تبلیغات
دانشنامه آزاد - پایان ناپلئون, به سوی مسكو, فرانسه در بحران اقتصادی: 1811
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سپس ناگهان، چنانكه گویی نیروهایی شیطانی مصایب را با یكدیگر هماهنگ می‌كنند، به نظر رسید كه تمامی آن اقتصاد همه جانبه به اضمحلال نزدیك می‌‌شود و در گردابی از ورشكستگیهای بانكی، اختلالات بازاری، مسدودشدن كارخانه‌‌ها، بیكاری، اعتصاب، فقر، شورش، و خطر قحطی فرو می‌‌‌رود- آن هم در زمانی كه امپراطور اعجازگر نقشة تهیة پول و سرباز و بالابردن روحیه برای یك مبارزة حیاتی با روسیة دوردست و ناشناخته و پهناور را می‌‌كشید.


تشخیص علل بحران اقتصادی اخیر دشوار است. چگونه می‌توانیم علل بحران فرانسه را در 1811، كه ظاهراً شدیدتر از بحرانهایی است كه مسنترین فرد میان ما بتواند به خاطر بیاورد، تجزیه و تحلیل كنیم؟ تاریخنویس فاضلی آن را ناشی از دو منبع می‌داند:‌ (1) شكست صنایع نساجی فرانسه به علت به دست نیاوردن مواد خام و سرمایة لازم؛ و (2) ورشكسته شدن یكی از بانكهای لوبك. كارخانه‏های ریسندگی فرانسه برای كارگاههای خود متكی به واردات پنبة خام بودند. سیاست حمایت بازرگانی دولت فرانسه موجب تحمیل حقوق گمركی زیادی بر این واردات شده بود. عرضه كاهش یافت و بهای آن بالا رفت. كارخانه‏های بافندگی فرانسه قادر به پرداخت این قیمت برای همة مواد لازم جهت به كارانداختن همة دستگاههای خود نبودند، و نمی‏توانستند نرخ مخاطره‏آمیز بهره‏ای را كه بانكهای فرانسه برای وامهای سرمایه‏گذاری مطالبه می‏كردند بپردازند. صاحبان این قبیل كارخانه‏ها مجبور می‏شدند كه تعداد بیشتری از كارگران خود را بیرون كنند. ورشكستگی بانك لوبك، كه بزودی بانكهای هامبورگ و آمستردام نیز دچار آن شدند، در بانكهای پاریس اثر كرد، به طوری كه ورشكستگی بانكی در فرانسه كه در اكتبر 1810 هفده فقره بود، در ژانویة 1811 به شصت ویك مورد رسید. كمیابی وامهای بانكی و بالابودن هزینة آن، شركتها را یكی پس از دیگری مجبور كرد كه تعداد كارمندان خود را تقلیل دهند و حتی عملیات خود را متوقف كنند. پس از چندی، كوچه‏های پاریس پر از كارگران بیكاری شد كه می‏خواستند دارایی خود را بفروشند یا نان گدایی كنند. بعضی از آنها دست به خودكشی زدند. دسته‏هایی از بیكاران در استان شمالی به كشتزارها حمله بردند و گندم آنها را تصرف كردند. در شهرها نیز به بازارها و انبارها حمله بردند، و در راهها و رودخانه‏ها از انتقال موادغذایی جلوگیری كردند و آن را به باد غارت دادند. به نظر می‏رسید كه هرج ومرج سال 1793 تجدید شده است.

ناپلئون تنبیهات سختی در مورد جنایات علیه نظم عمومی مقرر كرد، و سربازان را برای جلوگیری از اعتصابات شدید گسیل داشت، و ترتیبی برای توزیع مواد غذایی داد. بر طبق فرمان 28 اوت، حدود بیست ودو میلیون و پانصد هزار كیلو گندم و سی هزار كیسه آرد به مراكز بحرانی قحطی فرستاده شد. در این ضمن، محاصرة بری را برای ورود غلة خارجی لغو كرد، و حقوق گمركی محصولات خارجی را كه با صنایع فرانسوی رقابت می‏كرد بالا برد، در ماه مه 1812، به پیروی از سوابق دوران انقلاب، یك بهای حداكثر برای گندم تعیین كرد، ولی این اقدام نیز سودی نبخشید، زیرا كشاورزان محصول خود را وقتی به بازار می‏فرستادند كه قیمت مورد نظر خود را دریافت می‏داشتند. یك مؤسسة خیریة خصوصی به دولت فرانسه كمك كرد تا از بروز یك شورش ملی جلوگیری كند. كنت رامفرد، دانشمند امریكایی- بریتانیایی، كه در آن روزگار در فرانسه می‏زیست، «سوپ رومفور» را عرضه كرد؛ و این غذایی بود كه بیشتر از نخود و لوبیا ساخته شده بود، و نه تنها پروتئین گیاهی را تأمین می‏كرد بلكه از فریاد مردم برای نان هم می‏كاست.

این بحران اقتصادی كه ضمن تداركات ناپلئون برای حملة به روسیه پیش آمد آزمایشی جهت اعصاب او بود، و شاید در تضعیف حس اعتماد به نفس و تصمیم‏گیری او بی‏اثر نبود. اما بخت بلندش هنوز او را ترك نمی‏كرد. چنین به نظر می‏رسید كه محصول سال 1812 فراوان خواهد بود، و همینطور هم شد. نان ارزانتر شد، و افراد بیكار لااقل چیزی برای خوردن پیدا كردند. بانكها باز شد یا جای آنها را بانكهای دیگر گرفت؛ وامهایی در اختیار متقاضیان قرار گرفت؛ سرمایه، آن تولید كنندة نامرئی ولی ضروری، فعالیت خود را در كارخانه‎ها از سرگرفت. مزد كار جهت كالاهایی كه ممكن بود نیمسال طول بكشد تا به دست خریدار برسد، پرداخت شد. دوباره كالا در بازار فراوان شد. در این زمان ناپلئون می‏توانست خود را وقف جنگی كند تا محاصره‏ای را به اجرا درآورد كه بر اثر رفتار ملتها و طبیعت بشر از پیش محكوم به شكست شده بود.




نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پایان ناپلئون، به سوی مسكو، فرانسه در بحران اقتصادی: 1811،
لینک های مرتبط :


جمعه 13 مرداد 1396 09:19 ب.ظ
Normally I don't learn post on blogs, but I would
like to say that this write-up very pressured me to try and do it!
Your writing style has been amazed me. Thanks, very nice article.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:37 ق.ظ
I know this web site offers quality dependent articles and
other stuff, is there any other web page which presents these stuff in quality?
پنجشنبه 10 فروردین 1396 05:04 ب.ظ
Hello, i think that i saw you visited my weblog so i came to “return the favor”.I am trying to find things to enhance my site!I suppose its ok to use
a few of your ideas!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب