تبلیغات
دانشنامه آزاد - پایان ناپلئون, به سوی پایان,دیكتاتور بزرگ
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دشمن بزرگ همة تبعیدشدگان اول زمان بود؛ و، بعد، فرزندش ملال. این افراد كه به عمل خو گرفته و با مرگ آشنا شده بودند در این زمان مجبور بودند كه از جسم و نفس شخصیتی جهانی مواظبت كنند كه از شكوه و جامة امپراطوری محروم و گرفتار زندان شده بود، در حالی كه همة زخمهایش چرك كرده و همة معایب انسانی او آشكار شده بود. خود او می‎گفت: «وضعم وحشت‏انگیز است؛    اگرچه مرده‎ای بیش نیستم، ولی پر از نیروی حیاتم.» یا میل به آن دارم. قهرمانی كه در روزگار گذشته برای مقابله با وظایف منتخب یا اجرای نقشه‏های خود به وقت بیشتری نیاز داشت، در این زمان سنگینی ساعات را احساس می‏كرد، و شب را به منزلة داروی مسكن وقت می‏دانست. بعد هم به سبب انجام ندادن كاری، بدشواری به خواب می‏رفت. و در جستجوی از خود بیخود شدن از بستر به تختخواب سفری یا صندلی یا برعكس نقل مكان می‏كرد.

تقریباً هر روز شطرنج‏بازی می‏كرد، ولی چون هیچ حریفی جرئت نداشت او را شكست دهد، از پیروزی خسته شد. در نخستین سال تبعید، چند كیلومتری سوار بر اسب راهپیمایی می‏كرد. ولی چون مشاهده كرد كه بعضی از افسران بریتانیایی همیشه مواظب او هستند، بزودی از این كار دست برداشت.

همیشه به كتاب علاقه نشان داده و حتی در روزهای كار مقداری كتاب خوانده و صدها جلد در جنگهای خود همراه برده بود-هشتصد جلد به واترلو برد «كه هفتاد جلد از آنها اثر ولتر بود». چهارصد جلد از فرانسه آورده بود؛ ضمن توقف نورثامبرلند در مادیرا تقاضایی برای دولت بریتانیا جهت تعدادی كتاب محققانه ارسال داشته بود كه این كتابها در ژوئن 1816 به دست او رسید، و بسته‏ای دیگر را سال بعد دریافت داشت، و سرهادسن لو نیز تعدادی كتاب از كتابخانة خود برایش فرستاد. دربارة نبردهای اسكندر كبیر، هانیبال، و قیصر تخصص پیدا كرد. نمایشنامه‏های كورنی و راسین را چندین بار خواند، و گاهی كه با همراهان خود بود بخشهایی از آن نمایشنامه‏ها را به هر یك از آنها می‎داد كه با هم به صدای بلند می‏خواندند. به ادبیات انگلیس علاقه‏مند بود، و از لاس كازه خواست كه به اندازه‎ای انگلیسی به او یاد بدهد كه بتواند بخواند، و حتی حرف بزند، گورگو نوشته است: «اعلیحضرت همیشه با من به زبان انگلیسی حرف می‏زند.»

یك مزیت بر سایر زندانیان داشت: می‏توانست حال را در گذشته غرق كند، بدین معنی كه تاریخ كشور خود و نیمی از اروپا را از 1796 تا 1815 تقریباً به تمامی از بر نقل كند، و آن هم از موضع مساعد كسی كه خود از عوامل عمدة آن حوادث بوده است. زیاد حوصلة نوشتن نداشت. ولی می‏توانست حرف بزند. ظاهراً لاس‏كازه بود كه به او پیشنهاد كرد كه با املا كردن خاطرات خود به یكی از ملازمانش می‏تواند هر روز را جالب و با ارزش كند. ولی شاید این ابیات دانته را زیاد با حقیقت مطابق نمی‏‎یافت كه گفته بود: « هیچ رنجی بالاتر از این نیست كه انسان در روزگار بدبختی، ایام خوشبختی خود را به یاد آورد.» یادآوری خاطرة گذشته ممكن است ضمن تشدید اندوه كنونی آن را آرام كند. روزی ناپلئون فریاد زد: «امپراطوری خوبی بود! هشتاد و سه میلیون آدم تحت فرمان خود داشتم، كه نیمی از جمعیت اروپا بود.»

