فهرست کتابها
تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان
رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى
نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد
كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات
اینترنت 2
بنیانهاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود
حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)
فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری
دوئل – مجازات – آزادی اولیه و حکومت
گام چهارمی كه قانون در تكامل خود برداشته، روزی بوده است كه دولت، خود، متعهد شده است كه از تجاوز جلو گیرد و متجاوز را كیفر دهد. میان مرحلة پایان دادن به نزاع و مجازات كردن متعدی، و مرحلة جلوگیری از وقوع منازعه، یك قدم بیشتر فاصله نیست. به این ترتیب، دیگر رئیس، قاضی تنها نیست، بلكه قانونگذاری است كه بر «قوانین عرفی» شایع میان مردم، كه سرچشمة آن عرف و آداب و تقالید است، مجموعه دیگری از «قوانین وضعی» میافزاید كه منبع آنها فرمانهای حكومتی است. در حالت اول، قوانین از پایین به بالا صعود میكند، و در حالت دوم از بالا بر مردم فرود میآید؛ در هر دو حالت، قوانین رنگ گذشتة تاریك را دارد و بوی انتقامجویی و خونخواهیی كه این قوانین جانشین آن شده، از آنها استشمام میشود. در جماعتهای اولیه مجازات بسیار شدید بوده است. زیرا آن مردم بر حیات خود تأمینی نداشتهاند، به همین جهت، هر اندازه نظام اجتماعی مستقرتر گشته، از شدت مجازات كاسته شده است.
به طور كلی، «حقوق» فرد، در میان مللی كه به حالت فطری و طبیعی زیست میكردهاند، كمتر از حقوق مردمی است كه در حالت مدنیت به سر میبرند. هركس در میان زنجیرها و بندهای فراوانی به دنیا میآید: زنجیرهای وراثت، محیط، عرف و قانون. فرد در جماعت اولیه در میان چنان شبكهای از قواعد و مقررات به سر میبرد كه شدت آنها از حد معقول تجاوز میكند و هزاران سد و بند آزادی او را محدود میسازد و ارادة او را از كار میاندازد. مردم زلند جدید، ظاهراً بدون قانون به سر میبرند، ولی حقیقت امر آن است كه تقالید و عرفیات در هر امری از امور حیاتشان دخالت دارد؛ مردم بنگال آداب و عاداتی دارند كه هرگز نمیتوانند با آن مخالفت كنند، و نشستن و ایستادن و راه رفتن و خوردن و آشامیدن و خوابیدن آنها باید مطابق با آن صورت گیرد. مثل آن است كه فرد، در میان اجتماع فطری، وجود مستقل به ذاتی نیست، و تنها خانواده و قبیله و عشیره و اجتماع دهكدهای دارای چنین وجودی هستند كه مالك زمین به شمار میروند و حق به كار بردن نفوذ و قدرت را دارند. وجود واقعی فرد در خارج از اجتماعی كه در آن به سر میبرد وقتی آشكار شد كه مالكیت خصوصی پدید آمد و برای فرد سلطة اقتصادی فراهم گردید؛ پیدایش دولت، كه شناسندة حقوق قانونی فرد بود، استقلال وجود او را كاملتر ساخت. ما حقوق خود را از طبیعت، كه هیچ حقی را جز حیله و نیرو نمیشناسد، اخذ نمیكنیم، بلكه حقوق عبارت از مزایایی است كه اجتماع به افراد میبخشد، به این عنوان كه ایجاد چنین حقوقی سبب خیر عمومی میشود. به این ترتیب باید گفت كه آزادی یكی از تجملاتی است كه از تأمین زندگی فراهم شده، و فرد آزاد ثمرة مدنیت و علامت ممیزة آن است.
تایخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
عوامل جغرافیایی زمین شناختی تمدن
فقدان حس پیشبینی در ملل اولیه