تبلیغات
دانشنامه آزاد - پایان ناپلئون, به سوی الب, به سوی پاریس
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
مهاجمان مسیرهایی كه فاصلة آنها مداوم كمتر می‏شد، دوباره به حركت درآمدند، و این بار هدف شهر پاریس بود. شوارتسنبرگ با عبور از راین در شهر بازل با 000’160 سرباز، از فرانسویان جلو افتاد: گر چه بیطرفی سویس را نقض كرد، متنفذان برن عملش را به دیدة اغماض نگریستند. سپس بسرعت از میان كانتونها گذشت؛ شهر بیدفاع ژنو را تصرف كرد‌؛‌ و در فرانسه در محلی كه صدوشصت كیلومتر غربیتر از جایی بود كه فرانسویان انتظار آن را داشتند، سر در آورد؛ و شتابان به سوی نانسی رفت به امید آنكه به بلوشر بپیوندد و یا قوای خود را در آنجا با قوای او هماهنگ كند. ناپلئون به ارتشهای فرانسه دستور داده بود كه از مبارزات محلی در ایتالیا و جنوب‏شرقی فرانسه دست بردارند و برای جلوگیری از حركت شوارتسنبرگ یا لااقل كم كردن سرعت پیشرفت او به شمال بروند. ولی اوژن گرفتار اتریشیها شده و سولت سخت سرگرم كار ولینگتن بود.


در این ضمن، بلوشر با «ارتش سیلزی» كه هنوز مركب از 000’60 نفر بود، در ماینتس، مانهایم، و كوبلنتس از راین گذشت، و تقریباً بلامعارض تا نانسی پیش رفت. فرمانروایان و مردم این نقاط از او و قوای پروسی به عنوان نجات‏دهندگان آنها از بیدادگری ناپلئون استقبال كردند. برنادوت كه از نشستن برجای بوناپارت نومید شده بود متفقین را پس از لایپزیگ ترك كرده بود تا دانماركیها را شكست دهد و آنها را مجبور به واگذاری نروژ به سوئد بكند (14 ژانویة 1814). پس از آنكه این كار انجام گرفت، به اتفاق لشكر خود جهت حمله به پاریس، به بلوشر پیوست.

قوایی كه ناپلئون در شرق فرانسه به جای نهاده بود جرئت مواجهه با بلوشر یا شوارتسنبرگ را نداشت. مارشال نه از نانسی به طرف غرب عقبنشینی كرد، مورتیه از لانگر، و مارمون از مس؛ و در انتظار آمدن ناپلئون نشستند.

ناپلئون به مركز جدید فرماندهی خود در شالون- سور- مارن (فقط در صدوپنجاه وسه كیلومتری پاریس) حدود 000’60 سرباز تازه نفس آورده بود. با افزودن 000’60 نفر از بقایای نبرد لایپزیگ تحت فرمان مارشال نه، مارمون، و مورتیه، وی مجموعاً 000’120 نفر در اختیار داشت و می‏خواست با این عده از پیشروی بلوشر و شوارتسنبرگ كه رویهمرفته 000’220 نفر سرباز داشتند جلوگیری كند. ناپلئون مجبور بود سیاست جلوگیری از به هم پیوستن لشكرهای متفقین را پیروی كند، و از روبه روشدن با شوارتسنبرگ اجتناب ورزد، و از پیشرفت آنها به طرف پاریس- با كسب پیروزیهای كوچك بر لشكرهای متفقین كه غافلگیر می‏شدند یا به اندازة كافی از مركز فرماندهی خود دور بودند، به طوری كه ناپلئون می‏توانست بدون درگیری با قوای عمدة متفقین، به آنها حمله كند- ممانعت به عمل آورد. جنگ سال 1814 یكی از درخشانترین نبردهای ناپلئون از لحاظ لشكركشی بود؛ ولی، درعین حال، به علت كمبود نیروی امدادی، یكی از پرضایعه‏ترین نبردها از لحاظ اشتباه به شمار می‏رفت. بلوشر نیز اشتباهات بسیاری مرتكب شد، ولی وی سركشترین و باتدبیرترین سرداری بود كه در این زمان یا بعدها با ناپلئون مواجه شد. شوارتسنبرگ محتاطتر بود- و اتخاذ این روش تا اندازه‏‏ای به سبب طبع و نهاد خودش بود، تا اندازه‏ای هم معلول آنكه تزار آلكساندر و امپراطور فرانسیس دوم به دنبالش بودند.

ناپلئون پیروزیهای مقدماتی چندی كسب كرد كه موجب اعتماد بیهودة او شد. روزی كه سربازان بلوشر در برین مشغول صرف ناهار و استراحت بودند، ناپلئون به آنها حمله برد (29 ژانویة 1814) و آنان را شكست داد، و نزدیك بود خود بلوشر را اسیر كند. این عده عقبنشینی كردند؛ و ناپلئون ابله نبود كه به تعقیب آنها بپردازد، زیرا لشكر خود او 4000 نفر از دست داده بود، و خود او از خطری جان به سلامت به در برد: یكی از پروسیها با شمشیر آخته به وی نزدیك می‏شد كه ژنرال گورگو آن مرد گستاخ را با گلوله از پای درآورد. ناپلئون از آسیبی كه براثر جنگ به آن شهر و مدرسة مشهورش رسیده بود اظهار تأسف كرد؛ خود او تربیت علمی و تمرین نظامی خود را در شهر مزبور دیده بود؛ و قول داد كه آنها را پس از طرد مهاجمان از فرانسه مرمت كند.

وی وقت زیادی برای یادآوری گذشته نداشت. شوارتسنبرگ برای تقویت بلوشر شتافته بود، و ناگهان 000’46 سرباز فاتح ناپلئون خود را در محاصرة 000’100 سرباز اتریشی، پروسی، و روسی در لاروتیر دیدند (1 فوریه). ناپلئون چاره‏ای جز جنگیدن نداشت؛ از این رو دستور حمله را صادر كرد و فرماندهی را خود به عهده گرفت. نبرد به طور متساوی پایان یافت، ولی ضایعات متساوی برای فرانسویان گران تمام شد، و امپراطور به اتفاق آنها به تروا عقبنشینی كرد. بلوشر كه از پیشرفت احتیاط‌آمیز شوارتسنبرگ بیقرار شده بود از او جدا شد، و تصمیم گرفت ضمن آنكه اتریشیها از كنار به جلو می‏رفتند راه خود را از طریق رود مارن در پیش گیرد. افسران متفقین به اندازه‏ای از پیروزی خود مطمئن بودند كه قرار گذاشتند در هفتة آینده در پاله-روایال با یكدیگر ملاقات كنند.

ناپلئون پس از آنكه لشكر زخم خوردة خود را یك هفته استراحت داد، بخشی از آن را به ویكتور و اودینو سپرد تا جلو شوارتسنبرگ را بگیرند،‌ و خود با 000’60 مرد جنگی از میان باتلاقهای سن-گون، كه راه میانبری بود، گذشته، به سوی شامپوبر شتافت. در آنجا با دنبالة قوای بلوشر درگیر شدند، و مارمون فرانسویان را به پیروزی قاطعی رهنمون شد (10 فوریه)، و چون به پیش می‏رفتند، روز دیگر به بخش دیگری از قوای بلوشر در مونمیرای برخوردند. ناپلئون و بلوشر هر دو حضور داشتند، ولی مارمون دوباره قهرمان شد. در 14 فوریه دو نیروی عمده در نبردی بزرگتر در ووشان درگیر شدند، و ناپلئون قوای خود را، كه در این هنگام بیشتر به خود اعتماد پیدا كرده بود، به پیروزی رسانید. ظرف چهار روز، بلوشر 000’30 سرباز از دست داده بود. ناپلئون 8000 اسیر را به پاریس فرستاد كه در كوچه‏ها رژه بروند تا روحیة شهروندان تقویت شود.

