه و بیهوده یافته ایم ))
88- ((تنها تیره اى از كلاب بن مره را تمجید مى كنم
كه در این بلوا به هوادارى ما برخاسته است ))
89- ((بهترین خواهرزادگان و بهترین جوانمردان
زهیر كه همچون شمشیر بر عایل شریف و مهیب است ))
90- ((از نژاد سادات و اكارم
كه نسب به مجد و فضیلت مى رساند))
91- ((به جان خود قسم كه در یارى احمد
و برادران وى همچون خویشاوندى دوست دار، رنج برده ام ))
92- ((ولى پروردگار بندگان یاریش فرموده
و دین بر حقش را كه از بطلان دور است ، آشكار ساخته است ))
93- ((دین احمد در دنیا به جاویدان خواهد ماند
و علیرغم دشمن بدخواه به جهان و جهانیان ، جمال خواهد بخشید))
94- ((كیست كه بتواند قبله آرزوها باشد
و كیست كه بتواند با وى در جانب مقایسه قرار گیرد))
95- ((احمد رشید و حلیم ، احمد بردبار و متین ،
احمدى كه خداى یكتا را مى پرستد و خداى از وى غافل نیست ))
96- ((به خدا قسم اگر نترسم كه به گذشتگان ما دشنام دهند
و در محفل ها از نیاكان ما به بدى یاد كنند))
97- ((سر تسلیم به دعوت وى فرود مى آورم
و در همه حال به دنبال وى راه مى سپرم ))
98- ((مگر نمى دانید كه فرزند ما را كس نتواند تكذیب كرد
و كس تا كنون از دهانش سخنى ناسنجیده نشنیده است ))
99- ((در پیرامونش مردمى كریم و شریف گرد آمده اند
كه به پدرانى عزیز و كریم نسب مى رسانند))
100- ((با چنین قوم در برابر دشمن همى ایستیم
تا شیرازه وجودشان را از هم بگسلانیم ))
101- ((با این جوانان كریم و شریف كه هرگز فریب ندهند
و همچون شمشیرهاى درخشان قاطع و مصمم باشند))
102- ((به دشمن حمله آوریم و دمار از روزگار
این قوم جاهل و تجاوزگر بر مى آوریم ))
103- ((همه دانند كه ما از نسل اشراف و اكارم عربیم .
همه دانند كه میراث قومى ما مایه افتخار اقوام است ))
104- ((قبایل عرب بالاخره خواهند دریافت كه من و دشمنان من
كدام یك به اوج و كدام یك به حضیض خواهیم گرایید.))
105- ((و خواهند دریافت كه كدام یك از ما، من یا دشمنان من
از جنگ ملول خواهند شد و میدان نبرد را ترك خواهیم گفت ))
106- ((و خواهند شنید كه من و دشمنان من ،
كدام یك از دم شمشیر خواهیم گذشت و به خاك و خون خواهیم غلتید))
107- ((احمد در میان ما چنان قرار گرفته
كه محال است از مردم متعدى آزارى ببیند))
108- ((من جان خود را فدایش ساخته ام و در برابر وى
از هیچ فداكارى دریغ نخواهم ورزید))
109- ((مسلم است كه پروردگار متعال مقامش را خواهد برانداخت
و در هر دو جهان به اعتلا و عظمتش مشیت خواهد فرمود.))
110- ((چنانچه بر جبینش عظمت جد و پدرش را
در دیروز و امروز آشكارا مى بینم ))
ابو طالب كه به موجب این قصیده ، عقیده خویش را در میان سادات قریش ‍ اظهار داشته بود. این جاست كه علماى امامیه رضوان الله علیهم ابوطالب را موحد و مسلمان و مؤ من به دین محمد (صلى الله علیه وآله ) شناخته اند.

بزرگان قریش

دعوت به اسلام

نخستین مسلمان

فصل چهارم : نخستین جهاد

ازدواج با خدیجه

فصل سوم : در آستانه نبوت

سفر به دمشق

راهب بحیرا

عهد كودكى 2

عهد كودكى

ایران ساسانیان

طایفه بنى عدنان

فصل یكم : نور در ظلمت

سخن دوم

سخن اول

درباره وبلاگ

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
دوستانی که تمایل به تبادل لینک دارید من رو با نام دانشنامه آزاد لینک کنید
سپس به من اطلاع دهید تا من هم شما را لینک کنم
منتظرم
مدیر وبلاگ : احسان

آخرین پست ها

نویسندگان

Real Time Web Analytics