تبلیغات
دانشنامه آزاد - پایان ناپلئون, به سوی الب, تا شكست
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
به نظر می‏رسید كه وضع ناپلئون خراب شده است و دیگر بار بهبود نخواهد یافت. در این موقع ارتش او، قطع نظر از افرادی كه در آلمان غیرفعال مانده بودند، مركب از 000’60 سرباز شكست خورده و فرسوده بود كه در حدود راین به دور یكدیگر جمع شده بودند و «توده‏ای ولگرد را تشكیل می‏دادند بدون سلاح و لباس، ناقل میكرب تیفوس، كه به هر محلی پای می‏گذاشتند آنجا را آلوده می‏كردند.» از هر سو خبرهای مأیوس كننده می‏رسید. در ایتالیا، اوژن با زحمت فراوان 000’36 نفر آماده كرده بود، ولی در این هنگام مواجه با 000’60 اتریشی شد كه در آن سوی رود آدیجه بودند. در ناپل، مورا مشغول طرح نقشه‏ای بود تا،‌ با رفتن به طرف متفقین، تخت و تاج خود را حفظ كند. در هلند، بر اثر شورشی داخلی و به كمك تیپ پروسی به رهبری بلوشر، تسلط فرانسویان از میان رفت (نوامبر 1813)، وسربازان انگلیسی نظارت بر رودخانة سكلت را به عهده گرفتند، و سلسلة اورانژ دوباره برسر كار آمد. ژروم از وستفالن گریخته بود. در اسپانیا، ولینگتن پیروزمند از بیداسوا گذشت و وارد خاك فرانسه شد (7 اكتبر). در دسامبر، بایون را در محاصره گرفت.


به نظر می‏رسید كه خود فرانسه درهم شكسته و تجزیه می‏شود. از دست رفتن اسپانیا و قطع تجارت با آلمان و ایتالیا موجب بحران اقتصادی و بسته‏شدن كارخانه‏ها و ورشكستگی بانكها شده بود. در اكتبر، بسته‌ شدن بنگاه صرافی ژاباك یك سلسله ورشكستگی به دنبال آورد. بورس از 80 در ماه ژانویة 1813 به 47 در ماه دسامبر سقوط كرد. هزاران تن از بیكاران در كوچه‏ها به ولگردی پرداختند، یا با فقر و فاقه در خانه‏های خود پنهان می‏شدند، یا جهت غذا خوردن به ارتش می‏پیوستند. مردم عادی علیه سربازگیری بیش از اندازه سربه شورش برداشتند؛ طبقة متوسط علیه مالیاتهای سنگینتر لب به اعتراض گشود؛ سلطنت‏طلبان خواهان لویی هجدهم شدند؛ و همة طبقات طالب صلح بودند. ناپلئون در 9 نوامبر به پاریس رسید، و مورد استقبال ملكة افسرده و فرزند خوشحالش قرار گرفت، و درصدد تشكیل لشكر جدیدی مركب از 000’300 نفر به عنوان عامل لازم برای جنگ یا صلح برآمد. مهندسانی را مأمور كرد تا راههایی را كه به سوی جبهه‏های جدید منتهی می‏شد تعمیر كنند؛ دیوارهای شهرها را دوباره برافرازند؛ استحكاماتی بسازند؛ و در صورت ضرورت، خود را آمادة شكستن سدها و تخریب پلها كنند تا از پیشرفت مهاجمان جلوگیری به عمل آید. برای سواره نظام اسب تهیه كرد؛ به ریخته‏گریها دستور ساختن توپ داد؛ سلاح و مهمات برای پیاده نظام تهیه كرد. به هرنسبت كه درآمد ملی، به علت فقر و مقاومت مردم در برابر پرداخت مالیات، كاهش می‏یافت، وی به همان نسبت از ذخایر زیرزمینی خود [در تویلری] برداشت می‏كرد. ملت با شگفتی و بیم ناظر این جریان بود و مقاوم بودن و كاردانی او را می‏ستود، ولی از یك سال دیگر جنگ می‏ترسید.

متفقین كه در برابر راین و با توجه به فصل زمستان به حال تردید به سر می‏بردند در 9 نوامبر یك پیشنهاد صلح غیررسمی و بدون امضا برای او فرستادند: قرار شد كه فرانسه مرزهای طبیعی خود یعنی راین و آلپ و پیرنه را حفظ كند، ولی از هر چه كه در ورای آنها بود چشم بپوشد. در 2 دسامبر، ناپلئون به وسیلة كولنكور وزیر امور خارجه رسماً موافقت خود را ابراز داشت. اما انقلاب هلند بر تسلط فرانسه برمصبهای راین خاتمه داد؛ متفقین به آن انقلاب كمك كردند؛ و از قبول مرزهای طبیعی برای فرانسه سرباززدند. در عوض در 5 دسامبر اعلامیه‏ای انتشار دادند تحت عنوان «اعلامیة فرانكفورت» به این مضمون كه «متفقین با فرانسه سرجنگ ندارند. اعلیحضرتها مایلند كه فرانسه بزرگ و مقتدر و سعادتمند باشد. … متفقین می‌پذیرند كه امپراطوری فرانسه سرزمینهایی داشته باشد بیشتر از آنچه كه در زمان پادشاهان خود داشت.»

برای جداكردن مردم از امپراطور همین اندازه كافی بود. سنا و مجلس مقنن علناً علیه او سر به شورش برداشته و خواهان یك قانون اساسی با تضمینهایی برای آزادی شده بودند. در 21 دسامبر، متفقین از راین گذشتند و به خاك فرانسه پای نهادند. در 29 دسامبر، سنا ناپلئون را از وفاداری و حمایت خود مطمئن ساخت. اما در همان روز لنه نمایندة سلطنت‏طلب بوردو گزارشی را در برابر مجلس مقنن قرائت كرد. و ضمن آن اشتباهات و زیاده‏رویهای دستگاه امپراطوری را به باد انتقاد گرفت، و از «روزگار خوش سلطنت بوربونها» ستایش كرد و به متفقین تبریك گفت كه «می‏خواهند ما را در محدودة مرزهای سرزمین خودمان نگاه دارند، و جلو فعالیت جاه‏طلبانه‏ای را بگیرند كه طی بیست سال اخیر برای همة ملتهای اروپا تا این اندازه مخرب بوده است.» مجلس مقنن با 223 رأی در برابر 31 رأی موافقت كرد كه گزارش لنه به چاپ برسد. غروب همان روز ناپلئون دستور خاتمه دادن به آن جلسه را صادر كرد.

در اول ژانویة 1814، مجلس مقنن هیئتی را نزد او فرستاد تا به مناسبت سال نو به او تبریك بگوید. پاسخ او به صورت مجموعه‏ای از خشم و خستگی از دهانش با این كلمات جاری شد: «مسلماً در زمانی كه باید دشمن را از مرزهای خود طرد كنیم، وقت آن نیست كه از من قانون اساسی بخواهید. شما نمایندگان ملت نیستید، شما فقط وكلایی هستید كه از طرف استانها فرستاده شده‏اید. … من به تنهایی نمایندة مردمم. از اینها گذشته،‌ تخت سلطنت چیست؟ چهار قطعه چوب مطلا كه رویش را با مخمل پوشانده‏اند. بلی، تخت سلطنت عبارت از یك فرد است، و آن فرد، منم، منم كه می‏توانم فرانسه را نجات بدهم، نه شما! اگر قرار باشد حرف شما را گوش كنم، باید به دشمن بیش از آن بدهم كه مطالبه می‏كند. شما یا ظرف سه ماه به صلح می‏رسید یا من از بین خواهم رفت.»

پس از عزیمت نمایندگان وحشتزده، ناپلئون چندتن از سناتورهای منتخب را احضار كرد و سیاست خود و مذاكراتش را در مورد صلح توضیح داد، و مطلب خود را با اعتراف خاضعانه‏ای به پایان رساند كه گویی در برابر كرسی داوری تاریخ ایستاده است:

ترسی ندارم اعتراف كنم كه خیلی زیاد جنگیده‏ایم. نقشه‏های عظیمی كشیده بودم؛ می‏خواستم امپراطوری جهان را در اختیار فرانسه بگذارم. اشتباه كردم؛ آن نقشه‏ها متناسب با نیروی انسانی كشور ما نبود. مجبور می‏شدم همه را به زیر پرچم احضار كنم؛ و حالا می‏فهمم كه پیشرفت جامعه و خیر اخلاقی و اجتماعی یك دولت با در آوردن تمام مردم در كسوت سپاهی سازگار نیست.

باید كفارة این گناه را بدهم كه بیش از حد به بخت مساعد خود تكیه كرده‏ام؛ و كفارة آن را خواهم داد. صلح خواهم كرد. با شرایطی صلح خواهم كرد كه اوضاع اقتضا كند، و این صلح فقط مرا جریحه‏دار می‏كند. من بوده‏ام كه خودم را فریب داده‏ام؛ منم كه باید رنج بكشم، نه فرانسه. فرانسه هیچ‏ اشتباه نكرده است؛ خون خود را به خاطر من ریخته است؛ از دادن قربانی به من خودداری نكرده است.…

آقایان، بنابراین بروید و به استانهای خود بگویید كه من بزودی صلح خواهم كرد، و دیگر برای اقداماتم و برای خودم احتیاجی به خون فرانسویان ندارم، … مگر برای فرانسه و برای حفظ تمامیت مرزهایش. به آنها بگویید كه من فقط وسیله‏ای می‏خواهم برای طرد دشمن خارجی از كشورمان. به آنها بگویید كه آلزاس، فرانش- كنته، ناوار، بئارن مورد حمله قرار می‏گیرد. به آنها بگویید كه از فرانسویان می‏خواهم به كمك آزادی بیایند.

در 21 ژانویه به عمال خود دستور داد كه پاپ پیوس هفتم را از فونتنبلو آزاد كنند، و ترتیب بازگشت او را به ایتالیا بدهند. در 23 ژانویه، افسران گارد ملی را در قصر تویلری گردآورد، امپراطریس و «پادشاه رم» را (كه كودك زیبایی بود تقریباً سه ساله) به آنها معرفی كرد، و حمایت از آنها را به گارد مزبور توصیه نمود. بار دیگر ماری لویز را در غیاب خود به نیابت سلطنت برگزید، ولی این بار برادر خود، ژوزف، را به عنوان قائم مقام امپراطور و مدیر كارهای امپراطریس منصوب كرد. در 24 ژانویه به او خبر دادند كه مورا به متفقین پیوسته است، و از ناپل با هشتاد هزار نفر به حركت درآمده تا به طرد اوژن از ایتالیا كمك كند. در آن روز، با همسر و فرزندش كه دیگر او را ندید وداع كرد و از پاریس بیرون آمد تا به ارتش سازمان یافتة خود بپیوندد و با مهاجمان فرانسه به مبارزه پردازد.





نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پایان ناپلئون، به سوی الب، تا شكست،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 09:01 ب.ظ
Hey there, I think your blog might be having browser compatibility issues.
When I look at your blog site in Opera, it looks fine but when opening
in Internet Explorer, it has some overlapping.

I just wanted to give you a quick heads up!
Other then that, wonderful blog!
دوشنبه 16 مرداد 1396 09:56 ق.ظ
The other day, while I was at work, my cousin stole my apple ipad and tested to see if it can survive a 40 foot drop, just so she
can be a youtube sensation. My apple ipad is now destroyed and she has 83 views.

I know this is totally off topic but I had to share
it with someone!
شنبه 7 مرداد 1396 08:17 ق.ظ
Hi there, the whole thing is going fine here and ofcourse every one is sharing information, that's truly excellent, keep up writing.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 11:28 ب.ظ
Excellent way of explaining, and pleasant piece
of writing to obtain data about my presentation subject matter, which i am going to deliver
in school.
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:57 ق.ظ
Thanks , I've just been searching for information about this topic
for a long time and yours is the best I have discovered till now.
But, what in regards to the conclusion? Are you certain concerning the source?
جمعه 11 فروردین 1396 03:44 ب.ظ
Hey there would you mind sharing which blog platform you're using?
I'm looking to start my own blog in the near future but I'm having a hard time choosing between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your layout seems different then most blogs and I'm
looking for something completely unique.
P.S Apologies for getting off-topic but I had to ask!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب