تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاهان در گیر و دار ستیز, روسیه, پاول اول : 1796-1801
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
در اوج این عظمت درباری، مردی دیوانه قرار داشت: پاول (پاول پطروویچ) فرزند كاترین دوم كه نبوغ یك نسل را نادیده گرفت، و چیزی جز بدگمانیهای عبوسانه و جنون قدرت مطلق در مد نظرش نبود. هشت ساله بود كه دریافت پدرش تزار پطر سوم بر اثر توطئة آلكسی آرلوف برادر گریگوری آرلوف، معشوق مادرش، به قتل رسیده است. پاول هرگز از ضربة این خبر كاملاً بهبود نیافت. بنابر جریان طبیعی جانشینی، پاول می‏بایستی تخت و تاج پدر را به ارث برده باشد؛ كاترین او را نادیده گرفت و قدرت كامل را شخصاً قبضه كرد. همسر اول پاول، با اطلاع او طرح توطئة خلع كاترین و بر تخت نشاندن پاول را تهیه كرد. كاترین از توطئه آگاه شد، و پاول و همسرش را مجبور به اعتراف كرد. امپراطریس او را وارث قدرت خود ساخت. ولی پاول هرگز مطمئن نبود كه او نیز قبل از موقع از میان برداشته نشود. زنش در وحشت دائم می‏زیست، و ضمن زاییدن كودكی مرده، درگذشت.


همسر دومش به نام ماریا فیودوروونا پسری زایید (1777) كه او را آلكساندر نام نهادند. كاترین تا مدتی در فكر بود كه او را جانشین خود كند و پاول را نادیده بگیرد؛ ولی هیچ گاه این فكر را به مرحلة عمل درنیاورد؛ ظاهراً پاول موضوع را حدس زده و نسبت به فرزندش بدگمان شده بود. در 1783 كاترین ملكی در شهر گاتچینا واقع در پنجاه كیلومتری سن پطرز بورگ به او اعطا كرد. پاول در آنجا مشغول تعلیم فوج خود شد و آن را به پیروی از پدر خویش، به سبك فردریك كبیر تربیت كرد به طوری كه سربازان با قامت راست و بدون خم كردن زانو رژه می‏رفتند. كاترین از این بیم داشت كه مبادا پاول مشغول طرح توطئة دیگری نیز جهت سرنگونی بشود؛ لاجرم جاسوسانی برای مراقبت اعمال و رفتار او فرستاد. متقابلاً پاول هم جاسوسانی برای مراقبت جاسوسان كاترین گماشت. شبها خیال می‏كرد كه روح جد خود پطر كبیر را می‏بیند. نزدیك بود اعصابش خراب شود كه در 1796، پس از چهل و دو سال زندگی مشقت بار، عاقبت بر تختی نشست كه مدتها آن را بحق از آن خود دانسته بود.

وی در كمال حسن نیت، فرامینی به منظور رفاه حال مردم صادر ‎كرد، از جمله چند تن از قربانیهای وحشتهای دورة كاترین یعنی نوویكوف، رادیشچف، و متفكران افراطی و كوشچوشكو و دیگران را كه در راه آزادی لهستان جنگیده بودند از زندان بیرون آورد. از دیدن اوضاع بیمارستان مسكو چنان به وحشت افتاد كه دستور نوسازی و سازماندهی مجدد آن را صادر كرد (1797)؛ در نتیجه، بیمارستان جدید مسكو به صورت یكی از بهترین بیمارستانهای اروپا در آمد. همچنین، وضع پول را اصلاح و آن را تثبیت كرد؛ حقوق گمركی را كه تجارت خارجی را از بین برده بود پایین آورد؛ و راههای تازه ای بر روی تجارت داخلی گشود.

در عین حال، دستوراتی برای آرایش ظاهری سربازان- جلا دادن دگمه‌ها، تعمیر لباسهای نظامی، پودر زدن به كلاه‌گیسها- و همچنین فرمانهای دیگری جهت اتباع خود در مورد لباس آنها صادر كرد. و استفاده از لباسها و سبكهایی را كه پس از انقلاب كبیر فرانسه در اروپا رواج یافته بود تابع مجازاتهای سنگین قرار داد.

در 1800 ورود كتابهای خارجی را به خاك روسیه منع كرد و جلو چاپ كتابهای جدید را نیز در روسیه گرفت. از حكومت مستقل اشراف نیز جلوگیری به عمل آورد، و پانصد و سی هزار رعیت را كه سابقاً به عنوان سرفهای دولتی از اوضاع بهتری بهره‌مند شده بودند به مالكان خصوصی انتقال داد. گذشته از این، تنبیه سرفهای شورشی را مورد تصویب قرار داد- «تا حدی كه مالكانشان مایل باشند.» سربازان او كه، روزگاری نسبت به او وفادار بودند، از نظارت سخت و انضباط آمرانه اش به خشم آمدند.

سیاست خارجی او نامعلوم و بی ثبات بود. نقشه‌های كاترین در مورد اعزام چهل هزار سرباز علیه فرانسة انقلابی لغو كرد. از تسلط ناپلئون بر مالت و مصر خشمگین بود و با تركیة عثمانی و انگلیس علیه او متحد شد، و سلطان را برآن داشت كه به كشتیهای جنگی روسیه اجازه دهد از بوسفور و داردانل بگذرند. قوای دریایی او جزایر یونیایی را گرفت، و سربازانی جهت كمك به طرد فرانسویان از قلمرو سلطنتی ناپل به آنجا وارد كرد. اما هنگامی كه بریتانیای كبیر از تسیلم مالت به او به عنوان استاد اعظم شهسواران مالت خودداری ورزید، پاول از شركت در اتحادیه‌ای علیه فرانسه كناره گیری كرد و شیفتة ناپلئون شد. بعد از آنكه ناپلئون با اشارات حاكی از حسن نیت عكس العمل نشان داد، پاول هرگونه تجارتی را با انگلیس ممنوع ساخت و به ضبط كالاهای بریتانیایی در انبارهای روسیه پرداخت. سپس با ناپلئون مشغول بحث دربارة همكاری نظامی فرانسه و روسیه به منظور اخراج انگلیسیها از هندوستان شد. ولی نه آرزوهای خارجی پاول برآورده می‌شد و نه ناسازگاریهای داخلی در برابر وفور خواهشهایش رو به كاهش می‏نهاد. لاجرم خشم او پیوسته بیشتر می‏شد. كوچكترین جرم را شدیداً مجازات می‏كرد؛ اشرافی كه سیاستهای او را مورد تردید قرار می‏دادند از مسكو بیرون می‏راند؛ و هر افسری كه در اطاعت از او تأخیر می‏كرد به سیبری می‏فرستاد. پسرش آلكساندر غالباً مورد خشم وتوهین او قرار می‏گرفت.

بتدریج، اشراف و افسران در توطئه‌ای به منظور خلع او با یكدیگر همداستان شدند. ژنرال لوین بنیكسن موافقت نیكیتا پانین وزیر امور خارجه و كنت پطر فون پالن را كه فرماندة پلیس و سربازان شهر بود به دست آورد. سپس در صدد جلب موافقت آلكساندر برآمدند و به این كار نیز موفق شدند، به شرط آنكه آسیبی بدنی به پدرش وارد نشود. آنان با این قرار توافق كردند، زیرا می‏دانستند كه او را در برابر یك «عمل انجام شده» قرار خواهند داد. در ساعت دو صبح 24 مارس 1801 پالن توطئه‌گران و گروهی از افسران را به طرف قصر میخایلوفسكی برد. این عده همة نگهبانان را از میان برداشتد و امپراطور را كه قصد مقاومت داشت خفه كردند؛ چند ساعت بعد به آلكساندر خبر دادند كه وی تزار روسیه شده است.




نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پادشاهان در گیر و دار ستیز، روسیه، پاول اول : 1796-1801،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 05:57 ب.ظ
Howdy, I do believe your site may be having internet browser compatibility problems.

Whenever I take a look at your blog in Safari, it looks fine but when opening in IE, it has
some overlapping issues. I simply wanted to provide you
with a quick heads up! Aside from that, excellent blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب