تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاهان در گیر و دار ستیز, در پیرامون منطقة مركزی, تركیة عثمانی در اروپا
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوران فعالیتهای چشمگیر عثمانی در زمینة حكومت و ادبیات و هنر اینك به سرآمده بود؛ با این حال، در 1789 تركان بر این نواحی تسلط داشتند- گرچه در پاره‌ای موارد سلطه‌ای سخت سست بنیان بود: مصر، شرق نزدیك تا فرات، آسیای صغیر و ارمنستان، یونان، بلغارستان، آلبانی، صربستان، و شاهزاده‌نشینهای حوزة دانوب- والاكیا و مولداویا (رومانی كنونی)- كه جزو قطعات مورد اختلافی بود كه توسط ناپلئون (كه آنها را در اختیار نداشت) در عهدنامة تیلزیت به آلكساندر واگذار شد.    سلاطین عثمانی، كه بر اثر ركود اقتصادی و فساد اخلاقی ضعیف شده بودند، به پادشاهان اجازه دادند كه بر ایالات حكمروایی كنند و از آنها مالیات بگیرند، بی آنكه از طرف قسطنطنیه دخالت زیادی در این امر بشود؛ بایرن شمه‌ای از طرز حكومت مقتدرعلی پاشا در آلبانی را (1788-1822) بیان كرده است. علی پاشا در امر توطئه علیه باب عالی تندروی كرد، و سلطان محمود دوم او را به قتل رساند.

صربها برای نیل به استقلال جنگیدند. هنگامی كه پاشای محبوب آنها به دست ینی چریها به قتل رسید، یكی از میهن پرستان صرب به نام كاراژرژ (قراجورج) در 1804 درصدد ایجاد یك حكومت جمهوری، با مجلسی انتخابی، كه سنا را برگزیند، برآمد؛ و در 1808 سنا كاراژرژ را به ریاست موروثی صربها انتخاب كرد. سلطان محمود قوای عظیمی جهت برانداختن جمهوری جدید به بلگراد فرستاد (1813)؛ كاراژرژ و هزاران تن از پیروانش به اتریش گریختند. شورش دیگری به رهبری امیر میلوش اوبرنوویچ سلطان را بر آن داشت كه به مصالحه‏ای تن در دهد (1815) كه، برطبق آن، آزادی مذهب و تعلیم و تربیت و تجارب برای صربها تضمین شد. میلوش با آمیزه‌ای از سیاست و قتل، حكومت خود را استحكام بخشید. رقیب خودكاراژرژ را اعدام كرد، و سلطان را مجبور ساخت كه حكومت موروثی او را به رسمیت بشناسد. تا سال 1830 صربستان عملا به صورت دولتی مستقل درآمد.

یونان در 1452 به دست تركان عثمانی افتاده بود، و در این زمان دوران تسلط تركها به اندازه‌ای طولانی شده بود كه یونانیان نیمی از غرور باستانی خود را از دست داده بودند. غلبة فرانكها و مهاجرت اسلاوها، خونها، خاطرات نژادی، و لهجه‌ها را در هم آمیخت. تا اینكه لهجة مرسوم و مورد محاورة مردم اساساً با زبان یونانی روزگار افلاطون اختلاف پیدا كرد.

با وجود این، دانشمندان و شاعران و میهن پرستان تا اندازه‌ای خاطرة یونان باستان و آن یازده قرن (395-1452) را حفظ كرده بودند كه طی آنها یونانیان بر امپراطوری بیزانس حكومت كرده و همچنان علم و فلسفه و هنر را توسعه بخشیده بودند. خبر انقلاب كبیر فرانسه این خاطرات را برافروخت، و خواندن «چایلدهرلد»، اثر بایرن، بسیاری از یونانیان را به این خیال انداخت كه چرا یونان دوباره آزاد نشود؟ ریگاس فرایوس (1757-1798) از اهالی والاكیا كه در تسالیا به دنیا آمده بود و در وین می‏زیست براساس «مارسیز» سرودی ساخت و آن را انتشار داد، و یك هتایرای (انجمن اخوت) تأسیس كرد به منظور آنكه یونانیان وتركان را به وسیلة رشته ای از آزادی و برابری با یكدیگر پیوند دهد. در 1797 با دوازده صندوق پر از اعلامیه به طرف یونان حركت كرد. ولی در تریست گرفتار و در بلگراد اعدام شد. هتایرای دیگری در اودسا تشكیل بافت، به یونان كشیده شد؛ و در آماده ساختن ذهن یونانیان برای شورش ابراز فعالیت كرد. آذامانتیوس كورائیس (1748-1833) كه از یونانیان ازمیر بود در 1788 در پاریس اقامت گزید و هم خود را مصروف به تصفیة زبان جاری و هماهنگی نزدیكتر آن با موازین باستانی كرد. از انقلاب كبیر فرانسه مسرور بود؛ و با اشعار و رسالات گمنام و همچنین با انتشار آثار كلاسیك یونان عقاید جمهوریخواهانه و ضد روحانی خود را گسترش داد. گرچه متذكر می‏شد كه انقلاب ممكن است نابهنگام باشد. انقلاب یونان در 1821 آغاز و در 1830 به آزادی یونان منتهی شد. رفتار دولت تركیه با یونانیان، تا آنجا كه می‏توان ازطریق ابهام زمان و مكان، زبان و پیشداوری، قضاوت كرد، به وضوح ظالمانه‌تر از سایر دولتهای سلطه جوی اروپای قبل از سال 1800 نبود. بایرن از مشاهدة سرهای جانیان كه در دو سوی دروازة حرمسرای سلطان به تماشا گذاشته شده بود به وحشت افتاد (21 مه 1810)، ولی باید به این حقیقت توجه كرد كه در انقلاب فرانسه، دولت تعداد بیشتری زن و مرد را با گیوتین اعدام كرد تا سلاطین عثمانی در همان مدت. مانند سایر كشورها، قسمت عمدة ثروت در دست عده‌ای معدود بود. تركان مردمی بودند فیلسوف‌منش و شاعر مسلك، در عین حال، جنگجو؛ نصیب و قسمت روز را ارادة خداوند می‏دانستند كه با اظهار شكایت قابل تغییر نبود، و زنان زیبا را كه به طرزی شایسته تربیت یافته و معطر شده بودند با ارزشتر از همه چیز غیر از طلا می‏دانستند. تعدد زوجات را در صورت امكان دوست می‏داشتند؛ آنها كه قابلتر از همه بودند چرا فرزندان بیشتری نداشته باشند؟ نیازی به زنان روسپی احساس نمی‏كردند، ولی روسپیخانه‌هایی برای عیسویان تشكیل داده بودند، هنوز آثار ادبی و هنری به وجود می‏آوردند و تعداد زیادی شاعر داشتند و مساجدشان می‏درخشید، احتمالا استانبول در 1800 زیباترین شهر اروپا بود.