با وجود این، شوارتسنبرگ در این میان اودینو و ویكتور را تقریباً تا فونتنبلو عقب‌رانده بود؛ یك حملة تمام عیار ممكن بود موجب آن شود كه قوای اتریش و پروس و دو امپراطور آنها خود را به جایی برسانند كه تا پاریس بیش از یك روز راه فاصله نداشته باشد. ناپلئون كه از گزارش این خبر به وحشت افتاده بود (زیرا موجب ابطال همة پیروزیهای او می‏شد)، مارمون را به جای گذاشت كه لااقل با بلوشر درگیر شود، و خود با 000’70 نفر به جنوب شتافت، و با قوایی از متفقین به رهبری ویتگنشتاین در مونترو درگیر شد، و آن را شكست داد، و در نانژی موضع گرفت، و ویكتور و اودینو را برای حمله به شوارتسنبرگ از پهلو و پشت سر اعزام داشت. آن سردار اتریشی كه خود را از سه جهت در خطر دید، فرصت را برای پیشنهاد متاركة جنگ به ناپلئون، مناسب دانست. امپراطور پاسخ داد كه با آتش‏بس به شرطی موافقت خواهد كرد كه متفقین خود را نسبت به پیشنهادی كه در فرانكفورت شده بود- و به استناد آن فرانسه مجاز بود مرزهای طبیعی خود را حفظ كند- متعهد بدانند. متفقین كه از پیشنهاد او مبنی بر عقبنشینی به آن سوی رود راین برآشفته بودند، به مذاكرات پایان دادند، و با بی‏اعتنایی در 9 مارس در شومون اتحادیة خود را تا بیست سال دیگر تمدید و تأیید كردند. شوارتسنبرگ كه هنوز فرماندهی 000’100 نفر را به عهده داشت، به طرف تروا عقبنشینی كرد.

ناپلئون همراه 000’40 سرباز با احتیاط او را تعقیب كرد. در این ضمن خبر یافت كه بلوشر قوای پراكندة خود را به هم پیوسته و دوباره با 000’50 سرباز به طرف پاریس به راه افتاده است. پس اودینو، ماكدونال و اتین-موریس ژرار را به منظور ایجاد مزاحمت برای شوارتسنبرگ برجای نهاد، و افراد خود را از سن به سوی مارن برد، و به مارمون و مورتیه پیوست، به امید آنكه بلوشر را در كنار رود ان به دام اندازد، زیرا تنها راه فرار پروسیها به سوی سواسون از روی پلی بر روی این رود می‏گذشت. اما دو لشكر دیگر متفقین مركب از 000’50 سرباز، از شمال به طرف سواسون به حركت درآمدند. و فرماندة آن را تهدید كردند كه شهر و آن پل را تسلیم كند. قوای بلوشر از روی پل گذشت، آن را سوزاند،‌ و به نجات‏دهندگان خود پیوست و نیرویی بالغ بر 000’100 نفر را تشكیل داد. ناپلئون با 000’50 نفر به دنبال آنها شتافت، و به طور غیرقاطع با آنها در كران به جنگ برداخت،‌ و در كشمكشی وحشیانه در لان كه دو روز طول كشید از آنها شكست خورد (9-10 مارس).

در 13 مارس، هنگامی كه یك لشكر پروسی را مسلط بر رنس یافت، مهاجمان را از آنجا بیرون راند و با استقبال بسیار گرم و صمیمانة مردم مواجه شد. ولی این پیروزی سودی به حال او نداشت. سپس مارمون و مورتیه را برای مواجهه با بلوشر برجای نهاد وخود از یك دشمن به دشمن دیگر پرداخت، و در 20 مارس، در آرسی- سور- اوب، با خشم و غضب فراوان 000’20 سرباز خود را علیه لشكر شوارتسنبرگ كه هنوز تعداد آن 000’90 نفر بود به كار برد. پس از دو روز قتل‏عام قهرمانانه، به شكست خود اعتراف كرد، و از رود اوب به منظور پیداكردن محلی برای استراحت لشكر تقلیل یافتة خود گذشت.

دوباره مستأصل شد. فرسوده شده بود؛ و بازتاب این فرسودگی به صورت تندی خلق و خو، و همچنین انتقاد خشم‏آلوده از افسرانی كه جان خود را در جنگهای بسیار به خاطر او به خطر انداخته بودند به چشم می‏خورد. آنان به وی اخطار می‏كردند كه نباید انتظار دریافت قوای امدادی از طرف ملتی را داشته باشد كه خونش گرفته شده و به بیحالی گراییده و از افتخار خسته شده است. دولتی كه در پاریس به جای نهاده بود – حتی برادرش ژوزف- از او مكرر تقاضا می‏كردند كه به هر قیمت صلح كند.

در آن نومیدی تصمیم گرفت كه همه چیز را در یك لشكركشی تخیلی دیگر به خطر اندازد؛ بدین معنی كه بهترین سرداران خود را برای جلوگیری از پیشرفت متفقین به جای بگذارد، و خود با قوایی معدود به سوی شرق برود، و سربازان فرانسوی را كه در قلعه‎های آلمانی كنار راین محاصره شده بودند آزاد سازد؛ و آن سربازان كار آزموده را به افواج درهم شكستة خود ملحق، و خطوط ارتباط و مهمات متفقین را قطع كند؛ از پشت سر به نگهبانان آنها بتازد،‌ و آنها را مجبور به توقف كند: بدین ترتیب، پاریس براثر شجاعت او دوباره الهام خواهد گرفت؛ به ساختن استحكامات خواهد پرداخت؛‌ و در برابر مهاجمان خواهد ایستاد. در لحظة عاقلانه‏تری دستورهایی برای ژوزف فرستاد كه اگر تسلیم قریب‏الوقوع شود، دولت با ماری لویز و پادشاه رم بایستی به محل امنی، در پشت رودخانة لوار، انتقال یابد- جایی كه همة قوای موجود فرانسه می‏توانند به منظور آخرین مقاومت گردآیند.

ضمن آنكه ناپلئون قوای باقیمانده وسرگردان خود را به سوی شرق می‏برد، متفقین روز به روز مقاومت بقایای ارتش فرانسه را درهم می‏شكستند و به پایان سفر طولانی خود نزدیكتر می‏شدند. فرانسیس دوم در دیژون ماند، زیرا نمی‏خواست در خواركردن دخترش سهیم شود. فردریك ویلهلم سوم كه معمولا آرام بود احساس می‏كرد كه می‏تواند به درستی انتقام اضمحلال ارتش خود و تجزیة كشورش و همچنین انتقام سالهای دوری از پایتخت خود را بگیرد. آلكساندر كه مردی مغرور و هیجانزده بود و به كشتار روزانه علاقه‏ای نداشت، چنین می‏پنداشت كه باید به عهدی كه در ویلنا كرده بود وفا كند: روسیه را از ملوث شدن مسكو تطهیر، و اروپا را از قدرت جنون‏آمیز آن مرد كرسی آزاد سازد.

در 25 مارس، مارمون و مورتیه كوششی مأیوسانه به منظور متوقف ساختن متفقین در لافرشامپنواز، واقع در صدو شصت كیلومتری پاریس به عمل آوردند. آنان كه تعدادشان نسبت به دشمن یك به دو بود، با چنان بی‏اعتنایی به مرگ جنگیدند كه خود آلكساندر وارد معركه شد و دستور توقف آن كشتار نابرابر را صادر كرد و فریاد زد: «می‏خواهم این شجاعان را نجات دهم!»؛ و پس از خاتمة نبرد، اسبها و شمشیرهای ژنرالها را به آنها پس داد. مارمون و مورتیه به طرف پاریس عقبنشینی كردند تا برای دفاع از پایتخت آماده شوند.

بلوشر و شوارتسنبرگ در 29 مارس به حوالی پاریس رسیدند. غرش توپهای آنان، و منظرة فرار كشاورزان به شهر، در میان شهروندان تولید وحشت كرد، ولرزه بربدن 000’12 جنگویان غیرنظامی انداخت- كه بیشتر آنها فقط مجهز به نیزة دسته‏چوبی بودند- و احضار شده بودند كه به كمك ارتش باقیمانده بشتابند و از قلعه‏ها و تپه‏های پایتخت دفاع كنند. ژوزف از مدتها پیش از امپراطریس نایب‏السلطنه تقاضا كرده بود كه همانگونه كه ناپلئون دستور داده بود شهر را ترك كند؛ در این هنگام، وی پذیرفت؛ ولی «بچه عقاب»1 مقاومت می‏كرد تا اینكه از همهمة نبردی كه به آن حدود كشیده می‏شد به وحشت افتاد.

در 30 مارس، 000’70 تن از مهاجمان دست به حملة نهایی زدند. مارمون و مورتیه با 000’25 نفر به خوبی از شهری دفاع كردند كه ناپلئون مغرور هرگز به فكر مستحكم كردن آن نیفتاده بود. سربازان كهنسال ساكن هتل دز/ انوالید و دانشجویان مدرسة پولیتكنیك و كارگران و سایر داوطلبان در دفاع شركت جستند. ژوزف كه ناظر این مقاومت بود، دید كه این كار بیهوده است وممكن است موجب بمباران و تخریب شهری شود كه در نظر فقیر و غنی‏ گرامی بود. اگرچه آلكساندر ممكن بود كه با ترحم و نیكوكاری رفتاركند، این احتمال هم متصور بود كه قزاقها از تحت فرمان او خارج شوند؛ و بلوشر هم مرد آن نبود كه گروههای پروس را از انتقام گرفتن كامل بازدارد. از این رو ژوزف اختیارات خود را به مارشالها داد، و برای پیوستن به ماری لویز و دولت فرانسه در بلوا در كنار رود لوار عزیمت كرد. مارمون پس از یك روز مقاومت خونین، ادامة آن را بیهوده دانست و سند تسلیم شهر را در ساعت 2 صبح روز 31 مارس 1814 امضا كرد.

بعداً در صبح همان روز آلكساندر، فردریك ویلهلم سوم و شوارتسنبرگ با 000’50 سرباز به طور رسمی وارد پاریس شدند. مردم با خصومتی خاموش از آنان استقبال كردند، ولی تزار مردم را با اظهار ادب و بدون دلسردی و با سلامهای مكرر آرام ساخت. هنگامی كه تشریفات به پایان رسید، به سراغ تالران فرستاد كه در كوچة سن- فلورانتن اقامت داشت، و در مورد چگونگی تغییر منظم دولت فرانسه از او نظر خواست. آن دو توافق كردند كه سنا دوباره تشكیل شود؛ قانون اساسی تنظیم كند، و دولتی موقت برسركار آورد. سنا در اول آوریل تشكیل جلسه داد، و قانونی اساسی تنظیم و آزادیهای اساسی را تضمین، و یك دولت موقت منصوب كرد و تالران را به عنوان رئیس آن برگزید. در 2 آوریل، سنا خلع ناپلئون را اعلام داشت. 







نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پایان ناپلئون، به سوی الب، به سوی پاریس،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 فروردین 1397 08:05 ب.ظ
When your lawn is cared for, it also appears to
be like green.
شنبه 18 فروردین 1397 10:39 ب.ظ
It might be time for a tree trimming.
چهارشنبه 15 فروردین 1397 09:50 ق.ظ
Tape from Crawl space repair was incredible.
یکشنبه 5 فروردین 1397 01:54 ق.ظ

With thanks, I like this!
viagra vs cialis look here cialis cheap canada cialis vs viagra viagra vs cialis cialis italia gratis cialis australia org the best site cialis tablets cialis savings card cialis coupons printable cialis manufacturer coupon
پنجشنبه 2 فروردین 1397 10:10 ب.ظ

You said this perfectly!
5 mg cialis pharmacie en ligne cialis tablets for sale cipla cialis online viagra cialis levitra buy generic cialis cialis 20 mg best price only here cialis pills tarif cialis france buying brand cialis online cialis dosage
چهارشنبه 16 اسفند 1396 06:29 ق.ظ
We provide an inexpensive and aggressive towing service.
شنبه 12 اسفند 1396 07:59 ق.ظ
The best Boston pet sitters are right here.
جمعه 10 آذر 1396 12:31 ق.ظ
It's very straightforward to find out any matter on net as compared to textbooks, as I found this piece of writing at this site.
دوشنبه 22 آبان 1396 07:10 ق.ظ
I was curious if you ever considered changing the page layout
of your site? Its very well written; I love what youve got to
say. But maybe you could a little more in the way of content so people could connect
with it better. Youve got an awful lot of text for only having 1 or 2 pictures.
Maybe you could space it out better?
شنبه 20 آبان 1396 09:45 ب.ظ
you are really a good webmaster. The site loading speed
is incredible. It kind of feels that you are doing any distinctive trick.
Moreover, The contents are masterpiece. you've done a fantastic task in this topic!
دوشنبه 27 شهریور 1396 04:23 ق.ظ
Thanks for a marvelous posting! I genuinely enjoyed reading it, you could be a great author.I will
make certain to bookmark your blog and definitely will come
back at some point. I want to encourage that you continue your
great work, have a nice holiday weekend!
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:45 ق.ظ
Hey there! I just would like to offer you a big thumbs up for the great information you've got here on this post.
I'll be coming back to your website for more soon.
شنبه 14 مرداد 1396 11:43 ب.ظ
You're so cool! I do not suppose I've read through a single thing like this before.
So wonderful to find another person with some original thoughts on this issue.
Seriously.. many thanks for starting this up.
This website is one thing that's needed on the web,
someone with a little originality!
شنبه 7 مرداد 1396 09:25 ق.ظ
I know this if off topic but I'm looking into starting my own blog and was wondering what all is required to get
setup? I'm assuming having a blog like yours would cost
a pretty penny? I'm not very internet smart so I'm not 100% certain.
Any recommendations or advice would be greatly appreciated.
Cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب