فهرست کتابها
تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان
رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى
نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد
كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات
اینترنت 2
بنیانهاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود
حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)
فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری
دستیاران روانشناختی دولت
دولت نتیجة تكاملی است كه جدیداً صورت پذیرفته، و از زمان پیدایش تاریخ مدون پیشتر نمیرود، زیرا ظهور دولت مستلزم آن است كه تغییراتی در اصول نظامات اجتماعی رخ كند و به جای آنكه فرمان، مخصوص رئیس خانوار باشد در اختیار كسی درآید كه پیروز شده؛ این تسلط آنگاه بهتر فراهم میشود كه عدهای از جماعات، كه به طور طبیعی به سر میبرند، به صورت وحدت تنظیم یافتهتر درآیند و قابلیت انجام اعمال بازرگانی زیادتر شود. حتی در چنین حالتی نیز، حكومت و دولت وقتی قابل دوام خواهد شد كه پیشرفت اختراعات به نیروی عاملی كه تسلط یافته بیفزاید، و در دسترس او سلاحها و ادواتی بگذارد كه چون آتش انقلاب و شورشی زبانه كشد، بتواند آن را خاموش سازد. در آن هنگام نیز كه تسلط كامل و دایمی حاصل میشود، مبدأ قهر و غلبه میل دارد خود را پنهان سازد و كاری كند كه مردم آن را به دست فراموشی سپارند؛ هنگامی كه فرانسویان در سال 1789 انقلاب كردند، نزدیك بود نفهمند كه طبقة اشرافی كه مدت هزار سال بر آنها حكومت میكرده، اصلاً از آلمان آمده و فرانسه را مسخر ساخته است، و این حقیقتی بود كه كامیل دمولن آشكار ساخت. حق این است كه مرور زمان بر روی هر چیز هالهای از قدسیت میاندازد؛ حتی پلیدترین دزدیها دردست نوادگان دزد اصلی، ملكیت مقدسی میشود كه تجاوز نسبت به آن را جایز نمیشمارند. هر دولت با قهر و عنف ایجاد میشود و طولی نمیكشد كه انسان، ندانسته و لاعنشعور، اطاعت آن را میپذیرد، و چیزی نمیگذرد كه انسان، چون پرچم دولت خود را میبیند، دلش از شادی لبریز میشود.
آدمی، در این عمل، از راه صواب منحرف نیست، زیرا دولت به هر صورتی كه ساخته شده باشد، بزودی همچون پایه و ركنی میشود كه، برای نگاهداری نظم، كمال ضرورت را دارد. از آنگاه كه میان قبایل و عشیرهها ارتباط بازرگانی برقرار میشود، دیگر پیوستگی جماعتها نمیتواند بر بنیان خویشاوندی استوار باشد، بلكه روابط از راه همجواری برقرار میشود و دستگاه انتظامات خاصی ضرورت پیدا میكند. به عنوان مثال، میتوان اجتماع مردم یك دهكده را ذكر كرد: در اینجا، ده جانشین قبیله و عشیره گشته و با همدستی رؤسای خانوادهها، برای سرزمینی به وسعت كم، یك دولت ساده و تقریباً دموكرات به وجود آمده است. ولی همین وجود جامعة دهكدهای، و زیادی شمارة آنها، وجود یك سلطه و اقتدار خارجی را ایجاب میكند كه روابط میان جامعههای مختلف را انتظام بخشد و شبكة اقتصادی را، كه سبب پیوستگی آنها به یكدیگر است، فشردهتر سازد. دولت، كه در ابتدای پیدایش هولناك و اسباب نگرانی است، این نیازمندی را رفع میكند، و نه تنها نیروی سازمان یافتهای است، بلكه همچون افزاری است كه مصالح متضاد هزاران گروه را، كه جامعههای مركب و پیچیده از آنها ساخته میشود، با یكدیگر به حالت سازگاری نگاه میدارد. چون دولت از این وظیفة خود میآساید، چنگالهای تسلط و قانون خود را پیش میبرد و خرده خرده دامنة نفوذ خویش را وسعت میبخشد و، در عین حال كه جنگهای خارجی را مخربتر میسازد، صلح داخلی را طولانیتر و پایدارتر میكند، به طوری كه میتوان دولت را با تعبیر «صلح در داخل و جنگ در خارج» تعریف كرد. چیزی نمیگذرد كه مردم تشخیص میدهند كه پرداختن مالیاتی به دولت بهتر از آن است كه به همه رشوه بدهند. برای آنكه اثر از بین رفتن موقتی حاكم و پادشاه، در میان جمعیتی كه عادت به داشتن حكومت و دولت داشتهاند، بخوبی واضح شود، من باب مثال میگوییم كه، در میان جماعت باگاندا، چون پادشاه بمیرد، هركس ناچار است سلاح بردارد، زیرا كسانی كه از اطاعت قانون سرپیچی دارند فوری آتش اغتشاش و كشتار و غارت و چپاول را در اطراف كشور روشن میكنند. سپنسر چه خوب گفته است كه: «بدون وجود یك حكومت خودمختار هرگز ممكن نیست جامعهای تكامل پیدا كند.»
دولتی كه فقط بر نیرو تكیه داشته باشد دراز نمیپاید، زیرا مردم، با آنكه طبیعتاً زودباور و فریبپذیرند، همانگونه نیز، بنا به طبیعت خود، عناد و لجاجت دارند و فرمانروایی، مانند مالیات، آن اندازه بیشتر قابل تحمل است كه پوشیدهتر و غیرمستقیمتر باشد. به همین جهت است كه دولت و حكومت، برای حفظ حیات خود، به اسباب و وسایل مختلف مانند خانواده و كلیسا و مدرسه متوسل میشود تا تعالیم او را برپا كنند و در جان مردم عادت دوستی وطن و افتخار به آن را بنیان گذارند. دولت، به این ترتیب، خود را از داشتن هزاران پاسبان و پلیس بینیاز میسازد و افكار عمومی را با اطاعت، كه از ضروریات زمان جنگ است، آشنا میكند. از همة اینها گذشته، اقلیت حكمفرما ناچار است كه دستگاه تسلط و اعمال قوة خود را به مجموعهای از قوانین تبدیل كند، تا از یك طرف باعث تحكیم سلطه و اقتدار وی گردد، و از طرف دیگر امنیت و انتظامی را برقرار سازد و برای «رعایا» حقوقی را قایل شود تا بهتر احترام قانون را نگاه دارند و از دولت پشتیبانی كنند.
تایخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
عوامل جغرافیایی زمین شناختی تمدن
فقدان حس پیشبینی در ملل اولیه