از لحاظ سیاسی، وضع تركیة عثمانی، مخاطره آمیز بود. اقتصاد و ارتش آن وضعی آشفته داشت، در حالی كه منابع مادی و قدرت نظامی دشمنانش افزایش می‏یافت. پایتخت آن بر روی نقشه از لحاظ سوق‌الجیشی بیش از همه اهمیت داشت، و سراسر اروپای عیسوی خواهان آن مروارید بود. كاترین كبیر دست طمع به دریای سیاه دراز كرده و كریمه را از تاتارها گرفته بود، و با دعای خیر ولتر قصد تاجگذاری نوه‌اش كنستانتین را در قسطنطنیه داشت.

حال بدین منوال بود كه سلطان سلیم سوم در سن بیست و هفت سالگی به سلطنت رسید (1789). وی كه از آموزش و پرورش خوبی برخوردار بود، با سفیر فرانسه روابط حسنه برقرار كرده، و نماینده‌ای به فرانسه فرستاد تا گزارشی در باب سیاستها و عقاید و روشهای اروپایی را به او بدهد.

سرانجام به این نتیجه رسید كه كشورش نمی‏تواند جلوه دشمنان را بگیرد مگر آنكه در سازمانهای تركیه تغییراتی اساسی به وجود آورد. از این رو با كاترین در یاشی صلح كرد (1792)، و تسلط روسیه را بر كریمه و رودخانه‌های دنیستر و بوگ به رسمیت شناخت. سپس به فكر افتاد كه برای متصرفات اروپایی عثمانی یك نظام جدید عرضه كند كه در آن انتخاب شهرداران و نمایندگان به وسیلة مردم انجام گیرد. با كمك افسران و متخصصان غربی مدارس دریانوردی و مهندسی به وجود آورد و بتدریج ارتشی جدید تشكیل داد. نقشه‌های او در مورد درگیری تلافی جویانه با روسیه بر اثر غلبة ناپلئون بر مصر و حملة به عكا عقیم ماند. در 1798 با انگلیس و روسیه علیه فرانسه اعلان جنگ داد، و اگرچه صلح در 1802 برقرار شد، هزینة سنگین جنگ موجبات عدم رضایت مردم را فراهم ساخت. حكام محلی و كارمندان رشوه‌گیر علیه قانون اساسی جدید شورش كردند؛ سلیم حاضر به كناره‌گیری شد (1807) ولی با وجود این به قتل رسید. پس از یكسال هرج و مرج، طرفداران او بر روی كار آمدند، و برادرزاده‌اش محمود دوم سلطنتی را آغاز كرد (1808) كه تا سی و یك سال بعد به طول انجامید.

دولتهای مسیحی رقیب می‏كوشیدند كه سیاستهای باب عالی را با زر یا زور تحت كنترل خود بگیرند. تركیة عثمانی به عنوان دولت باقی ماند، زیرا هیچ یك از آنها حاضر نبودند كه نظارت بر بوسفور را به دیگری بسپارد. در 1806 آلكساندر اول قوایی برای تصرف والاكیا و مولداویا اعزام داشت. از آنجا كه سفیر ناپلئون در باب عالی سلیم را تحریض به مقاومت می‏كرد، تركیه به روسیه اعلان جنگ داد. در تیلزیت در 1807 ناپلئون پیمان صلح تیلزیت را امضا كرد. متاركة ناشی از آن پیمان، به كرات نقض شد، تا اینكه آلكساندر حاضر به جنگ مجدد با ناپلئون شد و تصمیم گرفت كه قوای خود را از جبهة جنوبی فرا خواند. در 27 مه 1812، یك روز پیش از آنكه ناپلئون در سدن را به قصد پیوستن به قوای پراكندة خود در لهستان ترك گوید، روسیه عهدنامة بخارست را با تركیه عثمانی منعقد ساخت و از همة ادعاهای خود نسبت به شاهزاده‌نشینهای كنار دانوب چشم پوشید. اكنون آلكساندر می‏توانست همة افواج خود را برای مقابله با نیروهای چهار صد هزار نفری- فرانسوی و غیر آنها- كه خود را برای عبور از نیمن و ورود به روسیه آماده می‏ساختند گردآوری كند.






نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پادشاهان در گیر و دار ستیز، در پیرامون منطقة مركزی، تركیة عثمانی در اروپا،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب