تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاه – جنگ
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 13 تیر 1389 :: نویسنده : احسان

پادشاه – جنگ

جنگها سبب پیدایش رئیس و پادشاه و دولت می‌شود، و اینها خود جنگ را برپا می‌دارند. در جزایر ساموآ اقتدار رئیس فقط محدود به زمان جنگ بوده است، و در حال صلح مردم هیچ‌گونه توجه و اعتنایی به رئیس نداشته‌اند؛ مردم قبیلة دایاك هیچ سلطه و اقتداری را، جز آنچه رئیس خانواده دارد، نمی‌شناسند، و هرگاه مزاحمتی پیش آید جنگاورترین و شجاعترین فرد را به عنوان فرمانده انتخاب می‌كنند و كور كورانه از او فرمان می‌برند، و چون از جنگ بیاسایند او را معزول می‌كنند و به كاری كه اول داشته است می‌فرستند. در زمان صلح، كاهن یا سردستة جادوگران بیش از دیگران تسلط و نفوذ داشته، و هنگامی كه دستگاه حكومت تكامل یافت و صورت پادشاهی در اغلب قبایل رواج پیدا كرد، پادشاه رمز و نمایندة هر سه قدرت سابق گردید، و وظایف سه‌گانة جنگاوری، پدری و كاهنی به عهدة او واگذار شد.  

در واقع و نفس‌الامر، جماعات را دو نیرو اداره می‌كند: در هنگام صلح، سخن و كلام، و در هنگام جنگ، شمشیر؛ به این ترتیب است كه نیرو آنگاه وارد كارزار می‌شود كه از سخن و نصیحت و ارشاد كاری برنیاید. قانون و عقاید اساطیری و داستانی، قرنهای متوالی، دست به دست یكدیگر، یا نوبه به نوبه، بر بشر حكومت می‌كرده‌اند، و هیچ دولتی، جز در این اواخر، جرئت آن را نداشته است كه میان آن دو جدایی اندازد – و از كجا كه فردا، باز این دو با یكدیگر متحد نشوند و بر بشر حكومت نكنند؟

آیا جنگ چگونه دولت را به وجود آورده است؟ چنین نیست كه انسانها بنا به طبیعت خود متمایل به جنگ باشند. بعضی از ملتهای عقب‌مانده كاملاً صلحجو هستند. اسكیموها تعجب می‌كنند كه چرا مردم اروپا، كه دین واحدی دارند، مانند حیوانات به جان هم می‌افتند و اراضی را از دست یكدیگر می‌ربایند. این اسكیموها به سرزمین خود می‌گویند: «تو چقدر خوشبختی كه در زیر برف و یخ مستوری! چقدر مایة خوشبختی است كه اگر هم در تو طلا و نقره‌ای موجود باشد – كه اروپاییان این اندازه نسبت به آن آزمندند – زیر این قشر ضخیم برف و یخ مستور شده و هرگز دست به آن نمی‌رسد؛ بیحاصلی تو مایة سعادت ماست و ما را از دستبرد متجاوزان محفوظ می‌دارد.» با وجود این، زندگانی مردم اولیه آمیخته به جنگهای پایان‌ناپذیری بوده است. شكارورزان از آن‌رو می‌جنگیده‌اند كه سرزمین پرشكارتری به دست آورند؛ شبانان، برای چراگاه بهتر به جان یكدیگر می‌افتاده‌اند؛ كشاورزان از آن جهت به جنگ كشیده می‌شدند كه زمین بكر به دست آورند. همة اینها، بعضی اوقات، برای قصاص خون یا عادت دادن جوانان خود به سختی و انضباط، یا فرار از یكنواختی زندگی، یا غارت و دزدی، آتش جنگ جدید را می‌افروخته‌اند؛ كم اتفاق افتاده كه مسئلة دین سبب پیدایش جنگی شده باشد. در میان ملتهای اولیه نیز نظامات و مقرراتی برای محدود كردن قتل و خونریزی وجود داشته و ساعات یا روزها و هفته‌ها و ماههایی را معین می‌كرده‌اند كه مرد وحشی شریف، در آن اوقات، از آدمكشی دست نگاه می‌داشته است؛ همچنین برای صاحبان بعضی مشاغل یا بعضی راهها یا بازارهای عمومی مصونیت قایل بوده‌اند. اتحادیة ایروكوئوی، به همین ترتیب، در طول مدت سه قرن «صلح بزرگ» را محفوظ نگه داشت. با همة این احوال، باید دانست كه جنگ نیكوترین افزاری است در دست ناموس انتخاب طبیعی میان ملتها و جماعات اولیه، كه با آن كار خود را می‌كند.

نتایجی كه از جنگ به دست آمده از شماره بیرون است؛ جنگ، بیرحمانه، ملتهای ضعیف را ریشه‌كن كرده و از میان برده؛ از طرف دیگر، سطح شجاعت و شدت و قساوت و هوش و مهارت را در بشر بالا آورده است؛ عاملی است كه اختراعات را سبب شده؛ ادواتی كه منحصراً برای خدمت قشون روی كار آمده، پس از جنگ، كاملاً در خدمت بشریت قرار گرفته و افزارهای سودمندی شده است (چه بسیار است راه‌آهنهایی كه در زمان خود ما به منظورهای سوق‌الجیشی ساخته شده، و هم اكنون یكی از وسایل بازرگانی گردیده است!) از همة اینها بالاتر آن است كه جنگ، كمونیسم و هرج و مرج‌طلبی دوره‌های اولیه را از میان برده، روح انتظام و انظباط را در میان بشر پراكنده، استفادة بندگی از اسیران جنگ را روی كار آورده، و سبب جلوگیری از پریشانی طبقات و نمو قدرت حكومت گردیده است. اگر مالكیت مادر حكومت باشد، باید گفت كه جنگ هم پدر آن است.

تایخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین

عوامل كلی تمدن

تعریف تمدن

عوامل جغرافیایی‌‌ زمین شناختی تمدن

عوامل ‌ اقتصادی تمدن

عوامل نژادی تمدن

عوامل روانی تمدن

علل انحطاط و اضمحلال تمدنها

عوامل اقتصادی تمدن

از شكار تا برزگری

فقدان حس پیش‌بینی در ملل اولیه

آغاز دوراندیشی

شكار و ماهیگیری

گله‌داری اهلی كردن حیوانات

كشاورزی

خوراك – آشپزی – آدمخواری

شالوده‌های صناعت

آتش

ادوات و آلات اولیه

بافندگی و كوزه‌گری

بنایی

حمل و نقل

بازرگانی و امور مالی

 






نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین، 
برچسب ها : پادشاه – جنگ،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1396 05:22 ب.ظ
With havin so much written content do you ever
run into any issues of plagorism or copyright violation? My blog has
a lot of completely unique content I've either authored myself or outsourced but it appears
a lot of it is popping it up all over the internet without my permission. Do you know any solutions
to help protect against content from being stolen? I'd definitely appreciate it.
جمعه 13 مرداد 1396 01:42 ب.ظ
I every time used to read piece of writing in news papers but now as
I am a user of internet so from now I am using net for content, thanks to web.
شنبه 7 مرداد 1396 08:09 ق.ظ
Wow, amazing weblog structure! How long have you been running a blog for?

you made running a blog look easy. The total
glance of your web site is magnificent, let alone the
content!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب