تبلیغات
دانشنامه آزاد - دعوت به اسلام
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 5 مرداد 1389 :: نویسنده : احسان
دعوت به اسلام
تا این آیه از درگاه متعال به رسول اكرم نزول كرد: و انذر عشیرتك الاقربین (19)
این نخستین دعوت آشكار بود كه رسول اكرم الهى محمد بن عبدالله (صلى الله علیه وآله ) بر ضد كفر و شرك ابراز فرمود.
در قصر مجلل خدیجه كه همواره براى پذیرایى مهمانان خوانده و ناخوانده ، آماده بود، بنى هاشم انجمن آراستند. بنى هاشم عشیره اقربین خویشاوندان نزدیك پیغمبر بودند و مقرر بود كه براى نخستین بار، این قوم به توحید فراخوانده شوند.
پسران عبدالمطلب و نبیرگان وى در آن تالار وسیع هر یك بر جاى خود آرام گرفتند و پذیرایى انجام یافت .

در این هنگام نوبت به این رسید كه علت این دعوت آشكار شود.
پیامبر اكرم در جاى خود بر پاى خاست و لب به سپاس و ستایش پروردگار گشود و سپس فرمود كه : من در میان شما عمرى به امانت و عفاف سپرى ساخته ام . مرا محمد امین نامیده اند. همه در همه جا و همیشه به امانت و عفاف من اعتماد همى كردند، آیا چنین نیست ؟
همه یك صدا به گفتار وى تصدیق دادند.
در این هنگام فرمود كه : شما نزدیك ترین كسان من ، قوم من ، عشیره اقربین من ، عمو و عموزاده ها و برادران من به شمار مى آیید. مرا خداوند بى شریك و بى همتا به نبوت برانگیخت . به من وحى فرمود كه مردم را به سوى توحید و اخلاق و فضیلت دعوت كنم چنین خواستم كه ابتدا شما را به این نعمت گرانبها بخوانم . ابتدا شما را به تصدیق و توحید سرافراز بدارم . هم اكنون به من پاسخ گویید. به یگانگى ذات اقدس الهى و نبوت من گواهى دهید.
سكوت مطلق بر بنى هاشم سایه افكند. چنان كه گویى بر سر این قوم خاك مرگ افشانده بودند. هیچ كس لب به سخن باز نكرد. از تكذیب و تصدیق ، از مثبت و منفى كسى حرفى نگفت . رسول اكرم سخنان عمیق و قوى و مستدل خود را دو سه بار تكرار فرمود.
در میان این قوم كه ساكت و صامت نشسته بودند و همچون مجذوبین ، یاراى نفس زدن نداشتند، تنها یك نفر پیش خود آهسته جوش و خروشى مى كرد و این یك نفر عنصرى پلید و فرومایه بود كه به غلط در دودمان هاشم ابن عبد مناف افتاده بود. این مرد ((عبدالعزى بن عبدالمطلب )) بود. كنیه اش ابولهب (20) بود. زنش ام جمیل دختر حرب بن امیه و خواهر صخر بن امیه ، یعنى ابوسفیان بود.
ابولهب ، البته پسر عبدالمطلب بود، ولى همچون وصله ناجورى ، این دودمان را همیشه به ننگ مى كشید. همیشه بر شرف خانواده خود لكه مى انداخت .
این عبدالعزى به اعتبار این كه پسر عبدالمطلب و عموى محمد است ، در این انجمن حضور داشت ، اما از ابتدا بنایش به پستى و فرومایگى بود.
در همان نخستین بار آهسته گفت :
- محمد مى خواهد بچه هاى خانواده ما را جادو كند.
این قرقر بى جواب مانده بود، ولى در این هنگام سخن رسمى تر و جدى تر به میان آمده بود. ابولهب از جاى برخاست و به نام خانواده عبدالمطلب در پاسخ برادرزاده اش چنین گفت :
- هرگز، هرگز بنى هاشم تو را تصدیق نخواهند كرد. اى پسر عبدالله ! خیال كردى با این ادعاها مى توانى بر قوم خود سیادت و ریاست به دست بیاورى ؟
قوم تو هرگز به سیادت و ریاست تو تسلیم نخواهند شد. تو گمان دارى كه قریش خدایان خود را به خاطر خداى نادیده تو از قبله خویش بر خواهد داشت ؟ هرگز این گمان به حقیقت نخواهد پیوست . بى جهت خود را به مشقت مینداز، بى جهت آزار خویش و قوم خویش را مخواه ، این است پاسخ تو.
ولى رسول الله آنچنان كه پاسخ ابولهب را پاسخ خود نشمرده و اساسا سخنانش را نشنیده باشد، فرمود: اى بنى عبدالمطلب ! گمان ندارم هیچ انسان براى خانواده خود شرفى عظیم تر از آنچه من آورده ام آورده باشد. این شرف عظیم را دریابید.
ابولهب دوباره نعره كشید:
- با این خداى تنها كه تو آورده اى كارى از پیش نخواهد رفت . ما را با خدایان ما آسوده بگذار و خود با خداى تنهایت از قوم بركنار باش .
رسول اكرم با همان مناعت و بى اعتنایى فرمود:
((من پیش شما اى بنى عبدالمطلب با خیر دنیا و آخرت آمده ام . خیر دنیا و آخرت را از پیش خود مرانید.))
باز هم ابولهب جواب داد:
- این خیر دنیا و آخرت بر تو ارزانى باشد. ما را به خیر تو امیدى نیست .
یاوه گویى هاى ابولهب آهسته ، آهسته پرده شرم را از پیش چشم بنى هاشم درید. نیش به نیشخندها چاك خورد. و استهزا و مسخره از دهان هایى كه آلوده به شراب و ربا بود بیرون پرید. حتى عباس حتى حمزه ، این دو عموى پیامبر كه از دیگران به صلاح و سداد نزدیك تر بودند، حتى این دو نفر هم نتوانستند رشد خویش را بشناسند. تنها ابوطالب بود كه مطلقا خاموش ‍ نشسته بود.
على (علیه السلام ) كه به عنوان خدمتكار پیغمبر در برابرش ایستاده بود و از مهمانانش پذیرایى مى كرد، چنان خشمناك بود كه اگر از پیشواى گرامیش ‍ اجازه مبهمى هم داشت بى دریغ به جان عموها و بنى اعمامش ، حتى به جان پدرش ابوطالب حمله ور مى شد و سزاى این خودسرى ها و هرزه درایى ها را در كنارشان مى گذاشت ، اما افسوس كه رسول اكرم را همچنان آرام و خون سرد مى دید.
مى دید كه در برابر این همه اهانت و جسارت ها، باز هم لبخند بر لب دارد و باز هم مى فرماید:
((اى بنى عبدالمطلب ! به خیر خویش پشت پا مزنید، كفران نعمت روا مدارید، من شما را به راه راست هدایت مى كنم . من به شما شرف و افتخار مى بخشم .))
ابولهب همچون درنده اى زنجیر گسسته از جا پرید و عربده كشید:
- اى محمد! ما از سحر تو بى خبر نیستیم . ما مى دانیم كه جادوگرى توانایى ، ولى اطمینانت مى دهم كه سحر تو هرگز در جان ما اثر نخواهد بخشید. این محال است كه سخنان دلرباى تو ما را از خدایان ما باز بدارد.
و بعد رو به جانب قوم كرد و گفت :
- برخیزید، برخیزید این خانه نامبارك را ترك گویید. از این پسر جادوگر برحذر باشید.
نعره ابولهب بنى عبدالمطلب را چنان به هول و هراس انداخت كه همه یك باره از جا جنبیدند. چنان كه در برابر خطرى عظیم قرار گرفته باشند، حالت گریز به خود گرفته بودند، ولى رسول اكرم در آستانه در، بازوهاى مقدس خود را گشود و جلوشان را گرفت :
- ((فقط یك سخن دارم و مى خواهم این سخن را هم بشنوید. من در این تكلیف دشوار كه به عهده دارم ، به یك برادر حاجتمندم . آن كس كه در میان آل عبدالمطلب مى تواند برادر من باشد، كیست ؟
آن كیست كه به من در انجام این مسؤ ولیت عظمى برادرانه كمك كند و به پاداش این برادرى براى همیشه برادر من و یار من و وصى من و خلیفه و جانشین من گردد.))
در سكوت مطلق اتاق ، تنها یك صدا به فضا طنین انداخت :
- من این افتخار را استقبال مى كنم یا رسول الله !
این صداى لطیف از گلوى كودكى درآمد كه اسم همایونش على بود.
پیغمبر اكرم پاسخ على را ناشنیده گرفت و دوباره و سه باره پیشنهادش را تكرار فرمود و در هر بار على ، تنها على جواب داد:
- یا رسول الله من برادر تو، من كمك تو، این من هستم كه در راه دعوت تو از هر چه دارم حتى از جان شیرینم مى گذرم .
این جا بود كه محمد پسر عمش على را همچون جان شیرین به آغوش كشید و ابتدا خداى متعال و بعد بنى هاشم را به گواه گرفت :
