فهرست کتابها
تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان
رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى
نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد
كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات
اینترنت 2
بنیانهاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود
حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)
فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری
قانون و عرف
«سنن قدیمی و عرف»، همچون زمینه و اساس ثابت و مستقری، در زیر ظواهر اجتماعی قرار دارد و مانند صخرة محكم زیر بناست، و به صورت افكار و اعمالی درآمده است كه گذشت زمان حالت قدسیتی به آنها داده، و هنگامی كه قانونی در كار نباشد، یا باشد و در آن تغییرات و فسادهایی رخ كند، برای اجتماع، تا حدی حالت ثبات و انتظام را حفظ میكند. عرف، برای اجتماع، همان ثبات و پایداریی را فراهم میآورد كه توارث و غریزه، برای نوع بشر، و عادت، برای افراد بشری به وجود میآورد. همین آداب و تقالید پیش پا افتاده است كه عقل مردم را در سرهاشان سالم نگاه میدارد، چه هرگاه این مجاری وجود نداشته باشد تا از آنها تفكر و عمل مردم به شكل لاعنشعوری بآسانی سیر خود را انجام دهد، ناچار، ذهن و عقل انسان در مقابل هرچیز حیران میماند و عاقبت كار به دیوانگی میكشد. غریزه و عادت و آداب و قراردادهای اجتماعی، همه، از قانون بزرگ صرفهجویی در استعمال نیرو و انرژی زاییده شدهاند، چه، عملی كه به شكل ماشینی صورت گیرد آسانترین طریقی است كه انسان میتواند،
در مقابل حادثة خارجی كه حالت تكرار دارد، یا وضع معینی كه پی در پی اتفاق میافتد، اختیار كند. اما تفكر اصیل و حقیقی و اتخاذ راه تازهای در سیر و سلوك، در واقع یك نوع پریشانی و اغتشاش است كه در مجرای یكنواخت عادی پیش میآید، و فقط انسان وقتی میتواند به آن راضی شود كه بخواهد وضع خود را با محیط جدیدی كه پیش آمده موافق سازد یا به ارض موعودی برسد.
هرگاه بر این زمینة طبیعی عرف، ترس از یك مجازات فوق بشریی كه نتیجة دین است افزوده شود، و عادات نیاكان با ارادة خدایان درهم آمیزد، در این صورت، عرف مؤثرتر از قانون میشود.
و با نهایت شدت انسان را از آن آزادی اولیه دور میكند. اگر كسی نسبت به قانون تخطی كند، شاید مورد تحسین نیمی از مردمی قرار گیرد كه از ته دل به كسی كه بتواند به كمك هوش خود بر این دشمن قدیمی پیروز شود حسرت میخورند، ولی هرگاه كسی از حدود عرف تجاوز كند، مورد خشم همة مردم واقع خواهد شد، چه این عرف از خود مردم سرچشمه گرفته، در صورتی كه قانون را نیروی مافوقی بر آنان تحمیل كرده است؛ قانون، عبارت از دستخطی است كه ارادة ارباب و صاحبی را مجسم میسازد، در صورتی كه عرف عبارت از خلاصه و جوهر آزمایشها و طرق عملی است كه جامعه آنها را نیكوتر دانسته و از راه ناموس انتخاب طبیعی باقی مانده است. هنگامی كه دولت جانشین نظم طبیعی خانواده و قبیله و عشیره و اجتماع دهكده میشود، قانون، تا حدی، جای عرف اجتماع را میگیرد، ولی این عمل آن وقت كاملتر خواهد شد كه خطنویسی پیدا شود و حقوق شناختهشده از حافظة پیرمردان و كاهنان خارج گردد و به صورت مقررات روشنی بر روی الواح نگاشته شود. با وجود این، عمل جایگزین شدن قانون به جای عرف هرگز به حالت كمال نمیرسد، و هنگام قضاوت دربارة افعال بشری، همیشه عرف و عادت اهمیت خود را در پشتسر قانون حفظ میكند و، همچون نیروی پنهانی، در عقب تخت و تاج مخفی است و «آخرین قاضی حیات بشری» به شمار میرود.
تایخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
عوامل جغرافیایی زمین شناختی تمدن
فقدان حس پیشبینی در ملل اولیه