فهرست کتابها
تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان
رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى
نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد
كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات
اینترنت 2
بنیانهاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود
حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)
فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری
شب و روزى پنج بار با رسول اكرم با مهاجر و انصار كعبه را به یاد مى آوردند و به یاد مى آوردند كه مكه معظمه اكنون خانه كفر و شرك و پستى ها و رذایل است و خانه كعبه كه خانه خداست ، بتكده اى شرم انگیز و آلوده ، بیش نیست .
این توجه ، مسلمانان مدینه را بر این وامى داشت كه باید ترتیبى به كار رود كه مكه و كعبه از وجود بت پرستان تطهیر گردد، اما تا كنون كارها همه به دست خدا بود، همه گوش به فرمان خدا داشتند، همه انتظار مى كشیدند كه بر سینه مقدس محمد، وحى الهى نزول كند و پروردگار متعال امر فرماید تا آن امر به اجرا و امتثال درآید.
قصبه ابوا
این قصبه در میان مكه و مدینه قرار داشت و مثنى بن عمرو الضمرى ، شیخ قبیله بنى ضمره و فرماندار ابوا بود.
پیغمبر اكرم دستور فرمود كه یك ستون شصت نفرى تسلیح و تجهیز شوند و شخصا فرماندهى و رهبرى این ستون را به عهده گرفته از مدینه به سمت ابوا عزیمت فرمود.
سعد بن عباده انصارى به جاى پیغمبر امور شهر را اداره مى كرد.
این مانور با موفقیت برگزار شد؛ زیرا مثنى بن عمرو بى هیچ گونه مقاومت تسلیم شد و با پیامبر اكرم صلح كرد.
حضرت رسول تصمیم به قتال نداشت . فقط مى خواست زنگ خطر را در مكه به صدا در آورد و توجه مسلمانان را به سمت مكه جلب كند.
پس از پانزده روز كه پیغمبر با نیروى شصت نفریش در ابوا توقف فرمود، به سوى مدینه بازگشت و پس از چند هفته ، بار دیگر این آزمایش را تكرار كرد.
سیف البحر
بازرگانان قریش از ساحل دریاى سرخ به سمت مكه بازمى گشتند، این گزارش به عرض رسول الله رسیده بود.
حمزه عموى دلاور خود را با سى تن از مهاجران ماءمور فرمود كه راه را بر بازرگانان قریش ببندند.
ابوحكم هشام بن حكم ، معروف به ابوجهل ، قافله سالار قریش بود، قریشى ها سیصد نفر بودند.
حمزه به سوى سیف البحر عزیمت كرد و در همان جا با بازرگانان قریش رو به رو شد.
بیش و كم مقدمات مبارزه آماده شده بود، اما با وساطت مجد بن عمرو جهنى ، این برخورد هم با مصالحه انجام یافت و این دومین مانور بود كه اسلام در برابر كفر به عمل مى آورد. باید گفت در این مانور هم پیروزى با اسلام بود؛ زیرا مبارزه سى تن مهاجر با سیصد تن قرشى مسلح كار چندان مناسبى نبود.
و بعد: ابوجهل وقتى به مكه رسیده به مكه كافر، اعلام خطر كرد.
ابوجهل معنى این مانور را دریافت و گفت : دیر یا زود مدینه خواهد جنبید و دیگر جنبش خود را با صلح و صفا آرام نخواهد ساخت ، تا كار مسلمانان سر و صورت نیافته و تا مبانى اسلام تحكیم نشده ، باید این ریشه را از جا كند و به قول معروف تا مدینه روزگار مكه را به شام نرسانیده ، مكه باید بر مدینه چاشت بخورد.
پسر عكرمه را با دویست تن ، مرد مسلح به سوى مدینه فرستاد.
پیغمبر اكرم نیز ابوعبیدة بن حارث بن عبدالمطلب ، ((عموزاده )) خود را با شصت نفر از مهاجرین در برابرشان تجهیز فرمود.
نیروى عكرمه هم مجهزتر و هم نزدیك به چهار برابر بیش تر بود. بنابراین قریش به موفقیت خود اطمینان زیادترى داشت ، ولى حادثه اى پیش آمد كه لشكر قریش روحیه اش را از دست داد.
هنگامى كه طرفین در برابر هم صف كشیدند، مقداد و عتبه پسران عمرو كه از مكه با سپاه قریش به سمت مدینه آمده بودند، اسب برجهانیدند و به سپاه اسلام ملحق شدند. این دو نفر مسلمان بودند و اسلام خود را مخفى مى داشتند و چون نمى توانستند آشكارا مهاجرت كنند، بدین وسیله خود را از شر مكه كافر نجات دادند. فرار این دو مرد نامى از سپاه قریش ، پشت لشكر عكرمه را شكست .
سعد بن ابى وقاص سردار معروف عرب ، تیرى از تركش به در كشید و به سمت لشكر عكرمه نشانه گرفت و گفت :
- یا رسول الله گواه باش كه هیچ كس پیش از من به سوى لشكر كفر تیر نینداخته است . دلیل من در این فداكارى این است كه دین تو بر حق است و تو به راستى و عدالت مبعوث شده اى .
- كار مشركین به همین یك تیر كه به كسى هم آسیبى نرسانیده و هدفى نگرفته بود، ساخته شد.
عكرمه به این گمان كه مسلمانان در گوشه و كنار كمینى گرفته اند و احتمال مى رود كه به هنگام فرصت از جاى بجنبند و آرزوى بازگشت به مكه را براى همیشه در دل مشركین بگذارند به عقب نشینى فرمان داد.
عكرمه با دویست تن لشكر مسلح و مجهز خود فرار كرد و مسلمانان از فرار دشمن بسیار خشنود شدند و باز هم با پیروزى به مدینه بازگشتند و به دنبال این مانور، چند مانور دیگر هم كه تحت رهبرى سعد بن ابى وقاص و چند تن دیگر از دلاوران مهاجر و انصار صورت گرفته بود، ترتیب داد تا بنیان جنگ بدر پى ریزى شد و مسلمانان ستم كشیده و زجر دیده و از دست مشركین مكه به مدینه فرار كرده ، آماده شدند كه ضربه كمرشكنى بر قریش بت پرست فرود آرند.