تبلیغات
دانشنامه آزاد - پایان ناپلئون, به سوی واترلو, لویی هجدهم
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
وی چهارمین فرزند لویی دوفن فرزند ارشد لویی پانزدهم بود، و لویی شانزدهم سومین فرزند او. تا سال 1791، كه سی وشش سال داشت، ظاهراً قانع بود كه همان كنت دو پرووانس باشد. مردی خوش‏اندام و خوش‏مشرب بود؛ از ادبیات لذت می‏برد، و از آن حمایت می‏كرد؛ و سالن معشوقه‏اش را با گفتار مهذب خود می‏آراست. هنگامی كه لویی شانزدهم درصدد فرار از فرانسه برآمد (1791)، كنت نیز چنین كرد و در این كار توفیق یافت و به برادر جوان خود كنت د/آرتوا در بروكسل پیوست. در زمانی كه لویی هفدهم، بر اثر مصایب زندان و غم و اندوه، در سن دهسالگی درگذشت (1795)، كنت دو پرووانس، به عنوان وارث بعدی و قانونی تخت وتاج فرانسه، به لویی هجدهم ملقب شد، و در تمامی سالهای انقلاب و دورة ناپلئون، خود را پادشاه فرانسه می‏دانست. با گسترش نفوذ انقلاب و بعداً ناپلئون، لویی مجبور شد محل اقامت خود را پیوسته تغییر دهد و مرتباً در آلمان، روسیه، لهستان، و انگلیس زندگی كند (1811). در كشور اخیر بود كه مورد حمایت دولت قرار گرفت و برای قانون اساسی بریتانیا احترام قائل شد.


در 14 آوریل 1814، سنای فرانسه به رهبری تالران تصمیم زیر را اعلام كرد:

بنا به پیشنهاد دولت موقت و گزارش یك كمیتة مخصوص هفت نفری، سنا دولت موقت فرانسه را به والاحضرت كنت د/ آرتوا با لقب جانشین پادشاه می‏سپارد، تا زمانی كه لویی- استانیسلاوس- گزاویه،1 كه برای سلطنت فرانسه در نظر گرفته شده‏اند، منشور قانون اساسی را بپذیرند.

قانون اساسی كه به وسیلة سنا تنظیم شده بود خواهان عفو برای انقلابیون باقیمانده، نهی حقوق فئودالی وعشریه‏های كلیسایی،‌ تأیید خریدهای به عمل آمده با اموال ملی (اموال مصادره شدة كلیسا و مهاجران)، حفظ یك مجلس نمایندگان و یك مجلس اعیان، و احترام به آزادی مدنی و حاكمیت ملی بود.

لویی كه از این دعوت خشنود و از شرایط آن ناراحت شده بود، برای بررسی آن مهلت خواست. در 24 آوریل از انگلستان به مقصد فرانسه حركت كرد. در سنت- اوان در 2 مه اعلام داشت كه قسمت اعظم قانون اساسی پیشنهاد شده را محترم خواهد شمرد، ولی مجبور است كه حاكمیت ملی را رد كند، زیرا كه مخالف با حقوق موروثی او به عنوان پادشاه «براثر موهبت الاهی» خواهد بود. وی پیشنهاد كرد كه حاضر است به فرانسه و سنا یك «منشور» به جای قانون اساسی اعطا كند. سنا به صورت مجلس اعیان خواهد بود و از طرف پادشاه انتخاب خواهد شد. مجلس مقنن به صورت مجلس نمایندگان درخواهد آمد و اعضای آن به وسیلة رأی دهندگانی كه سالانه 300 فرانك یا بیشتر مالیات مستقیم بپردازند انتخاب خواهد شد. این دو مجلس بر عواید و مخارج دولت نظارت خواهند كرد. مجلس اعیان و مجلس نمایندگان كه مسحور قدرت پول شده بودند منشور را پذیرفتند، و پادشاه قول همكاری داد، و، بدین ترتیب، بازگشت خاندان بوربون انجام یافت (4 ژوئن 1814).

در اثنای این تعویض سلطنت، متفقین به وسیلة «عهدنامة اول پاریس» (30 مه 1814) فرانسه را به مرزهای سال 1792 بازگرداندند، و شامبری، آنسی، مالوز، و مونبلیار را به آن كشور دادند. فرانسه مستعمرات مهمی را به انگلستان و اسپانیا تسلیم كرد، تسلط اتریش را بر شمال ایتالیا پذیرفت، و از پیش با هر تصمیم كنگرة وین آینده دربارة سرزمینهایی كه از 1792 به بعد به تصرف فرانسه درآمده بود موافقت كرد.

لویی هجدهم پس از استقرار در تویلری، احساس كرد كه حق استراحت و همچنین حق لذت بردن از به دست آوردن املاكش را كسب كرده است. دربارة سال 1814 به عنوان «سال نوزدهم سلطنت من» سخن می‏گفت. وی در این زمان پنجاه ونه ساله، خوش مشرب، مؤدب، تنبل و كند، فربه و مبتلا به نقرس بود، و از قدرت سلطنت در او اثری دیده نمی‏شد. به حكومت مشروطه تن در داد، و با فروتنی خود را با رأی گرفتن، سخنرانی، احزاب، و روزنامه‏هایی كه آزادتر از زمان هئیت‏مدیره وناپلئون بودند وفق داد. سالنهایی كه كارشان بحث دربارة ادبیات و سیاست بود رونق یافت. مادام دوستال با فتح و فیروزی انجمنهای خود را دوباره تشكیل داد و به پذیرایی از پادشاهان پرداخت.

آنچه مردم بیشتر از آن استفاده كردند موفقیت اقتصادی رژیم جدید بود. لویی هجدهم قوانین ناپلئونی و امور قضایی و اداری و اقتصادی را عاقلانه بدون تغییر گذاشت. همان گونه كه ناپلئون این سعادت را داشت كه برای مقام مهم وزارت دارایی، مردی بسیار با كفایت و شرافتمند به نام فرانسوا مولین را پیدا كرد، لویی هجدهم نیز برای همان منصب ژوزف- دومینیك لویی را یافت، كه همة وظایف خزانه را پذیرفت، و در برابر نیرنگهای مالی مقاومت كرد.

دربار پادشاه مظهر كوششهای او برای تسهیل انتقال قدرت میان دو رژیم بود. در سال اول سلطنت او از كسانی كه به ناپلئون خدمت كرده بودند زیاد انتقام گرفته نشد. مارشالهای امپراطور، غیر از داوو، آزادانه با سلطنت‏طلبان اصیل در دربار بوربون مخلوط می‏شدند. اعضای طبقة دوم نجبا مانند آقا و خانم رموزا كه از افراد مورد نظر ناپلئون بودند برای پرستش زیارتگاهی كه بتازگی برپا شده بود شتاب كردند. لطیفة تالران كه گفته بود «بوربونها چیزی نیاموخته و چیزی را از یاد نبرده‏اند» شاید در مورد كنت د/ آرتوا صدق می‏كرد كه خوش مشرب و خوش قیافه ولی تا سرحد حماقت مغرور بود، لكن به درستی در مورد لویی هجدهم صدق نمی‏كرد. خود ناپلئون در سنت هلن تصدیق كرد كه مردم فرانسه بسرعت رژیم سابق نوشده را پذیرفتند، و گویی بسرعت به عادات دیرینه‏ای خو گرفتند كه،‌ چون از مدتها پیش ریشه دوانده بود، كاملا دگرگون نشده بود.

با وجود این، چند عامل ناهماهنگی و نارضایی وجود داشت. كلیسا كنكوردا را قبول نداشت، و در مورد بازگشت اختیارات قبل از انقلاب خود، بویژه حق تعلیم و تربیت، اصرار می‏ورزید. از پادشاه فرمانی گرفتند دال بر رعایت دقیق مراسم مذهبی در روزهای یكشنبه و اعیاد؛ بسته بودن كلیة دكانها، غیر از داروفروشان و فروشندگان گیاهان طبی، از صبح تا غروب؛ و عدم انجام هیچ‎كار مزددار و هیچ‏گونه حمل ونقل. خود را كاتولیك ندانستن و عدم رعایت مراسم آن امری خطرناك شد. مزاحمتر از همه، ادعای بظاهر معقول كلیسا بود در اینكه تمامی اموال مصادره شدة كلیسا در طی انقلاب باید به او مسترد شود. این تقاضا بدون شورش صدها هزار نفر كشاورز و اعضای طبقة متوسط، كه اموال مزبور را از دولت خریده بودند، برآورده نمی‏شد. بیم این خریداران از اینكه ممكن است همه یا بخشی از مالشان را ببرند باعث شد كه بسیاری از كشاورزان، و بعضی از بورژواهای متین، به این فكر بیفتند كه بد نیست اگر ناپلئون بازگردد، به شرط آنكه بیماری جنگی او معالجه شده باشد.