((یا على ! تو در دنیا و آخرت برادر من و وزیر من و خلیفه بر حق من و نماینده امین من خواهى بود.))
این سخن هم به پایان رسید و راه به روى قوم گشوده شد و بنى هاشم از خانه رحمت و بركت محرومانه بازگشتند و تنها دلشان به این خوش بود كه سحر محمد در دین منحوس و منفورشان اثرى نبخشید.
آرى ، بدین ترتیب ((عشیره اقربین )) پیغمبر اكرم ((انذار)) شدند، ولى از این ((انذار)) نتیجه اى به دست نیامد.
ظلمت وحشت و انحراف چنان جانشان را فروگرفته بود كه به این آسانى رضا نمى دادند از تیه ضلالت به شاهراه هدایت بازگردند.
خاندان هاشم نمى توانستند بر خود هموار كنند كه یتیم عبدالمطلب به نام یك فرستاده آسمانى قیام كند و آنان را به سوى خداى نادیده بخواند، به علاوه از قریش هم ملاحظه داشتند.
رجال قریش همچون عتبه و شیبه و ابوسفیان و هشام بن حكم و عاص ابن وائل و حكم بن ابى العاص و دیگران كه هر یك خویشتن ، را سید حجاز و بزرگ عرب مى خواندند، محال بود دست از آداب جاهلیت و كبریا و خیلاى خانوادگى خود بكشند و در برابر محمد ((هر چند امین و عفیف باشد)) زانوى تسلیم بر خاك بگذارند.
نخستین كسى كه صداى اعتراض بلند كرد، هشام بن حكم ، معروف به ((ابوجهل )) بود كه در انجمن قریش ((در فضاى كعبه )) گفته بود:
- بنى هاشم از ریشه قریش روییده شدند. ما هم از آن ریشه سبز شده ایم ، بنى هاشم در مكه اقامت گزیدند، ما هم در مكه به سر مى بریم ، بنى هاشم ثروت و مكنت به دست آورده اند، ما هم توانگر هستیم ، بنى هاشم مهمان به خانه پذیرفته اند، ما هم مانند آن ها مهمان به خانه پذیرفته ایم . بنى هاشم هر چه در راه عزت و شرف خود پیش رفته اند ما هم دوش به دوششان پیش ‍ رفته ایم .
وقتى كه دیدند نمى توانند با قدرت مادى از ما جلو بتازند به یك بدعت عجیب اقدام كرده اند تا بدین وسیله سیادت خود را بر ما تحمیل كنند و آنچه مسلم است این است كه ما به زیر این بار نخواهیم رفت و تن به خفت تسلیم نخواهیم داد.
اعتراض ابوجهل هم بنى هاشم را، مخصوصا ابوطالب سید بنى هاشم را كه محرمانه بسیار میل داشت به دین جدید تسلیم شود، از این تسلیم بازداشت .
این بود كه از ((عشیره اقربین )) جز على هیچ كس دین اسلام را نپذیرفت و هنوز هم نبى اكرم دستور نیافته بود كه در میان مردم دعوت خویش را رسما ابراز فرماید.
مع هذا قریش در خود ناراحتى مبهمى را احساس مى كردند. بر ایشان ناگوار بود كه همه روزه صبح و عصر محمد را در كنار چاه زمزم ببینند، ببینند كه با آب زمزم چهره و بازوان خود را مى شوید و با پنجه هاى مرطوب خود سر و پاى خویش را مسح مى كند و آن وقت در مسجدالحرام بر پاى مى خیزد و خدیجه و على به دنبالش مى ایستند و بى اعتنا به بت هاى ریز و درشت در برابر معبودى نامریى به ركوع و سجود مى پردازند.
براى قریش این مساءله در عین سادگى ، مساءله اى بسیار غامض از كار درآمده بود.
ابتدا بناى كارشان را نیشخند و پوزخند و استهزا و ((متلك گویى )) گذاشته بودند. باشد كه این یاوه سرایى ها محمد را با دین جدیدش از میدان به در كند، ولى بى اعتنایى محمد، مشت درشتى بود كه پوزخندها را بر پوزه هایشان در هم مى شكست و وقتى دیدند این حربه كارگر نیست ، به اقدامات دیگرى پرداختند.
پس از یك مشورت عمومى رو به خانه ابوطالب آورند. ابوطالب عموى محمد و به جاى پدر جوانمرگش تربیت كننده او بود.
از ابوطالب تمنا كردند كه محمد را از این ((انحراف )) بازبدارد و این نماز تازه را كه در برابر خداى نادیده برگزار مى شود و حرمت بت هاى كعبه را به اهانت مى كشد ترك گوید، ولى ابوطالب گفت :
- او را به حال خود بگذارید.
قریش چاره اى جز سكوت نداشتند؛ زیرا هنوز محمد دست به كارشان دراز نكرده بود.
قریش در عین سكوت این جا و آن جا در پى چاره اى مى گشت ، بلكه این روشنایى ضعیف را همچنان در مطلع خاموش سازند.
عبدالكعبه ((ابوبكر)) پسر عثمان ((ابوقحافه )) از قبیله تیم بن مرة بن لوى ابن غالب ، مردى سى ساله و كوتاه قامت و لاغر اندام بود و روى امتیازات اخلاقى ، یعنى سادگى ، در اجتماع مكه آبرویى داشت ، به علاوه مردى بود كه از انساب عرب ((تاریخ خانواده ها)) اطلاعاتى كافى داشت .
در آن روزگار كه اعراب ، از علم ، جز شعر و روایات جنگى و ((انساب )) چیز دیگرى نمى دانستند، بر معلومات عبدالكعبه در انساب عرب ، ارزش و احترام مى گذاشتند.
چند ماهى گذشته بود كه پسر قحافه در سواحل عدن به تجارت مى گذرانید و از مكه و تحولات اخیر آن خبرى نداشت .
وقتى از این سفر تجارتى به وطن خود برگشت ، حكایت هایى شنید كه برایش خیلى تازه بود.
- محمد امین با همسرش خدیجه و پسر عمویش على در مسجدالحرام نماز مى خوانند.
- براى كدام بت ؟
براى هیچ بت ، فقط براى خداى نادیده ، براى خدایى كه محمد وى را یكتا و بى شریك مى داند.
عبدالكعبه با سرانگشتان ظریف و سفید خود كمى پشت گوشش را خاراند و آن وقت گفت :
- هر كس در دین خود آزاد است . محمد دوست مى دارد این طور عبادت كند. ولى این كار، كارى خوبى نیست ، بدعت است و موجب انحراف جوانان خواهد شد.
- پس چه باید كرد؟
هشام بن حكم ((ابوجهل )) كه بیش از همه بر ضد اسلام ، جوش و جلا مى زد گفت :
باید محمد را دیدار كنى و با وى حرف بزنى و با آن حیله كه رشته كار را به دست مى گیرى ، فكرش را تسخیر كنى و بالاخره به این نتیجه برسى كه محمد دست از دین جدیدش بردارد. با وى حرف بزن ، از انساب عرب صحبت كن . او كه خبر از تشكیلات خانوادگى اعراب ندارد، وقتى قدرت بیان تو را ببیند سر عجز فرود خواهد آورد.
هشام بن حكم ، سید آل مخزوم كه از قبال بزرگ قریش است ، وقتى از عبدالكعبه پسر عثمان تمیمى ذلیل ترین و كوچك ترین قبایل قریش ، با التماس و تمنا مطلبى را درخواست كند، مسلم است كه پذیرفته خواهد شد.
عبدالكعبه كه از حسن معاشرت و لطف گفتار و اعتبار اجتماعى خود خاطرى مطمئن داشت ، برخاست و لباسش را عوض كرد و رو به خانه خدیجه نهاد.
جز رسول اكرم كسى در خانه نبود، نه خدیجه و نه على ، خود در خانه را به روى ابوبكر گشود.
به قانون جاهلیت بر پیغمبر، سلام كرد، ولى رسول اكرم وى را به علیك السلام و رحمة الله جواب فرمود:
پسر قحافه از این پاسخ لطیف حیرت كرد.
تا آن وقت كلمه علیك السلام و رحمة الله از كسى نشنیده بود.
این جواب قلب ابوبكر را تكان داد، چنان تكانش داد كه حكایت ها و روایت هاى عرب را پاك از یادش برد. دیگر به آنچه انساب مى دانست و گمان مى كرد، این دانش محمد را تسخیر خواهد كرد نتوانست لب واكند؛ فقط گوش شنوایى بود كه آماده بود آیات قرآنى را از زبان محمد بشنود.
رسول اكرم چند آیت از قرآن مجید بر وى تلاوت كرد. اشك از دیدگان عبدالكعبه سرازیر شد و به جاى یك دنیا مباحثه و مناظره كه باید به عمل مى آورد، مفتونانه عرض كرد: اشهد ان لا اله الا الله
پیغمبر فرمود: از امروز دیگر عبدالكعبه نیستید. من نام شما را عبدالله و لقب شما را عتیق گذاشته ام .
پسر قحافه به هنگام غروب خانه خدیجه را ترك گفت ، ولى دیگر بت پرست نبود و نام ((عبدالكعبه )) هم با خود نداشت ، بلكه عبدالله بود.
وقتى خبر اسلام پسر قحافه پس از اسلام ((زید بن حارثه )) به گوش ‍ ابوجهل رسید، با آشفتگى و خشم فراوانى گفت :
- این مرد ساده لوح فریب خورده است .
پیشرفت نهانى اسلام روزافزون بود. تیپ جوانان با حرارت و حساسیت شگرفى به سوى اسلام مى شتافت و به همین جهت خانواده هاى مشهور و متشخص ، جوانان خود را از دیدار مسلمانان جدا بازمى داشتند و تاءكید مى كردند كه اگر احیانا محمد را در كنار خانه كعبه ببینند، گوش هاى خود را با انگشت ببندند تا نكند صداى تلاوت قرآن به گوششان برسد و فریفته شوند.
از یك طرف رجال مكه فرزندان خود را از مصاحبه و مكالمه با محمد بازمى داشتند و از طرف دیگر با قساوت و خشونت وحشیانه اى پیروان محمد را مى آزردند. حكایت شكنجه سمیه و یاسر كه مادر و پدر عمار بن یاسر بودند و در زیر تازیانه قریش جان سپردند.
حكایت شكنجه بلال و سخت گیرى هاى دیگرى كه نسبت به مسلمانان صورت مى گرفت معروف است و ما را نیازى به تكرارش نیست ، ولى باید بگوییم كه هر چه بر فشار بت پرست هاى جاهل عرب نسبت به مسلمانان افزوده مى شد، دل ها به سوى كلمه لا اله الا الله مشتاق تر پر مى زد تا آن كه رسول اكرم دستور به اعلان دعوت یافت .
دستور یافت كه صلاى قولوا لا اله الا تفلحوا دراندازد و آشكارا بشریت را به توحید دعوت كند.
در آن روز شهر مكه شاهد عظیم ترین و مشهورترین اجتماعات بود.
در هیچ یك از ((ایام عرب )) ازدحامى نظیر آن روز دیده نشده بود.
شاید از لحاظ شمارش مردم ، جمعیت آن روز چندان شگفت انگیز نبود، ولى شگفتى در این بود كه مردم در اضطراب و هیجان عجیبى به سر مى بردند، بى آن كه بدانند چرا بدین ترتیب آشفته و نگران هستند، در خود بى قرارى ناراحت كننده اى احساس مى كردند.
امروز محمد مى خواهد حرف بزند، محمد مى خواهد با قریش صحبت كند.
رجال قریش مجبور نبودند به این انجمن قدم رنجه كنند، حتى كسى هم رسما از آن ها نخواسته بود به دامنه كوه صفا حضور به هم رسانند، فقط شنیده بودند كه محمد بر قله كوه صفا صعود خواهد كرد و با مردم سخن خواهد گفت .
یك نیروى معنوى ، دسته هاى مردم را از زن و مرد به جانب صفا مى راند. همه را در آن جا نگاه مى داشت تا محمد بیاید و گفتنى هاى خود را بازگوید.
در این هنگام تعداد مسلمانان ، به چهل تن رسیده بود. محمد از دور نمایان شد. على به همراهش بود. مسلمانان دیگر با فاصله هاى كم و زیادى از دنبال این دو نفر مى آمدند تا بالاخره به كوه صفا رسیدند.
همچون لمعه اى از نور بر تیغه كوه طلوع كرد.
در این هنگام سكوت و انتظار مرگ منشى بر مردم حكومت داشت . هیچ كس نفیر نفس دیگرى را هم نمى توانست بشنود.
همه یك پارچه چشم و یك پارچه گوش گشاده به كوه صفا خیره شده بودند تا سخنان محمد را دریابند.
رسول اكرم الهى از بالاى كوه فریاد زد:
((اى فرزندان بطحا! اى فرزندان زمزم ! اى پیران خانه خدا! آیا مرا مى شناسید؟ من محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد منافم ، من محمد امین هستم ، من محمد عفیف هستم ، من محمد صادق و معصوم هستم ، من مردى هستم كه به عصمت و عفاف من همه گواهند. گرد منكرات و معاصى نگشته ام ، دستم به خون و مال كسى آلوده نشده و كسى از دهان من دروغ و افترا نشنیده است .
آیا به آنچه مى گویم گواهى مى دهید؟))
همه یك صدا فریاد كشیدند:
- گواهى مى دهیم .
در این جا رسول اكرم پروردگار فرمود:
- ((پس مى توانید اعتماد كنید كه آنچه مى گویم راست است و درست است و صلاح و خیر شما در آن است ؟
اى فرزندان بطحا! اى فرزندان مروه و صفا! اى فرزندان كعبه و زمزم ! قولوا لا اله الا الله تفلحوا.
به یگانگى ذات پروردگار ایمان آورید تا رستگار شوید.))
با این كه همه مى دانستند محمد امین و عفیف از این میتینگ عظیم چه هدفى دارد، همه مى دانستند كه او چه خواهد گفت و از فرزندان زمزم و صفا چه توقعى خواهد داشت ، وقتى كلمه توحید را از دهان مقدسش ‍ شنیدند، بى اختیار به خود لرزیدند، بى اختیار تكان خوردند.
بت هاى خانه كعبه را در حال شكست و در سراشیبى سقوط یافتند. بنابراین به سختى لب به انكار و اعتراض گشودند. مثل این كه به یك تشنج عصبى شدید دچار شده باشند، از چپ و راست نعره كشیدند:
- نه ، نه ، ما این كلمه را نخواهیم گفت . ما خدایان زرین و سیمین خود را ترك نخواهیم كرد.
اما پیدا بود كه این جنبش ، جنبشى مذبوحانه بیش نیست .
از سر و صداى ناراحت و مرتعش بت پرستان مكه ، آواى شكست و لرزش و ترس احساس مى شد.
دوباره فرمود:
- ((من شما را به بهشت زیباى خدا دعوت مى كنم . من شما را به دنیاى اخلاق و فضیلت مى خوانم ، من از گرسنگى و بدبختى و ظلم و فسق نجاتتان مى دهم .))
ابوجهل فریاد كشید:
- به حرف هایش گوش ندهید. جوابش را با سنگ و كلوخ بگویید. این مرد شما را گمراه خواهد كرد. خدایانتان را به زیر پا خواهد افكند. پیرمردان و رجال قوم را اسیر جوانان و جهال خواهد ساخت . به حرف هایش گوش ‍ ندهید.
گفته مى شود كه در آن روز به سوى رسول خدا بسیار سنگ پرتاب كرده اند، ولى آنچه مسلم است این است كه سخنان دل پذیر و دل نشین محمد كار خود را صورت داد. آن تحول كه پایه گذار دین جدید بود، در قلوب و ضمایر تیپ جوان راه یافته بود.
سر و صدایى هم از گوشه و كنار شنیده مى شد:
سنگ نزنید. این محمد راستگوست ، امین است ، وى نجات دهنده شماست ، قدرش را بدانید.
میتینگ اخیر، اشراف قریش را به دشوارى عظیمى انداخت . همه روز مى شنیدند كه گروهى جدیدا به دین جدید گرویده اند.
ابوجهل هشام بن حكم ، ابوسفیان ، صخر بن حرب ، عتبه و شیبه ، صنادید مكه به دور هم گرد آمدند تا براى این ((غایله )) چاره بیندیشند.
همچنان در این فكر به سر مى بردند كه آل هاشم به بهانه نبوت مى خواهند برترى و چیرگى خود را بر خانواده هاى دیگر قریش تحمیل كنند.
همین است ، فقط همین است .
خیلى صحبت كردند، خیلى كنكاش كردند.
آیا در قبایل دیگر شخصیتى مى توانند به چنگ بیاورند كه در برابر محمد دكانى بگشاید و كالایى به اسم نبوت در پیش بگذارد.
یك چنین كس با چنین لیاقت و تشخصى شناخته نشد. انسانى كه بتواند همچون محمد، امانت و عفت و تقوا و جاذبه و وجهه اجتماعى داشته باشد در قبایل قریش به چنگ نیامد.
ابوجهل گفت :
- پس چاره كار چیست ؟ آیا بگذاریم كه این یتیم ، خدایان ما را هدف مسخره و مضحكه قرار دهد؟ آیا رضا بداریم كه محمد گذشتگان ما را مردمى احمق و گمراه بنامد و بگوید اكنون در جهنم عذاب مى كشند؟
ابوسفیان به حرف درآمد:
یا اباالحكم ! آیا بهتر نیست كه با این مرد كنار بیاییم ؟
این نخستین بار بود كه قریش به شكست خود داشت پى مى برد. تا این وقت ، همه صحبت از غلبه و فتح و ابطال دعوت محمد و ارغام محمد به سكوت در میان مى رفت . این نخستین بار بود كه سخن از صلح به میان آمد.
ابوجهل غرشى كرد و گفت :
- چه مى دانم . حالا كه در چاره كارش درمانده اید، پس دست كم با وى كنار بیایید.
- این هم چاره اى است .
- مثلا در برابر بنى هاشم گردن به خضوع خم كنیم ؟
- براى ما ننگ نیست ؛ زیرا بنى هاشم همیشه اشراف قبایل قریش بوده اند.
- نتیجه ؟
- نتیجه این كه به هر چه محمد از ما بخواهد تسلیم شویم و در عوض دین جدید را از میان برداریم .




نوع مطلب : نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد جواد فاضل، 
برچسب ها : دعوت به اسلام،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 خرداد 1398 05:20 ب.ظ

You mentioned it fantastically.
5 mg cialis coupon printable low cost cialis 20mg cialis y deporte cialis for sale south africa acquisto online cialis cialis online napol generic cialis pill online preis cialis 20mg schweiz cuanto cuesta cialis yaho precios de cialis generico
چهارشنبه 29 خرداد 1398 01:04 ق.ظ

Nicely put. Many thanks!
cialis for bph cialis canada buying brand cialis online cialis generisches kanada cialis generico en mexico cialis farmacias guadalajara buy cialis online nz cialis vs viagra enter site very cheap cialis achat cialis en itali
سه شنبه 28 خرداد 1398 02:16 ق.ظ

Thank you. Plenty of write ups.

cialis pills in singapore discount cialis cialis et insomni cialis preise schweiz cialis prezzo di mercato viagra vs cialis low dose cialis blood pressure cialis et insomni cialis online deutschland we like it cialis soft gel
یکشنبه 26 خرداد 1398 07:06 ق.ظ

Kudos! An abundance of facts.

cialis for sale canadian drugs generic cialis precios cialis peru recommended site cialis kanada cialis qualitat cialis sans ordonnance cialis 100mg suppliers what is cialis cialis efficacit cialis en mexico precio
شنبه 25 خرداد 1398 05:38 ب.ظ

Regards, I enjoy it!
generic cialis review uk chinese cialis 50 mg click here to buy cialis prix cialis once a da acheter cialis meilleur pri cialis dosage recommendations we recommend cialis best buy cialis official site cialis cipla best buy get cheap cialis
جمعه 24 خرداد 1398 12:57 ب.ظ

Very good advice. Regards.
we like it safe cheap cialis generic cialis at the pharmacy click here cialis daily uk price cialis per pill click here cialis daily uk cialis manufacturer coupon cialis authentique suisse cialis dosage recommendations cialis generico postepay the best site cialis tablets
دوشنبه 20 خرداد 1398 04:40 ب.ظ

Nicely put. Thank you!
only now cialis 20 mg get cheap cialis cialis manufacturer coupon cialis arginine interactio cialis 20 mg cut in half cialis pills boards where do you buy cialis cialis super acti cialis farmacias guadalajara cialis sale online
شنبه 18 خرداد 1398 05:30 ق.ظ

Amazing all kinds of superb data!
cialis en 24 hora cialis purchasing cialis bula click here cialis daily uk cialis rezeptfrei sterreich cialis kaufen wo cialis for bph cialis 20mg prix en pharmacie cialis italia gratis cialis dose 30mg
جمعه 23 فروردین 1398 08:51 ب.ظ

Many thanks. Plenty of info.

pharmacy near me pharmacy canada 24 online drug store rx from canada canadian online pharmacies reviews drugstore online canadian medications 247 reputable canadian prescriptions online canadian medications 247 canadian rx world pharmacy
پنجشنبه 15 آذر 1397 11:48 ق.ظ

You said this superbly.
cialis official site no prescription cialis cheap cialis pas cher paris cialis therapie tadalafil tablets wow cialis tadalafil 100mg tadalafil cialis authentique suisse prezzo di cialis in bulgaria prix cialis once a da
چهارشنبه 14 آذر 1397 03:42 ب.ظ

Fantastic facts, Many thanks.
preis cialis 20mg schweiz rezeptfrei cialis apotheke cialis baratos compran uk canadian discount cialis order cialis from india order generic cialis online callus online prescriptions cialis enter site natural cialis cialis patentablauf in deutschland
سه شنبه 13 آذر 1397 04:33 ب.ظ

Nicely put, Kudos.
cialis venta a domicilio bulk cialis cialis for sale in europa achat cialis en europe canadian discount cialis cialis savings card viagra cialis levitra recommended site cialis kanada try it no rx cialis cialis official site
سه شنبه 13 آذر 1397 05:12 ق.ظ

You stated that really well!
click here take cialis venta cialis en espaa cialis official site cialis alternative cialis venta a domicilio dose size of cialis generic cialis review uk cialis generico costo in farmacia cialis cialis in sconto
دوشنبه 12 آذر 1397 05:06 ب.ظ

Good advice. Appreciate it.
cialis 100mg suppliers cialis prezzo al pubblico cialis vs viagra we choice free trial of cialis only best offers 100mg cialis cialis sale online cialis australian price best generic drugs cialis cialis generisches kanada cialis 5mg prix
دوشنبه 12 آذر 1397 04:54 ق.ظ

Amazing content. Thanks a lot.
achat cialis en europe cialis generico postepay purchase once a day cialis female cialis no prescription can i take cialis and ecstasy walgreens price for cialis cialis et insomni cialis official site tadalafil tablets cialis 20 mg best price
یکشنبه 11 آذر 1397 04:31 ق.ظ

Nicely put. Thanks a lot.
purchase once a day cialis cialis 20mg prix en pharmacie cialis dosage recommendations can i take cialis and ecstasy cialis 30 day sample 5 mg cialis coupon printable cialis 5 mg para diabeticos side effects of cialis cialis baratos compran uk weblink price cialis
پنجشنبه 8 آذر 1397 05:53 ق.ظ

Awesome posts. Cheers!
achat cialis en suisse click here cialis daily uk cialis australian price price cialis wal mart pharmacy cialis dosage amounts cialis generico online achat cialis en itali cheap cialis click here cialis daily uk cialis canada on line
جمعه 20 مهر 1397 09:03 ق.ظ

Helpful stuff. Appreciate it!
buy levitra 20 mg levitra without a doctor prescription levitra online levitra without a doctor prescription levitra generic vardenafil levitra 10 mg prezzo buy generic levitra levitra online levitra online
سه شنبه 10 مهر 1397 07:24 ب.ظ

Kudos, Valuable stuff.
where do you buy cialis cialis qualitat buy cialis online cheapest cialis prices in england costo in farmacia cialis link for you cialis price online prescriptions cialis cialis rezeptfrei cialis 5 mg para diabeticos cialis sicuro in linea
یکشنبه 8 مهر 1397 01:04 ب.ظ

This is nicely put! !
cialis 20 mg best price cialis name brand cheap we recommend cialis best buy cialis daily dose generic cialis for sale in europa cialis 5 mg funziona canadian drugs generic cialis cialis per paypa bulk cialis cialis pills in singapore
چهارشنبه 14 شهریور 1397 05:17 ق.ظ

Seriously a lot of excellent material!
canadian pharmacies that ship to us canadian pharmacy no prescription buy viagra usa canada medication pharmacy good canadian online pharmacies canada drug buy viagra now online canadian pharmacy canadian discount pharmacies in canada drugstore online canada
سه شنبه 13 شهریور 1397 09:20 ق.ظ

Thanks a lot, Excellent information.
buy viagra online canadian pharmacy viagra buy silagra rx online viagra viagra order uk buy viagra in china is it safe to buy viagra online buy cheap viagra generic online buy viagra online overnight buy viagra uk
دوشنبه 12 شهریور 1397 07:47 ق.ظ

You actually suggested this really well!
order cialis from india cialis canadian drugs rx cialis para comprar cialis 5 mg funziona cialis 20 mg best price cialis reviews overnight cialis tadalafil tadalafil 20 mg no prescription cialis cheap non 5 mg cialis generici
یکشنبه 11 شهریور 1397 04:49 ب.ظ

You actually expressed this effectively.
cialis name brand cheap order cialis from india cialis price thailand overnight cialis tadalafil best generic drugs cialis free generic cialis cialis rezeptfrei cialis dosage amounts cialis tadalafil can i take cialis and ecstasy
سه شنبه 23 مرداد 1397 05:52 ق.ظ

Wow plenty of terrific facts.
cheapest viagra pills online buy real viagra online cheap buy viagra with no prescription buy sildenafil online uk sildenafil can i buy viagra without a prescription buying real viagra online online order for viagra buy uk viagra where can i buy viagra pills
دوشنبه 7 خرداد 1397 08:36 ق.ظ

Well spoken truly. .
prezzo cialis a buon mercato acquistare cialis internet cialis 5mg generic cialis pro cialis y deporte buying cialis on internet prix de cialis cialis usa cost cialis price in bangalore cialis generico postepay
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 05:30 ب.ظ

Thanks! Great stuff.
buy sildenafil generic sildenafil sildenafil where can i buy cheap viagra buy viagra online india viagra buy order online viagra generic viagra buy online online prescription for viagra buy viagra for men silagra
شنبه 18 فروردین 1397 08:11 ق.ظ

Good facts. Thanks.
how much does a cialis cost cialis price in bangalore achat cialis en suisse cialis side effects viagra vs cialis cialis 20 mg cost cialis generico lilly cialis reviews callus cialis arginine interactio
شنبه 4 فروردین 1397 07:34 ق.ظ

You suggested it well.
get cheap cialis enter site natural cialis cialis lilly tadalafi buy online cialis 5mg cost of cialis per pill we like it safe cheap cialis cialis generic tadalafil buy cialis coupons cialis ahumada cialis uk
دوشنبه 28 اسفند 1396 01:16 ب.ظ

This is nicely expressed. .
generic cialis cialis super kamagra cialis 5 mg funziona cilas tesco price cialis cialis pills in singapore cialis sicuro in linea click here take cialis buy original cialis tadalafil tablets
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب