فهرست کتابها
تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان
رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى
نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد
كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات
اینترنت 2
بنیانهاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود
حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)
فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری
خواص درمانی غلب لب
زبان خوراكیها با فاش كردن اسرار پیشینیان ،
خدمات زیادى به علم و
صنعت ایران كرده و ما یقین داریم كه با همت و پشتكار
خوانندگان ، ارزش
این خدمت بزرگ در آینده نزدیك بر همگان ثابت خواهد شد. اكنون مى
خواهیم از راز دیگرى كه
مربوط به یكى از صنایع مستظرفه بوده و بكلى فراموش شده و از
بین رفته است پرده بر
داریم و با كمك اهل تحقیق این هنر ملى را دوباره زنده نماییم
. در كتب ادبى و اشعار
فارسى از دیباى شوشترى و استبرق سخن به میان آمده و از نرمى
و لطافت این پارچه
نفیس زیاد توصیف شده است ،
و در یكى از كتب تاریخى خوزستان نوشته
اند كه پرده كعبه را
از دیباى شوشترى تهیه كرده اند. حال با توجه به اینكه شوشتر
محل تربیت نوغان و
ابریشم نبوده ، باید دید كه این پارچه نفیس را از چه ماده اى
تهیه مى نمودند به این
جهت من از شما خواهش مى كنم اجازه فرمایید گیاه
((غلب لب
)) خود را به شما معرفى
كند، و این اسرار از بین رفته را براى شما فاش سازد.
اهالى خوزستان به گیاه
من ((غلب لب
))(به فتح
غ و ل و سكون ب و فتح
دوم ل و سكون ب دوم ) و اهالى فارس به آن ((استبرق )) كه معرب ((استبرك )) مى باشد مى گویند. اهالى بنادر جنوب به آن
((خرگ
)) در كرمان و بلوچستان
((كرك
)) و در
دشستان غرق نامند.
در كتب قدیمى به من
عشار - عشر - اكران و مدار گفته اند. من در نواحى جنوبى ایران مخصوصا خوزستان -
بلوچستان - منصورآباد - لار - بم - خبیص - شوش - دیلمان و برزجان مى رویم و در بلوچستان
جنگلى از من دیده مى شود كه اهالى محل مى گویند هدف اصلى از كاشتن و پرورش آن ، تهیه
كائوچو بوده است .
من از گیاهان
كائوچویى هستم ، ولى
تهیه لاستیك از من به صرفه نیست ، و در عوض فایده دیگرى دارم
كه اگر مورد استفاده
قرار گیرد، منافع آن خیلى بیشتر از كائوچو خواهد بود.
قسمت
ارزنده من پنبه ام مى
باشد كه در گذشته دیباى شوشترى را با آن مى بافتند. این پنبه
در جوف میوه من است كه
پس از رسیدن و باز شدن مانند تارهاى ابریشم جلوه گرى مى كند
و در حال حاضر مردم
راه تابیدن آن را نمى دانند، ولى در قرنهاى ششم تا هشتم هجرى ،
یكى از خانواده هاى
هنرمند شوشتر راه آن را مى دانستند و اسرار آن را در خانواده
خود حفظ كرده ، نسلا
بعد نسل از آن استفاده مى كردند، ولى در اواخر قرن هشتم در اثر
بیمارى طاعون این
خانواده بكلى از بین رفته ، و اسرار بافتن دیباى شوشترى را با خود
به گور برده ، و در
خاك مدفون كرده و بدین ترتیب یك هنر اصیل و ارزنده ایرانى از
بین رفته است ، و تنها
استفاده اى كه اكنون از این پنبه مى شود، آن است كه آن را
داخل بالش و متكا مى
كنند و از نرمى و لطافت آن در زیر سر بهره مند مى شوند.
طبق
تحقیقات عمیقى كه
نویسنده زبان خوراكیها به عمل آورده ، به این نتیجه رسیده است كه
پنبه چنانچه تحت
تاءثیر دیاستازهاى بزاق قرار گیرد، محكم شده و قابل تابیدن و بافتن
مى شود و اینطور به
نظر مى رسد كه آن خانواده هنرمند این پنبه را در دهان خود
گذاشته و مدتى آن را
مكیده مزه مزه كرده و قابل استفاده مى نمودند. بدیهى است كه در
حال حاضر این روش قابل
عمل نیست و بایستى آن را با دیاستازهاى مصنوعى به عمل
آورد.
من جزو گیاهان شیردار
هستم . در تمام اجزاى بدن من شیرابه اى وجود دارد كه
سمى ، سوزاننده و اكال
است ، ولى این شیرابه در پنبه من نیست ، بلكه در برگ ، ساقه
و میوه من قبل از
رسیدن وجود دارد و مقدارى آن در هر گیاه از یك لیتر تجاوز مى كند.
این شیرابه پوست را
زخم مى كند، خاصیت مسهل داشته و بلغم را از بین مى برد، و
سوزانده ترین شیره
نباتى است كه مو را نیز زایل مى كند، و دباغان عرب و هند از این
شیرابه براى از بین بردن
موى پوست در چرمسازى از آن استفاده مى كنند. مالیدن این
شیرابه كچلى را معالجه
مى كند و دانه هاى بواسیر را قطع مى نماید و مضمضه آن با عسل
براى جوش دهان اطفال
نافع است ، و چون پنبه را به آن آغشته و در سوراخ دندان كرم
خورده بگذارند، درد آن
را ساكت مى كند.
حكیم
((میر عبد الحمید))
در حاشیه
((تحفه
)) نوشته است كه این
شیرابه جهت معالجه جذام - قوبا (زخمهاى جلدى كه منشاء عصبى دارند)، دمل ، كورك و سختى
طحال و امراض كبدى و استسقا و كرمهاى معده و كدو مفید است . بعضى از اهالى هند كه
مبتلا به رماتیسم و پا درد مى باشند، مقدار كمى از شیره مرا با یك چوب كبریت بر روى
مفصل مانند چند خال مى گذارند تا جاى آن تاول كند و معتقدند كه این عمل درد مفاصل را
تسكین مى دهد. چنانكه برگ و شاخه هاى تازه مرا گرم كرده و روى ورمهاى بدن
بگذارند، درد آنها را معالجه كرده و ورم را از بین مى برد، و چون برگ و شاخه تازه مرا در
روغن زیتون بجوشانند، روغن آن جهت معالجه فلج مفید بوده و ضد تشنج است . پاشیدن
گرد كوبیده خشك شده برگ من جهت زخمهاى چركى و بدخیم و زخمهاى خوره اى و از بین بردن
گوشت زاید مفید است . از پنبه من در گذشته به عنوان آتشزنه در سنگ چخماخ استفاده مى
كردند، و چون این پنبه را هنگامى كه تازه است از هم باز كرده ، آن را بر روى جراحات
بگذارند از خونریزى جلوگیرى كرده ، و باعث رویاندن گوشت تازه مى شود. مقدار خوراك
شیرابه من نیم گرم بوده ، پنج گرم آن سمى و كشنده است . اهالى مصر معتقدند كه فرش
كردن و دود برگ من حشرات را فرارى مى دهد. خواص شیرابه و برگ من زیاد است و دود چون
سمى و خطرناك است ، از تفصیل آنها خوددارى مى نماییم
.
كتوس
در خانواده ((غلب لب )) گیاه دیگرى وجود دارد كه اعراب به آن ((شجر الحریر)) گویند و اكنون اجازه فرمایید خود را معرفى كند. در گیلان به من كتوس - در رامسر و شهسوار كتوس لو - در مازندران عسلا گویند، و در فارس به من پیچ و پیچك هم گفته اند - اهالى شمال شاخه هاى نازك مرا چیده و پس از پوست كندن با آن سبد مى بافند و نوعى از من در كنگو به عمل مى آید كه از شیرابه آن لاستیك سفید تهیه مى كنند.از پوست و ساقه هاى من در صنت داروسازى دارویى جهت تقویت قلب مى گیرند، و عصاره پوست و ساقه هاى من هم جهت تقویت قلب و درمان تنگ نفس سودمند مى باشد.