تبلیغات
دانشنامه آزاد - فصل یكم : نور در ظلمت

دوستان

Page Ranking Tool ۩۞۩ جذابترین های اینترنت=برمودا ۩۞۩ ۩۞۩ جذابترین های اینترنت=برمودا ۩۞۩ ..... آگهی رایگان آگهی رایگان ..... یاس دانلود .:: یاس دانلود ::. - .:: دانلود رایگان نرم افزار + تبادل لینک اتوماتیک ::. Download For PC Download For PC ..... Used Engines Used Engines ..... اگه بی کاری بیا تو اگه بی کاری بیا تو ..... ایستك 20 ایستك 20 ..... آسیستول آسیستول ..... بزرگترین وبلاگ خبری تحلیلی سیاسی ایران بزرگترین وبلاگ خبری تحلیلی سیاسی ایران ..... بهترین سایت تفریحی ایران بهترین سایت تفریحی ایران ..... بی نشونی بی نشونی ..... بیطار مبارز غیبت بیطار مبارز غیبت ..... تبادل لینک تبادل لینک ..... تبادل لینک تبادل لینک ..... جانم فدای رهب جانم فدای رهب ..... حسابداری (مسعود یزدانی) حسابداری (مسعود یزدانی) ..... دایرکتوری تبادل لینک دایرکتوری تبادل لینک ..... دل نوشته های سپهر دل نوشته های سپهر ..... دلباختگان ثامن الائمه (ع) دلباختگان ثامن الائمه (ع) ..... دنبال یه پسر خوب می گردم..... دنبال یه پسر خوب می گردم..... ..... دولت 63 درصدی دولت 63 درصدی ..... زاگرس 831 زاگرس 831 ..... زندگی زیباست زندگی زیباست ..... سایت تفریحی صبافان سایت تفریحی صبافان ..... سلام چه خبر همه نوع آگهی استخدام ..... شارژ بخر ،سكه طلا ببر شارژ بخر ،سكه طلا ببر ..... طنز و خنده و جک طنز و خنده و جک ..... عکس ، شعر و مطالبی از دکتر علی شریعتی عکس ، شعر و مطالبی از دکتر علی شریعتی ..... فروش کارتون های قدیمی فروش کارتون های قدیمی" title="" target="_blank">فروش کارتون های قدیمی ..... فروشگاه سنگهای معدنی زینتی فروشگاه سنگهای معدنی زینتی ..... فقط حیدر امیرالمومنین است فقط حیدر امیرالمومنین است ..... قشنگ ومشنگ قشنگ ومشنگ ..... کلـــــــبه تاریــــــــک کلـــــــبه تاریــــــــک ..... نصیحت نصیحت ..... نفسم می گیرد در هوایی که نفس تو نیست نفسم می گیرد در هوایی که نفس تو نیست ..... هر آنچه از الکترونیک میخواهید هر آنچه از الکترونیک میخواهید ..... همه نوع آگهی استخدام همه نوع آگهی استخدام ..... Page Ranking Tool

من رو با نام دانشنامه آزاد لینک کنید سپس به من اطلاع دهید تا من هم شما را لینک کنم

جستجو

لینکدونی

نام کتابها

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

فهرست کتابها


تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین


زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان


رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى


استفتائات آیت الله خامنه ای


اسلام پزشك بی دارو

نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد

احكام ولایى در حكومت علوى

كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات

اینترنت 2

بنیان‏هاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود

تدارک جنگ بزرگ

تغییر رهبری در جهان عرب

حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)

خاتمیت، امامت و مهدویت

عدالت اجتماعى

عوامل ناپایدارى حكومت علوى

فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری

فصل یكم : نور در ظلمت

فصل یكم : نور در ظلمت
این قاره كوچك كه در جنوب غربى آسیا دامن به سطح دریا گسترده و به صورت شبه جزیره اى به روى آب هاى دریاى سفید و خلیج فارس قرار گرفته ، صحراى سوزان عربستان است .
این جا صحراى عربستان است كه از سمت شمال به خاك تركیه محدود است و تنها قسمت شمالى این قاره به خاك ارتباط دارد؛ زیرا منطقه هاى شرقى و غربى و جنوبیش را دریاى سفید و كانال سوئز و دریاى سرخ و خلیج فارس احاطه كرده اند.

نام این شبه جزیره كه از بس وسیع است به نوبت خود قاره اى به شمار مى آید، عربستان است و آن نور كه از مشرق انوار الهى درخشید و دنیایى مظلم و بدبخت را روشن و سعادتمند ساخت ؛ كانونش در همین عربستان به وجود آمده و رشد كرده بود.
موقعیت جغرافیایى عربستان همیشه عظیم و حساس بوده است ؛ زیرا عربستان تقریبا به صورت پلى میان دنیاى شرق و غرب قرار گرفته و این دو دنیا را به هم راه مى دهد.
عربستان از لحاظ اقتصادى به دو قسمت تقسیم مى شود:
اول قسمت شمالیش كه داراى خاك حاصلخیز و نهرهاى فراوان و این قسمت از مزرعه ها و كان هاى گرانبها غنى است ، اما قسمت جنوبى این شبه جزیره كه به صحراى سوزان نجد و حجاز تا سواحل دریاى سرخ كشیده مى شود، تقریبا ریگزارى بى آب و علف است كه اگر آب باران و ذخیره هاى زمستانى به دادش نرسد، مطلقا قابل سكونت نیست .
قوم عرب كه در یك چنین محیطى طوفان خیز و وحشت انگیز از دیرباز به سر مى بردند و همچنان به سر مى برند به دو طایفه ریشه دار و اصیل تقسیم مى شوند:
1- طایفه بنى قحطان
این طایفه به جدشان قحطان منسوب هستند. سر دودمان بنى قحطان ، در یمن زندگى مى كرد و موطن اساسى قحطانیون یمن است .
بنى قحطان كه از یمن به مناطق مختلف جزیرة العرب مهاجرت كردند، به چند خانواده تقسیم مى شوند:
الف - آل منذر كه در عراق سكونت گزیدند و در آن جا از طرف شاهنشاهان ایران به عنوان نایب السلطنه حكومت مى كردند.
ب - بنى غسان رو به شام آوردند و در شامات از طرف امپراطوران روم به سلطنت و فرمان فرمایى پرداختند.
ج - بنوكنده در نجد اقامت گزیدند؛ تاریخ عرب ، كندیون را هم از ملوك و امرا به حساب مى آورد.
2- طایفه بنى عدنان
نسب این طایفه به عدنان بن اسماعیل ذبیح (علیه السلام ) منتهى مى شود.
اسماعیل ذبیح ، پسر ابراهیم خلیل (علیه السلام )، كه در صحراى مكه ((وادى غیر ذى ذرع )) به دنیا آمد، با دخترى از قبیله ((جرهم )) ازدواج كرد و از این عروسى ، پسرى به دنیا آمد كه اسمش را عدنان گذاشتند.
بنى عدنان بدین طریق ، نسب به عدنان بن اسماعیل مى رسانند.
قبیله معروف قریش از طایفه بنى عدنان است و بنى هاشم كه شاخه ثمربخش و مسلما ثمربخش ترین شاخه هاى ریشه عرب است از قریش ‍ روییده شده است .
در دواوینى كه اعراب امروز از گذشته هاى خود به نام تاریخ گرد آورده اند، بنى قحطان و بنى عدنان را از قبایل متمدن به شمار مى آورند.
تاریخ عرب معتقد است كه قحطانیون قومى شهرنشین و هنرمند و فرمانروا بوده اند و آل عدنان هم تجارت مى كردند. اما حقیقت این است كه اقوام عرب اگر از وحشى ترین و جاهل ترین ملل دنیا نبوده اند، حتما در ردیف ملل نیم وحشى دنیا قرار داشتند.
مغیرة بن شعبه ((والى كوفه در عهد عمر)) وقتى به عنوان سفارت از جانب سعد بن ابى وقاص در كاخ مداین به حضور یزدگرد سوم شاهنشاه ایران باریافت ، صریحا به این انحطاط و بربریت در نژاد عرب اعتراف كرد.
مغیره بیانات پادشاه ایران را تصدیق كرد و گفت :
- این طور است كه شاهنشاه مى گوید، ما طایفه اى هستیم كه تا چندى پیش ‍ ملخ و سوسمار مى خوردیم ، شتربانى مى كردیم ، میان بیابان و دره ها ویلان و سرگردان به سر مى بردیم و تنها مذهب مقدس اسلام بود كه توانست پراكندگى هاى ما را را به اتفاق و اتحاد تبدیل دهد و رذایل اخلاقى ما را به فضایل عوض كند و عرب ضعیف و بدبخت و گرسنه و خانه به دوش دیروز را امروز در برابر بزرگ ترین امپراطورى هاى دنیا برانگیزد.
علاوه بر اعترافات مغیرة بن شعبه ، در مداین صدها دلیل دیگر بر بربریت اعراب در دست است ، تا آنجا كه هنوز هم ((یعنى پس از چهارده قرن از طلوع اسلام )) آثار وحشت و سبعیت در چادرنشینان این قوم آشكارا مشاهده مى شود.
نگارنده را از تعریف و تشریح دوران جاهلیت اعراب دریغى نیست ، ولى در این تاریخ مختصر كه تنها به وصف زندگانى رسول اكرم و اعظم اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلى الله علیه وآله ) اختصاص دارد، مجالى نیست تا از گذشته هاى اعراب سخن به میان بیاورد و از مقصود اساسى خود بازبماند.
بالاخره اسماعیل ذبیح با دخترى از دختران آل ((جرهم )) ازدواج كرد و پسرى به نام عدنان به وجود آورد و قبیله بنى عدنان در صحراى مكه كه میراث جد گرانمایه شان اسماعیل بود، سكونت گزیدند و در میان بنى عدنان طایفه قریش ، گوى سیادت را از بنى اعمام خود ربودند.
راز برترى قریش بر طوایف دیگرى كه همه از نسل عدنان بن اسماعیل بودند، بدین ترتیب روشن مى شود.
الف - كعبه : اگرچه این خانه را اسماعیل بن ابراهیم در آن وادى غیر ذى ذرع بنا كرده بود چنان كه در قرآن مجید اشاره شده است : و اذ یرفع ابراهیم القواعد من البیت و اسماعیل ربنا تقبل منا انك انت السمیع العلیم (3)
((در آن هنگام ابراهیم و اسماعیل اساس كعبه را استوار مى ساختند و به بنایش همت گماشته بودند، پروردگارا! تو كه شنوا و دانایى ، این اقدام نیكو را از ما بپذیر...))
و اسماعیل هم جد اعلاى بنى عدنان بود، ولى تنها خانواده اى كه به حفظ این خانه مقدس برخاسته بود و به خاطرش زحمت مى كشید، خانواده قریش بود.
قبیله قریش نه تنها از خانه كعبه پاسدارى و مراقبت مى كرد، بلكه مسؤ ولیت آسایش اعرابى را كه از دور و نزدیك به زیارت این بناى مقدس رو به مكه مى آوردند به عهده داشت .
ب - بازار مكه : در جاهلیت میان ماه هاى دوازده گانه سال ، فقط سه ماه دست از جنگ هاى مستمر و مستدام خود برمى داشتند و این سه ماه را ماه هاى حرام مى دانستند.
اول ذى القعدة الحرام ، دوم ذى الحجة الحرام ، سوم محرم الحرام و بعد در اسلام ماه هاى حرام به اضافه ماه ((رجب الفرد)) چهار ماه تعیین گردید.
ان عدة الشهور عند الله اثنى عشر شهرا... یوم خلق السموات و الارض ‍ منها اربعة حرم ...(4)
بارى در این سه ماه ، اعراب جاهلیت دست از خون ریزى و حمله و هجوم مى كشیدند و در بازار مكه به تجارت و داد و ستد مى پرداختند. طایفه قریش ، هم از لحاظ نگهبانى بیت الله و هم از نظر اطلاعات اقتصادى ، قهرمان این بازار بود. به علاوه به سمت یك حكومت افتخارى هم در بازار مكه شناختند شده بود.
اگر به هنگام بیع و شرى میان بایع و مشترى اختلافى پدید مى آمد، حل این اختلاف به عهده قریش بود.
اعراب به ملاحظه معلومات اقتصادى قریش و هم به ملاحظه سیادت این قوم در مكه به فتواى وى تسلیم مى شدند و به قضاوت رضایت مى دادند.
ج - سوق عكاظ: این هم از بازارهاى حجاز بود. سوق در لغت عرب به معنى بازار است ، ولى ((عكظ)) معنى افتخار و مباهات مى دهد.
سوق عكاظ، بازار خودنمایى و تظاهر و افتخار بود. این بازار سالى یك بار در نزدیكى شهر طایف تشكیل مى شد و فحول شعرا و خطباى عرب از شمال تا جنوب شبه جزیره عربستان در آن جا جمع مى شدند و خواه به نظم و خواه به نثر، لب به مفاخره و خودنمایى مى گشودند.
سوق عكاظ محیط خطرناكى بود؛ زیرا محیط خودنمایى و مفاخره بود. هر لحظه بیم آن مى رفت كه حین انشاد اشعار و انشاء خطابه از قبیله اى به قبیله دیگر اهانتى وارد آید و در نتیجه جنگ و جدالى عظیم برپا شود و این تنها قریش محترم و مقتدر بود كه مى توانست نظام بازار را نگاه بدارد و از تعدى و توهین قبایل نسبت به یكدیگر جلو بگیرد.
د - سوق مجنه : وقتى سوق عكاظ برچیده مى شد، این سوق در نزدیكى مكه تشكیل مى یافت . در سوق مجنه دیگر از حماسه سرایى و رجزخوانى خبرى نبود. در این بازار فقط به بیع و شرى اكتفا مى شد و باید دانست كه این بیع و شرى صورت ((تهاتر)) و پایاپاى داشت . متاع در مقابل متاع فروخته مى شد و البته این جور معامله بیش تر، دست خوش اختلاف قرار مى گیرد؛ زیرا ترجیح یك متاع بر متاع دیگر چندان آسان و چندان قابل تحمل و قبول نیست ، اما قریش دوباره از موقعیت خانوادگى خود استفاده مى كرد و به حل اختلاف اقدام مى كرد.
پیداست كه در این دو سه تا بازار آشفته و شلوغ ، قریش مى توانست به آسانى عظمت و سیادت خود را بر قبایل و عشایر شبه جزیره عربستان تحمیل كند و میان ادبا و شعرا و بزرگان عرب ، مقام شامخى براى خود احراز نماید.
ه - موقعیت تجارتى : شهر مكه ، یعنى ستاد سیادت و عظمت قریش ، در نیم راه موصل كه یمن را به شام متصل مى كند قرار دارد؛ یعنى از راه دریا با هندوستان بسیار نزدیك بود و كشتى هاى تجارتى هند كه باید به عربستان بار بفروشد، فقط در بندر عدن لنگر مى انداخت و این محمولات از راه مكه به موصل و شام فرستاده مى شد و صادرات شامات هم باز از راه مكه به هندوستان حمل مى گردید.
قبیله قریش در این آمد و رفت ها از موقعیت ((ترانزیتى )) خود بهره اى سرشار و شایان مى برد، به علاوه تجار یمن و شام از وجود جوانان قریش به خاطر حفظ كاروان هاى تجارتى خود استفاده مى كردند و در برابر پاداش ‍ كلانى به نگهبان كاروان مى پرداختند.
این موهبت خداداده ، قریش را از نظر موقعیت اقتصادى به مقامى رسانید كه رفته رفته غنى ترین و ثروتمندترین قبایل عرب شناخته شد. دیگر قریش ‍ شخصا به تجارت مى پرداخت و هر ساله دو بار مال التجاره به شام و یمن مى فرستاد. یك بار در تابستان كه كاروان بازرگانى قریش به شام مى رفت و یك بار در زمستان كه رو به سوى یمن مى آورد. در قرآن مجید مى فرماید:
بسم الله الرحمن الرحیم # لایلاف قریش # ایلافهم رحلة الشتاء و الصیف (5)
در رحلت ((شتا))، یعنى سفر زمستان ، منسوجات زیبا و لطیف و كالاهاى تجملى شام را به یمن مى رسانید و در رحلت ((صیف ))، یعنى سفر تابستانى ، از یمن ، مغز و پوست و فلفل به شام مى برد.
تجار قریش در این مسافرت ها از بیم حوادث از حمله راهزنان عرب در امان بود؛ زیرا به نام این كه قریش است و نگهبان خانه خدا و كبوتر حرم است ، كسى نسبت به وى تعرض و تجاوزى روانمى داشت و علت این كه تجار شام و یمن از وجود جوانان قریشى به خاطر حفظ كاروان خود استفاده مى كردند هم همین موقعیت روحانى قریش بود، وگرنه این قبیله چندان مرد حرب و ضرب نبود.
آرى ، بدین ترتیب قریش بر قبایل عرب سیادت و فضیلت خود را هم از لحاظ مادى و هم از نظر معنوى ، تحمیل كرد و شاخص اقوام و طوایف عرب گردید.
گفته مى شود كه وقتى خدا به نصر بن كنانه این پسر را عنایت كرد و اسمش ‍ را ((قریش )) گذاشت ، پیش خود، كودك نوزاد خود را ((قرش )) شمرد و ((قرش )) - كوسه بزرگ - ماهى خطرناكى است كه اگر به كشتى هاى بزرگ حمله كند درهمش خواهد شكست و جز آتش كه در آب میدانى ندارد، هیچ حربه در بدن این ماهى كارگر نیست .
نصر بن كنانه فرزند خود را به نام آن ماهى ... ((البته به نام مصغر آن ماهى )) نامید و نیت كرد كه هیچ مقام و موقعیتى بر وى غلبه نخواهد داشت و او همه را از خود بیمناك خواهد داشت .
به عبد مناف سید قبیله قریش مژده دادند كه همسرش از وضع حمل فراغت یافت و دو پسر یك جا به دنیا آورد، منتها این دو پسر از پشت به هم چسبیده بودند و به هیچ تدبیر امكان ندارد این دو كودك را از هم جدا كنند.
بزرگان قریش دور هم نشستند و به خاطر این اشكال عظیم به شور پرداختند و پس از گفتگوى بسیار به این جا رسیدند كه به وسیله شمشیر این دو برادر را از هم جدا سازند.
شمشیرى برنده را آهسته میان این دو پشت به هم چسبیده گذاشتند و با احتیاط فراوان پوست هاى مشترك را از میان بریدند. قضیه به خوشى خاتمه یافت و دوقلوى به هم چسبیده ، دو كودك زیبا و مستقل و كامل از كار درآمدند كه در دو گهواره به آرامى آرمیده بودند.
عبد مناف به دور خانه كعبه طواف كرد و به درگاه پروردگار شكر گزاشت و بعد به خانه برگشت و ضمن ولیمه اى كه به اشراف و رجال قریش مى داد براى این دو پسر اسم گذارى كرد. یكى را ((عمروالعلا)) و دیگرى را ((عبدشمس )) نامید.
زنى كاهنه كه در این جریان شاهد حادثه بود، آهسته گفت :
((جز شمشیر هیچ وسیله دیگرى نمى توانست عمروالعلا را از عبدشمس ‍ جدا كند، ولى باید دانست كه میان فرزندان این دو برادر تا به رستاخیز جز شمشیر نیز حكومت دیگرى برقرار نخواهد بود.))
مثل این كه راست گفت ؛ زیرا عمروالعلا كه پس از پدر به جاى پدر نشست ، لقب هاشم یافت و اوست كه سرسلسله خاندان بنى هاشم است و عبدشمس پدر امیه و سرسلسله دودمان بنى امیه است .
میان بنى هاشم و بنى امیه در تاریخ جز شمشیر خون ریز، رابطه اى نمى شناسیم .
عمروالعلا كه مردى بذول و بزرگ و متشخص بود، پس از عبدمناف به سیادت خاندان قریش رسید و چون مهمان بسیار مى پذیرفت و شتر بسیار به خاطر پذیرایى از مهمانان نحر مى كرد و با این ترتیب قهرا بر سفره مهمانیش استخوان بسیار شكسته مى شد، به هاشم لقب یافت و چون از این جهان به جهان دیگر رخت بربست ؛ مقام سیادت قریش و حفظ خانه كعبه و سقایت حاج - حاجیان - را به رشیدترین فرزندانش ((شیبة الحمد)) كه به عبدالمطلب معروف شده بود رسید.
عبدالمطلب برادرزاده مطلب بود، ولى چون بر دامن عمویش مطلب پرورش یافته بود و بنا به ملاحظه اى نمى خواستند هویت این كودك را آشكار كنند، وى را بنده مطلب نامیدند.
عبدالمطلب در میان قریش شخصیت و عنوان بسیار درخشانى به دست آورد تا آن جا كه با هیچ یك از گذشتگان خود طرف مقایسه و نسبت نبود. از افتخارات عبدالمطلب تا آن جا كه در تاریخ ، مختصر مى توانیم یاد كنیم :
1- وصى و جانشین پدرى همچون هاشم ((عمروالعلا)) بود و مى توانست مفاخر و مكارم او را در میان عرب حفظ كند. او توانست مهمان خانه عمومى وى را نگاه بدارد و از مهمانان پدرش كه به شمار نمى آمدند پذیرایى كند و حتى بر سنت سنیه پدرش ، به مرغان هوا و جانوران بیابان از سفره عام خویش بهره ها برساند.
عادت هاشم این بود كه همه روزه شترى نحر مى كرد و بر روى كوهاى مكه مى گذاشت تا وحوش و طیور از این نعمت بهره مند شوند. عبدالمطلب هم این روش را تا زنده بود از دست نداده بود.

درباره وبلاگ

اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
دوستانی که تمایل به تبادل لینک دارید من رو با نام دانشنامه آزاد لینک کنید
سپس به من اطلاع دهید تا من هم شما را لینک کنم
منتظرم
مدیر وبلاگ : احسان

آخرین پست ها

نویسندگان

Real Time Web Analytics