فهرست کتابها
تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان
رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى
نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد
كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات
اینترنت 2
بنیانهاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود
حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)
فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری
بردگی
كشاورزی، كه مولد مدنیت است، در همان حال كه سبب پیدایش مالكیت خصوصی میشد، بردگی را نیز به همراه داشت. در جماعاتی كه با شكار زندگی میكردند بردگی مفهومی نداشت، زیرا زنها و كودكان كارهای خانه را كفایت میكردند. زندگی مردان یا به آن میگذشت كه در پی صید و كارزار مشغول فعالیت باشند و خسته شوند، یا پس از آن زحمات، فارغالبال و تنبل بنشینند و به تلافی رنج و تعبی كه دیدهاند، بیخیال، بیاسایند. شاید عادت تنبلی ملتهای اولیه از همینجا پیدا شده است كه بعد از تحمل رنج كشتار، مدت درازی، بآهستگی و كندی، رفع خستگی میكردهاند، و این، در واقع تنبلی و بیحالی نبوده، بلكه رفع احتیاجی بوده است كه برای از بین بردن دو چیز ضرورت داشته است، یكی توجه به زراعت و دیگری تنظیم كار.
تا آنگاه كه مردم برای شخص خود كار میكردهاند، انتظامی در كار نبوده و به میل خود هرگونه میخواستند اقدام میكردهاند؛ ولی هنگامی كه برای دیگران كار میكردهاند، ناچار، طوری بوده كه انتظام فعالیت تابع نیرو میشده است. ترقی كشاورزی و عدم برابری جبلی مردم سبب شد كه نیرومندان ناتوانان را به خدمت خود بگیرند. یك روز، كسانی كه در جنگ پیروز میشدند دریافتند كه اسیر سودمند اسیری است كه زنده به دست آید، و از همان روز كشتار و آدمخواری تقلیل پیدا كرد و به بردگی و غلامی گرفتن مردم رواج یافت. آن روز كه انسان از كشتن و خوردن دشمن خود چشم پوشید و به بنده ساختن او قناعت كرد، از لحاظ اخلاقی، پیشرفت قابل ملاحظهای كرد. هم امروز میبینیم كه كیفیت مشابهی اتفاق میافتد و ملت پیروزمند، به جای آنكه مغلوبشدگان را از بین ببرد یا تبعید كند، از آنان غرامت قابلملاحظهای میستاند. هنگامی كه سازمان بردگی بر شالودهای قرار گرفت و سود آن شناخته شد، دامنة بردهگیری وسعت پذیرفت، و غیر از اسیران جنگی دستههای دیگری، مانند كسانی كه وام خود را نمیتوانستند بپردازند، یا جنایتكاران، را نیز در عداد غلامان درآوردند، و هجومهایی تنها به خاطر گرفتن بنده مرسوم گردید. به این ترتیب، بردگی، كه از جنگ نتیجه شده بود، كارش به جایی رسید كه خود عامل پیدایش جنگها شد.
شاید در نتیجة قرنها بردگی است كه نسل ما سنن رنجبری را اكتساب كرده و قابلیت كار كردن را به دست آورده است. هیچكس حاضر نیست از روی رضای خاطر عمل دشوار و شاقی را انجام دهد، مگر اینكه ترس آن را داشته باشد كه، با عدم انجام آن كار، دچار مجازات بدنی یا اقتصادی یا اجتماعی شود. از این قرار باید گفت كه بردگی یك جزو غیرقابل انفكاك سازمانی است كه، در نتیجة آن، انسان استعداد دست یافتن به اعمال صنعتی پیدا كرده است، و نیز، چون همین بندگی علت ازدیاد ثروت و لااقل برای دستهای از مردم، سبب پیدا شدن فرصت و فراغ خاطر بوده، به صورت غیرمستقیم، در پیشرفت تمدن هم كمك كرده است. پس از گذشتن چندین قرن، بردگی جزو عادیات به شمار میرفت و مردم به آن همچون یك امر ضروری و فطری مینگریستند: ارسطو آن را طبیعی و غیرقابل اجتناب میشمرد، و بولس حواری این سازمان را تقدیس میكرد؛ بردگی در عصر او نظامی بود كه با مشیت الاهی سازگار میآمد.
تایخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
عوامل جغرافیایی زمین شناختی تمدن
فقدان حس پیشبینی در ملل اولیه