اقلیتی از مردم كه هنوز فعال بودند از اصول انقلاب طرفداری می‏كردند، و برای احیای آن، ولو در نهان، زحمت می‏كشیدند. این «ژاكوبنها» كه از طرف رژیم سخت در مضیقه بودند عقیده داشتند كه اگر ناپلئون بازگردد و بخواهد بوربونها را از كار براندازد، باید دوباره «فرزند انقلاب» شود. آنها بسیاری از افراد ارتش را با این فكر موافق كردند. مارشالها مسحور مهربانی پادشاه شدند، ولی طبقة افسران، كه امكان ترقی خود را با افتادن مجدد انحصار دیرین مناصب عالی به دست اشراف، در حال نابودی می‏دیدند، آرزوی روزگاری را داشتند كه عصای مارشالی را در صحنه و روز جنگ به دست آورند. لویی هجدهم برای ایجاد تعادل در بودجه، هجده هزار افسر و سیصدهزار نفر تابین (سرباز بی‏درجه) را مرخص كرد؛ تقریباً همة این افراد، كه می‏كوشیدند جایی در اقتصاد پیدا كنند، امپراطوری را كمال مطلوب خود می‏دانستند كه افتخار و مرگ، هردو را، در اختیار آنان می‏گذاشت- و حتی مرگ را افتخارآمیز جلوه داده بود.

نارضایی ارتش نیرومندترین قوه‏ای بود كه راه را برای بازگشت آن مرد اسرافكار سحرانگیز باز كرد. به ارتشی ناراضی باید عوامل چند دیگری را نیز افزود: كشاورزانی كه از خلع ید یا تجدید حقوق فئودالی بیم داشتند؛ صاحبان كارخانه‏ها، كه از ورود بیش از حد كالاهای بریتانیایی زیان می‏‏دیدند؛ نارضایی همگان، غیر از كاتولیكهای متعصب از نفوذ روزافزون روحانیان؛ مرخص شدن دو مجلس به امر پادشاه در پایان سال 1814 و تعطیل بودن آنها تا ماه مه؛ نوعی اشتیاق ‏نهانی مستمندان برای هیجان و شكوه فرانسه عصر ناپلئون: اینها عناصر ناپایدار و مشكوك تصادف بود، ولی چون خبر آنها به جزیرة الب رسید، روحیة آن گلادیاتور زندانی را كه زخمی شده ولی نمرده بود، تقویت كرد.






نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پایان ناپلئون، به سوی واترلو، لویی هجدهم،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 مهر 1397 11:54 ق.ظ
6. New York Academy for Appearing and Film.
شنبه 4 فروردین 1397 07:21 ب.ظ

Amazing forum posts. Kudos.
generic cialis tadalafil costo in farmacia cialis buy cheap cialis in uk buy cialis online legal only now cialis 20 mg non 5 mg cialis generici purchase once a day cialis cialis dosage recommendations fast cialis online price cialis wal mart pharmacy
پنجشنبه 2 فروردین 1397 04:05 ق.ظ

Thanks a lot! Awesome information!
get cheap cialis cialis 20mg prix en pharmacie enter site 20 mg cialis cost cialis 5mg generic cialis pro cialis 5mg billiger cialis coupon no prescription cialis cheap cialis patentablauf in deutschland buy cialis online cheapest
دوشنبه 27 شهریور 1396 11:17 ب.ظ
First of all I would like to say awesome blog!
I had a quick question which I'd like to ask if you don't
mind. I was curious to know how you center yourself and clear your head prior to writing.
I've had trouble clearing my mind in getting my thoughts out.
I do take pleasure in writing but it just seems like the first 10 to 15
minutes are lost simply just trying to figure out how to
begin. Any ideas or hints? Cheers!
دوشنبه 30 مرداد 1396 10:32 ق.ظ
I always used to read piece of writing in news papers but now as I am a user of net therefore from now I am using net for articles, thanks to web.
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:19 ب.ظ
What a material of un-ambiguity and preserveness of valuable
knowledge about unpredicted emotions.
شنبه 7 مرداد 1396 10:52 ب.ظ
It's going to be ending of mine day, however before end I am reading this fantastic post to
improve my experience.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:28 ب.ظ
It's remarkable to pay a visit this site and reading
the views of all colleagues on the topic of this paragraph, while I am also zealous of
getting familiarity.
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:22 ق.ظ
Valuable information. Lucky me I found your web
site by chance, and I'm surprised why this accident didn't happened in advance!
I bookmarked it.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب