تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاهان در گیر و دار ستیز, فلسفة آلمانی, هگل 1770-1831 , مرگ و رجعت
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
عصر او تا مدنی تقریباً همان ارزش را برای او قائل بود كه خودش آن را در نظر داشت. شمارة شاگردانش، علیرغم طبع خشن و سبك پیچیدة او، رو به فزونی نهاد: افراد برجسته- كوزن و میشله از فرانسه، هایبرگ از دانمارك- از نقاط دور می‏آمدند تا تجزیه و تحلیلی را كه وی براساس مقولاتش از جهان به عمل می‌آورد مشاهده كنند. در 1827 در پاریس مورد تجلیل قرار گرفت؛ و در بازگشت به وطن گوته از وی استقبال شایانی به عمل آورد. در 1830 عقاید مسلم وثابت او، براثر گسترش نهضتهای افراطی و آشفتگیهای انقلابی، متزلزل شد. لاجرم از آن آشوبها به انتقاد پرداخت و در 1831، از وراء دریای مانش، برای الغای «لایحة اصلاح»، كه حاكی از ارتقای دموكراسی در انگلیس بود، استمداد كرد. وی فلسفة خود را بتدریج طوری با عبارات تازه‌ای بیان می‌كرد كه مورد قبول علمای مذهبی پروتستان قرار گیرد.


هگل كه هنوز شصت‌ویك ساله و ظاهراً در كمال تندرستی بود گرفتار بیماری واگیردار وبا شد و در 14 نوامبر 1831 در برلین درگذشت، و او را همان‌گونه كه خواسته بود در كنار آرامگاه فیشته به خاك سپردند. شاگردانش، گویی برای تأیید وجود ابهام در نظریات محتاطانة استاد، به دو گروه مخالف تقسیم شدند: هگلی‌های راست، به رهبری یوهان اردمان، كونوفیشر و كارل روزنكرانتس؛ و هگلی‌های چپ ولود- یگ فویر باخ، داوید شتراوس، برونوباوروكارل ماركس. راست‌ها از لحاظ فضل و دانش برتری یافتند، ولی چون «انتقادعالیتر» از كتاب مقدس بالا گرفت، رو به زوال نهادند. چپ‌ها در حمله به مذهب و درست اعتقادی سیاسی شهرت یافتند. چپ‌ها نظر هگل را در باب یكی دانستن خدا و عقل به این مفهوم تعبیر كردند كه طبیعت و بشر و تاریخ تابع قوانین تغییرناپذیر و غیرشخصی هستند. فویرباخ از قول هگل می‌گفت كه «بشر همان‌اندازه دربارة خدا اطلاع دارد كه خدا دربارة خود در وجود بشر دارد»؛ یعنی عقل جهان فقط در بشر از خود آگاه می‌شود؛ بشر می‌تواند دربارة قوانین عالم بیندیشد. ماركس، كه هگل را از طریق نوشته‌های آن استاد می‌شناخت، حركت دیالكتیكی مقولات را به تفسیر اقتصادی تاریخ تبدیل كرد كه در آن جنگ طبقاتی جانشین قهرمانان، به عنوان عامل عمدة ترقی، می‌شد؛ و سوسیالیسم به صورت سنتز ماركس در سرمایه‌داری و تناقضات داخلی آن درآمد.

هنگامی كه هیجانات طنزآمیز شوپنهاور عرصة فلسفی را فراگرفت، شهرت هگل مدتی روبه كاهش نهاد. فیلسوفان تاریخ در پیشرفت تحقیقات تاریخی از نظر افتادند. به نظر می‌رسید كه مكتب هگل در آلمان از بین رفته است، ولی در انگلیس، به وسیلة جان و ادوارد كیرد، تی. اچ. گرین، جی.ام.ای. مكتگرت، و برنارد بوزنكت، جانی تازه گرفت. هنگامی كه شور مكیف هگل در انگلیس از میان رفت، در ایالات متحده احیا شد. چه بسا بازتاب قدرتپرستی هگل راه را برای بیسمارك و هیتلر هموار ساخته باشد. در این ضمن، سورن كیركگارد، كارل یاسپرس، مارتین هایدگر، وژان پل سارتر در پدیده شناسی ذهن در جهان ظاهراً فاقد هدایت خداوندی شده بود جنبه‌ای نیرومند از رقابت بشر یافتند، و هگل به صورت پدر تعمیدی اگزیستانسیالیسم درآمد.

رویهمرفته عصر گوته و بتهوون و هگل یكی از عالیترین ادوار تاریخ آلمان به شمار می‌رود. این كشور در رنسانس و اصلاح دینی به اوج عظمت خود رسیده یا نزدیك شده بود؛ ولی جنگ سی‌ساله حیات اقتصادی و فرهنگی مردم را درهم ریخته و روح آلمان را طی صدسال دیگر تقریباً تا حد نومیدی افسرده ساخته بود. بتدریج نیروی بومی آلمان، شكیبایی و بردباری زنان، مهارت صنعتگران، تهور بازرگانان، و قدرت و عمق موسیقی این سرزمین آن را آماده ساخت كه تأثیرات خارجی مانند آثار شكسپیر و شاعران رمانتیك انگلستان و دورة روشنگری و انقلاب كبیر فرانسه را اقتباس و آن را با سلیقه و اخلاق خود سازگار سازد. آلمان شور و عصیانگری ولتر را تعدیل كرد، و او را به صورت گوته و ویلانت درآورد، و روسو را به صورت شیلر و ریشتر؛ به ناپلئون با جنگ‌رهایی بخش پاسخ داد، و راه را برای كارهای بزرگ و متعدد مردم خود در قرن نوزدهم هموار ساخت.

تمدن هم اشتراك مساعی است و هم رقابت؛ بنابراین چه بهتر كه هر ملتی دارای فرهنگ، دولت، اقتصاد، لباس، و آوازهای مخصوص خود باشد. انواع تشكیلات و حالات گوناگون لازم بوده است تا روحیة اروپایی به این صورت لطیف و ممنوع درآید و قارة اروپا را از فریبندگی پایان‌ناپذیر و میراثی تمام‌نشدنی برخوردار سازد. 




نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پادشاهان در گیر و دار ستیز، فلسفة آلمانی، هگل 1770-1831، مرگ و رجعت،
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 12:44 ب.ظ
Hi would you mind letting me know which web host you're working
with? I've loaded your blog in 3 completely different browsers and
I must say this blog loads a lot quicker then most.
Can you suggest a good hosting provider at a fair price?
Many thanks, I appreciate it!
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 07:31 ق.ظ
I am sure this post has touched all the internet users, its
really really good post on building up new web
site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب