فهرست کتابها
تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان
رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى
نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد
كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات
اینترنت 2
بنیانهاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود
حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)
فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری
عام الفیل كه مبداء تاریخ عرب است ، آن سال است .
آخرین فرزند عمران بن عبدالمطلب ، یعنى ابوطالب ، در خانه كعبه از فاطمه بنت اسد، بنى هاشم بن عبد مناف به دنیا آمد و نام این پسر در زبان پدرش ((على )) و در زبان مادرش ((حیدره )) بود، ولى در آن سال ها وضع زندگانى ابوطالب رضایت بخش نبود تا آن جا كه از عهده معیشت خانواده خود نمى توانست برآید.
انجمنى از فامیل تشكیل یافت و به خاطر این كه بار زندگى را بر شانه هاى ضعیف ابوطالب سبك تر سازند افراد خانواده اش را میان خود تقسیم كردند. ابوطالب چهار پسر داشت :
1- طالب 2- جعفر 3- عقیل 4- على و یك دختر كه فاضة نام داشت و كنیه اش ام هانى بود.
فرزندان ابوطالب به استثناى عقیل كه عزیزترین فرزند پدر بود، میان بنى اعمام تقسیم شدند و قرعه نگاهدارى على به نام محمد افتاد.
على هنوز كودك بود، خیلى كودك بود، تازه از شیر جدا شده نشده كه به خانه خدیجه رفت و بر دامان خدیجه تربیت یافت .
البته پس از چند سال كه گشایشى در زندگانى ابوطالب افتاد، فرزندانش به وى بازگشتند، ولى على در عین این كه خانه اش خانه پدر بود، همیشه با پسر عموى از پدر نازنین ترش به سر مى برد.
على در خانه محمد (صلى الله علیه وآله ) و در دامان او پرورده شد.
و خود در این باره چنین فرمود:
((در پى او بودم چنان كه شتر بچه در پى مادر، هر روز براى من از اخلاق خود نشانه اى برپا مى داشت و مرا به پیروى مى گماشت .))
و مى فرمود:
((آنگاه كه كودك بودم ، مرا در كنار خود نهاد و بر سینه خویشم جا داد. و مرا در بستر خود خوابانید. چنان كه تنم را به تن خویش مى سود و بوى خوش خود را به من مى بویانید.))
پیامبر (صلى الله علیه وآله ) رسالت خود را بیش از آن كه به دیگران بگوید به این سه تن گفت و هر سه به او گرویدند. بى هیچ چون و چرا، باور داشتنى كه على (علیه السلام ) نخستین مرد در پذیرفتن دین اسلام باشد.
على در این باره مى گوید:
((هر سال در حرا خلوت مى گزید. من او را مى دیدم و جز من كسى وى را نمى دید. آن هنگام جز خانه اى كه رسول خدا و خدیجه در آن بود، در هیچ خانه اى مسلمانى راه نیافته بود. من سومین آنان بودم ، روشنایى وحى و پیامبرى را مى دیدم و بوى نبوت را مى شنودم .))
و على در پذیرفتن حق فرمود:
((هیچ كس بیش از من به پذیرفتن دعوت حق نشتافت ، و چون من صله رحم و افزودن در بخشش و كرم نیافت .))
و پیامبر (صلى الله علیه وآله ) در همان ساعات نخستین به على فرمود:
انك تسمع ما اءسمع وترى ما اءرى ، الا انك لست بنبى و لكنك لوزیر.
((آنچه را كه من مى شنوم تو نیز مى شنوى و مى بینم مى شنوى و مى بینى ، جز این كه تو پیامبر نیستى ، بلكه وزیر و یاور من هستى .))
از این رو پیامبر در نخستین لحظه آغوش به رویش گشود و فرمود:
((مرحبا بر تو یا على ! حالا بگو: اشهد ان لا اله الا الله و انك رسول الله
على خودش را از آغوش محمد به در كشید و گفت : اشهد ان لا اله الا الله و انك رسول الله
و بعد به دستورى كه از پیامبر اكرم گرفته بود وضو گرفت و در پشت سر پیغمبر به نماز ایستاد و سال ها گذشت كه محمد فقط بر این دو نفر امامت مى كرد. سال ها گذشت كه جز این سه نفر، محمد و على و خدیجه هیچ كس بر روزى زمین خداوند بى همتا را به وحدانیت نمى شناخت و به وحدانیت باورش نمى داشت .