بدین ترتیب دیكتاتوری تازه‎‎ای را در كشتی نورثامبرلند آغاز كرد كه آن را به تناوب طی چهار سال در سنت‎هلن ادامه داد. شروع به نقل ماجرایی دربارة جنگهای خود در ایتالیا در سال 1796 - كه سرعت تصمیم‏گیری و قدرت عملش اروپا را دچار شگفتی كرده و خود او را برای فرانسه به صورت مردی اجتناب ناپذیر درآورده بود-برای لاس‏كازه كرد. هنگامی كه ‎لاس‏كازه از برابر خشم لو گریخت امپراطور مطالب را گاهی برای گورگو و زمانی برای مونتولون، و احیاناً برای برتران، و گاهی برای هردو در یك روز، املا می‏كرد. در این زمان این دو مرد جنگجو شمشیرهای خود را با قلم عوض كردند، و با دسته‎های كاغذ به راه افتادند تا نوشته‎های خود را در فرانسه‏ای كه دوباره تحت فرمان بوربونها درآمده بود و همچنین در دادگاه تاریخ، در راه حفظ اثر و شهرت امپراطور خود مورد استفاده قرار دهند. اما بزودی از او فرسوده‏تر شدند، زیرا ناپلئون احساس می‏كرد كه این خود آخرین فرصت اوست جهت دفاع از خویش در مقابل سخنوران و روزنامه‏نویسان و كاریكاتوریستهایی كه دشمنانش را قادر ساخته بودند كه او را به صورت آدمی بیعاطفه و دیوی خون آشام مجسم كنند؛ و چون می‎دانست كه نویسندگان خاطراتش انگیزة شخصی زیادی در كار خود ندارند، حق كامل دستنوشته‏ها و عواید آن را به هریك از آنها اعطا كرد؛ و در واقع هر دستنوشته‏ای پس از انتشار موجب ثروتی برای نویسنده یا وارثان او شد.

طبعاً مؤلف این دفاع را به بهترین وجه جلوه داد؛ ولی رویهمرفته دفاع مزبور به همان اندازه منصفانه بوده است كه از مردی كه از حیات خود دفاع می‏كرد می‏توان انتظار داشت. ناپلئون تا این زمان آموخته بود كه به اشتباهات جدی خود در سیاست و جنگ اعتراف كند. گفته است: «اشتباه كردم كه با تالران دعوا كردم. تالران صفاتی داشت كه من فاقد آن بودم. اگر صریحاً به او اجازه داده بودم كه در عظمت من شریك شود، بخوبی می‏توانست به من خدمت كند، و من بر روی تخت سلطنت می‏مردم.» اعتراف كرده است كه دشواریهای فتح اسپانیا و تسخیر روسیه را بمراتب دست كم گرفته بود. «خیلی زود از الب حركت كردم. می‏بایستی صبر كرده باشم كه كنگره1 منحل شده و فرمانروایان به خانة خود بازگشته باشند.» «هنوز علت شكست واترلو را درك نمی‏كنم.» «می‏بایستی در واترلو كشته شده باشم.»

منشیان او، اگرچه زیربار خاطراتش تقریباً فرسوده شده بودند، هنوز نیروی لازم را جهت ثبت گفتار او داشتند. البته گفتارش جالب توجه بود، زیرا چه كسی در روزگار او از لحاظ وسعت و هیجان ماجراجویی در سه قاره، توانست با او رقابت كند؟ در كمال خوبی صحبت می‏كرد، و برای هر موضوعی قصه‏ای داشت. بنا به روش بی‏پردة خویش، به منزلة فیلسوفی بود، و می‏توانست دربارة هر موضوعی از كشاورزی گرفته تا زئوس به طرزی منطقی و قابل قبول سخن بگوید. به اندازه‏ای تاریخ خوانده بود كه پیشگوییهایش دربارة آینده تا حد قابل قبولی موفقیت‏آمیز بود. می‏گفت: «نظام استعمار برای هر كس به پایان رسیده است - هم برای انگلیس كه همة مستعمرات را تصاحب كرده است و هم برای سایر دولتها، كه چیزی در دست ندارند.» مردم فرانسه بزودی یوغ بوربونها را برخواهند انداخت. آلمان بزودی وحدتی را از سر خواهد گرفت كه آن را ‎آغاز كرده است. قرن نوزدهم قرن انقلاب خواهد بود؛ اصول انقلاب فرانسه، به استثنای بعضی زیاده‏رویهای آن، در امریكا، فرانسه، و انگلیس پیروز خواهد شد؛ و «از این سه پایه، روشنایی بر جهان خواهد تافت.» «نظام كهن منقرض شده، و نظام جدید هنوز استحكام نیافته است؛ و چنین وضعی پیش نخواهد آمد مگر پس از تشنجات طولانی و خشم‏آگین.» «روسیه كشوری است كه مسلماً با گامهای بسیار بلند به سوی تسلط بر جهان پیش خواهد رفت.» یكی از حدسهای ناصواب او این بود: «اختیارات سلطنتی در انگلیس كه هر روز در افزایش است، … اكنون بلامعارض به طرف قدرت استبدادی و مطلق به پیش می‏رود.»

در پایان به بررسی خدمت سیاسی خود پرداخت. و آن را به طور مناسبی چنین خلاصه كرد:

به هرج و مرج پایان دادم و بی‏نظمی را از میان برداشتم. انقلاب را تطهیر، ملتها را محترم، و پادشاهانی را مستقر كردم. هرگونه رقابتی را برانگیختم، هر نوع شایستگی را پاداش دادم، و حدود افتخار را وسعت بخشیدم. … دیكتاتوی مطلقاً لازم بود. آیا می‏توان گفت كه من آزادی را محدود كرده‏ام؛ می‏توان ثابت كرد كه هرزگی، آنارشی و بزرگترین بی نظمیها هنوز در آستانة آزادی قرار داشت. آیا می‏توان مرا متهم به جنگ‏طلبی مفرط كرد؟ می‎توان نشان داد كه من بودم كه همیشه اول مورد حمله قرار می‏گرفتم. آیا می‏توان گفت كه هدف من سلطنت جهانی بوده است؟ … خود دشمنانم مرا قدم به قدم به سوی این تصمیم رهنمون شدند. در پایان آیا می‏توان مرا به سبب جاه‎طلبیم ملامت كرد؟ مسلماً باید پذیرفت كه این میل را داشته‏ام، و آن هم نه به مقدار اندك ولی، در عین حال، حس جاه‏طلبی من از بهترین و شریفترین نوعی بوده كه وجود داشته است- در این كه می‏خواستم تسلط خرد و اعمال كامل همة استعدادهای بشری و برخورداری تمام از آن را برقرار و تقدیس كنم. در اینجاست كه مورخ احتمالا خود را مجبور خواهد دید از این امر اظهار تأسف كند كه این حس جاه‏طلبی اقناع و راضی نشد. … این است همة سرگذشت من در چند كلمه.

در 9 مارس 1821، قلب نومید و سردش را با رؤیای ‎‎غرورآمیز شهرت بعداز مرگ خود گرم ساخت. «ظرف پانصدسال، نیروی تصور فرانسویان آكنده از من خواهد بود، آنها فقط دربارة شكوه نبردهای درخشان ما سخن خواهند گفت. خدا به كسی رحم كند كه جرئت بدگویی از مرا داشته باشد.» بهتر از این نمی‏شد با مرگ مقابله كرد.






نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پایان ناپلئون، به سوی پایان، دیكتاتور بزرگ،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 مرداد 1396 09:24 ب.ظ
I've been browsing on-line greater than three hours today, yet I never
found any fascinating article like yours. It's lovely worth sufficient for me.
Personally, if all web owners and bloggers made excellent content as you did, the internet
will probably be a lot more helpful than ever before.
سه شنبه 17 مرداد 1396 05:09 ق.ظ
I go to see every day some sites and information sites to read articles, however this weblog offers quality based articles.
شنبه 14 مرداد 1396 04:02 ق.ظ
Nice post. I was checking constantly this blog and I'm impressed!

Extremely useful information particularly the last part :
) I care for such info a lot. I was looking for this particular information for a very
long time. Thank you and best of luck.
یکشنبه 8 مرداد 1396 12:01 ق.ظ
Right away I am ready to do my breakfast,
once having my breakfast coming again to read more news.
یکشنبه 20 فروردین 1396 03:32 ب.ظ
Spot on with this write-up, I actually feel this web site needs a great
deal more attention. I'll probably be back again to
read through more, thanks for the information!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب