تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاهان در گیر و دار ستیز, در پیرامون منطقة مركزی, لهستان
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
لهستان كه اساساً بر اثر فردگرایی مغرورانة اشراف خود و ركود اقتصاد دایم ناشی از رژیم سرفداری ضعیف شده بود، قدرت مقاومت در برابر دولتهایی كه خاك آن كشور را میان خود تقسیم می‏كردند نداشت. لاجرم، در سالهای 1772، 1793، 1795-1796 روسیه، پروس، و اتریش هر یك قسمتهایی از آن را تصرف كردند.    لهستان اگرچه به عنوان دولت، دیگر وجود نداشت، ولی به صورت یك واحد فرهنگی غنی از لحاظ ادبیات و هنر، و مردمی كه به شدت مصمم بودند كه آزاد باشند، باقی ماند. همة آنها جز تعداد كمی آلمانی در غرب و یك اقلیت یهودی در ورشو و در شرق تقریباً از نژاد اسلاو بودند. لهستانیها پیرو مذهب كاتولیك رومی بودند، و در این مورد شور و تعصبی داشتند، زیرا آنكه مذهب مزبور آنان را در مصیبتها یاری داده؛ در آرزوها و رؤیاها امید داده و الهام بخشیده؛ و در بحبوحة خرابی درهم گسیختگی كشورشان نظم اجتماعی را حفظ كرده بود. از این رو بدعت را خیانت می‏دانستند، و در میهندوستی از هیچ چیز فروگذار نمی‏كردند. تنها افراد تحصیل‌كرده و مرفه آنها می‏توانستند با یهودیان، كه از لحاظ تجارت و شغل به پیشرفتهایی نائل شده بودند، نوعی برادری داشته باشند. این نكته در مورد یهودیان فقیر، كه علامت مخصوصی را بر سینه حمل و درگتوها به سر می‏بردند، كمتر صادق بود؛ اینان توانستند باور كنند كه كسی كه به نام او مورد آزار قرار گرفته بودند عیسایی بوده است كه به آنها وعده داده شده بود.

مسیحیان و یهودیان از خوارشدن اتریش و روسیه به دست ناپلئون، در اوسترلیتز، و بیشتر از آن از غلبة او بر پروسیها در ینا و آورشتت به طور یكسان به شگفتی افتاده بودند، و اكنون، در سال 1806، وی در برلن نشسته بود و برای نیمی از قارة اروپا دستور صادر می‏كرد. ناپلئون غارتگران لهستان را تنبیه كرده و در صدد مبارزة با روسها بود. لهستانی میهن پرست از خود می‏پرسید كه آیا ممكن است ضمن راه، لهستان را آزاد اعلام كند؛ پادشاهی با قانون اساسی به آن كشور ارزانی دارد؛ و به او وعدة حمایت پرتوان خود را بدهد؟ هیئتی از لهستانیهای برجسته جهت تعداد استمداد از او حركت كردند، ولی ناپلئون آنها را با این اطمینان، مؤدبانه بازگردانید كه در این زمان تا حد امكان به آنها كمك خواهد كرد، ولی آزادی لهستان در گرو نتایج مواجهة آینده او با روسیه خواهد بود.

كوشچوشكو كه از فعالترین میهن پرستان لهستانی بود، به هموطنان خود یادآور شد كه آرزوهای خود را چندان به ناپلئون وابسته نكنند، متذكر شد كه : «ناپلئون فقط دربارة خودش فكر می‏كند. از هر ملیت بزرگی تنفر دارد، و از آن بیشتر از روح استقلال بیزار است. فرد مستبدی است، و تنها هدفش ارضای حس جاه طلبی خود اوست.» هنگامی كه ناپلئون نماینده ای فرستاد تا دربارة نقشه و هدف كوشچوشكو سؤال كند، آن رهبر لهستانی پاسخ داد: تشكیل دولتی شبیه دولت انگلیس؛ آزاد ساختن سرفها: و لهستانی كه از دانتزیگ تا مجارستان و از ریگا تا اودسا حكومت كند.

در این ضمن، لهستانیها لشكری كوچك ترتیب داده و پروسیها را از ورشو اخراج كرده بودند. هنگامی كه ناپلئون در 19 دسامبر 1806 وارد پایتخت این كشور شد. عامة مردم از او با شور و شعف بسیار استقبال كردند. سربازان لهستانی كه مشتاق به جنگیدن علیه روسها در تحت فرمان او بودند به ارتش او پیوستند- كما اینكه قبلاً هم یك تیپ لهستانی به خاطر او در ایتالیا جنگیده بود. شاید امپراطور به زیبایی و وقار زنان لهستانی بیشتر ارج می‏نهاد. مادام والوسكا، كه در آغاز به عنوان یك قربانی میهن پرستی خود را به او تسلیم كرد، سخت عاشق او شد. و در طی زمستان بسیار سردی كه تقریباً قوای او را در آیلو از بین برد در كنار او ماند. سپس به ورشو بازگشت، و حال آنكه ناپلئون به حركت خود ادامه داد و قوای روسها را در فریدلاند در هم شكست.

ناپلئون در عهدنامة تیلزیت (9 ژوئیة 1807) فردریك ویلهلم سوم را مجبور كرد كه دست از ادعاهای پروس نسبت به مركز لهستان بردارد. بر طبق مادة چهارم این عهدنامه، دوكنشین بزرگ جدید ورشو به عنوان دولتی مستقل تحت فرمان پادشاه ساكس مورد شناسایی قرار گرفت. در 22 ژوئیه، ناپلئون به این دوكنشین، یك قانون اساسیی اعطا كرد كه متكی بر قانون اساسی فرانسه بود، و تساوی در برابر قانون، آزادی مذهبی، نظام وظیفه، مالیات بیشتر، و سانسور مطبوعات را برقرار می‏ساخت. كلیسای كاتولیك تحت نظارت دولت گذاشته می‏شد؛ دولت، مذهب كاتولیك را به عنوان مذهب ملت لهستان می‏پذیرفت و مورد حمایت قرار می‏داد. قانون اساسی مزبور یهودیان را از حقوق كامل بهره‌مند می‏ساخت. ولی مقرر می‏داشت كه ازدواجهای آنان و خرید زمین به توسط آنها باید با اجازة دولت باشد. ناپلئون كه پیش بینی می‏كرد كه باید با آلكساندر تا پای جان بجنگد، قانون اساسی لهستان را برای حمایت لهستان از فرانسه تعدیل كرد.

در این مورد، محاسبة او تا درجة زیادی موجه بود. هنگامی كه مبارزة نهایی پیش آمد، همة طبقات لهستان به ناپلئون كمك كردند تا اینكه در 1814 وی دیگر نمی‏توانست از آنها حمایت كند. تیپهای لهستانی در ارتشهای مختلف او به خاطر او تا آخرین نفس جنگیدند.

بسیاری از لهستانیها ضمن بازگشت از روسیه در بزرگترین شكست نظامی تاریخ در فرو ریختن پلی بر روی رودخانة برزینا غرق شدند، بعضی از آنها كه در آب جان می‏دادند فریاد می‏زدند:

«زنده باد امپراطور!»





نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پادشاهان در گیر و دار ستیز، در پیرامون منطقة مركزی، لهستان،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب