تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاهان در گیر و دار ستیز, فلسفة آلمانی, فیشته: 1762-1814 , طرفدار اصلاحات اساسی
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
در این مورد، همانگونه كه در تاریخ ادبی پیش می‏آید، شخص جالبتر از كتابهای خود اوست. این كتابها بر اثر وفور رسوم، عقاید، و اشكال از اعتبار می‏افتد، ولی بررسی روحی كه از طریق دهلیز زندگی راه خود را به دشواری می‏یابد درس زنده‏ای در فلسفه است، و تصویر پایدار تجربه‏ای است كه به اخلاق شكل می‏دهد و فكر را عوض می‏كند.


یوهان گوتلیب فیشته طی پنجاه و دو سال عمر خود تجارب بسیاری به دست آورد. پدرش در ساكس به شغل نواربافی اشتغال داشت. مادرش دعا می‏كرد كه پسرش كشیش شود؛ او نیز پذیرفت و پس از آنكه مدتی به مدرسة محلی رفت، برای تحصیل الاهیات عازم ینا شد. هرچه بیشتر درس خواند، بیشتر تعجب می‏كرد و گرفتار شك و تردید می‏شد. یك كشیش دهكده كتابی به او داد تحت عنوان رد اشتباهات اسپینوزا فیشته مسحور آن اشتباهات شد و به این نتیجه رسید كه شایستگی كشیش شدن را ندارد. با وجود این، از دانشكدة الاهیات فارغ‏التحصیل شد. تقریباً با جیب خالی از ینا به زوریخ رفت تا مگر به عنوان تدریس شغلی بیابد. در آنجا به یوهانا ماریا ران دل باخت و رسماً با او نامزد شد؛ ولی موافقت كردند كه تازمانی كه فیشته وضع مالی خوبی نداشته باشد ازدواج نكنند.

فیشته به لایپزیگ رفته شروع به درس دادن كرد: كتاب نقد عقل محض اثر كانت را خواند و شیفتة آن شد. از آنجا به كونیگسبرگ رفت و رساله‏ای به كانت داد تحت عنوان تحقیق در نقد وحی (1792). آن فیلسوف سالخورده تقاضای فیشته را در مورد وام نپذیرفت، ولی در یافتن ناشری برای رساله‏اش به وی كمك كرد. قضا را صاحب چاپخانه در ذكر نام مؤلف غفلت كرد؛ و هنگامی كه منتقدی آن رساله را به كانت نسبت داد، كانت از مؤلف آن نام برد، و آن اثر را مورد تمجید قرار داد؛ و فیشته ناگهان به عضویت «انجمن اخوت ساكت فیلسوفان» كه كاملا ساكت هم نبودند درآمد. متألهین او را به آن خوبی نپذیرفتند. زیرا استدلال رسالة او این بود كه اگرچه وحی و اشراق وجود خدا را به اثبات نمی‏رساند، ما باید اصول اخلاقی خود را به خدا نسبت دهیم، به شرط آنكه آن اصول مورد قبول و اطاعت بشر قرار گیرد.

بنا به توصیة كانت، فیشته شغل پردرآمدی به عنوان معلم سرخانه در لایپزیگ به دست آورد. نامزدش در این هنگام موافقت كرد كه پس‏انداز خود را به دارایی او بیفزاید، و بر همین اساس در 1793 ازدواج كردند. وی در آن سال دو رسالة مستدل ولی بینام منتشر ساخت. در یكی از آنها تحت عنوان برقراری آزادی فكر به وسیلة فرمانروایان اروپا موضوع را با ستایش از بعضی از فرمانروایان روشنفكر آغاز كرد؛ فرمانروایانی را كه از پیشرفت فكر بشر جلوگیری می‏كنند به باد انتقاد گرفت؛ و از استبدادی كه پس از مرگ فردریك كبیر پیش آمد اظهار تأسف كرده بود. همچنین اظهار داشته بود كه اصلاح بهتر از انقلاب است، زیرا انقلاب ممكن است انسان را به توحش بازگرداند؛ اما، با وجود این، یك انقلاب موفق می‏تواند بشر را طی نیم قرن به همان اندازه به پیش ببرد كه اصلاح طی هزار سال. سپس فیشته – در زمانی كه فئودالیسم هنوز در قسمت اعظم آلمان به قوت خود باقی بود- به خوانندگان خود چنین خطاب كرد: از فرمانروایان خود تنفر نداشته باشید بلكه از خودتان متنفر باشید. یكی از منابع بدبختی شما ارزیابی مبالغه‏آمیزتان از این شخصیتهاست كه ذهنشان بر اثر آموزش و پرورش، سهل‏انگاری و خرافات سست كننده‏ای منحرف شده است. … اینها افرادی هستند كه به آنها اصرار می‏شود تا جلو آزادی فكر را بگیرند. … فریادكنان به فرمانروایان خود بگویید كه هرگز اجازه نخواهید داد كه آزادی فكری شما به وسیلة آنها پایمال شود. …

قرون تیرگی1 به پایان رسیده است، … یعنی روزگاری كه به نام خدا به شما می‏گفتند كه شما گله‏های اغنام و احشام روی زمین هستید و باید بار ببرید، به تعدادی افراد عالیرتبه خدمت كنید؛ و مال آنها باشید. شما مال آنهانیستید، حتی مال خدا هم نیستید بلكه مال خودتان هستید. … حال از فرمانروایی كه می‏خواهد بر شما حكومت كند بپرسید: به چه حقی؟ اگر جواب داد، در نتیجة توارث، بپرسید كه سرسلسلة شما چگونه این حق را به دست آورد؟ … فرمانروای شما تمام قدرت خود را از ملت اخذ می‏كند.

رسالة دوم تحت عنوان رساله در باب تصحیح داوری مردم دربارة انقلاب كبیر فرانسه سخت‏تر و شدیدتر بود. در آن ذكر شده بود كه امتیازات فئودالی نباید موروثی باشد؛ بلكه وجود آن بر اثر توافق جمهور مردم است، و بنا به میل آنان باید به پایان برسد. به همین ترتیب در مورد اموال كلیسا، كه با اجازه و حمایت جمهور مردم وجود دارد؛ و هرگاه نیاز و ارادة ملت اقتضا كند، باید آن اموال را ملی كرد. مجلس ملی فرانسه چنین كرد، و حق داشت. در اینجا اثر به پایان می‏رسد.

با توجه به اینكه این اعلامیه ها بدون نام منتشر شد، می‏توان دانست كه چگونه از فیشته دعوت شد (دسامبر 1793) تا تصدی كرسی فلسفه در ینا را بر عهده بگیرد. دوك كارل آوگوستوس هنوز فرمانروای راحت‏طلب وایمار و ینا بود، و گوته كه بر كار اعضای دانشگاه نظارت می‏كرد هنوز به این نتیجه نرسیده بود كه انقلاب فرانسه یك بیماری رمانتیك است. به این ترتیب فیشته دروس خود را، در دوره‏ای مقارن عید پاك سال 1794، در ینا آغاز كرد. وی استادی مؤثر و برانگیزنده، و سخنرانی با حرارت بود كه می‏توانست احساسات را وارد فلسفه كند و علم مابعدالطبیعه را بالاتر از همه قرار دهد؛ اما طبع پرشور او كاملا با استادی مغایرت داشت، و به آشوبی فكری گرایش داشت.

پنج سخنرانی قبلی او در 1794 تحت عنوان خطابه‏هایی دربارة شغل و وظیفة دانشمندان بود. موضوع این سخنرانیها این بود كه دولت در آینده‏ای سعادت‏آمیز از میان خواهد رفت و بشر را واقعاً آزاد بر جای خواهد نهاد؛ و نظیر نوشتة ‏گادوین تحت عنوان تفحص در اصول عدالت سیاسی، كه سال قبل منتشر شده بود، هرج و مرج‏طلبانه بود:

جامعه سیاسی جزو هدف مطلق زندگی بشر نیست. بلكه وسیله‏ای احتمالی برای تشكیل یك جامعة كامل می‏باشد، دولت پیوسته به سوی نابودی خود گرایش می‏یابد؛ زیرا هدف نهایی هر دولتی این است كه خود را غیر ضروری بنماید. شاید باید مدتهای مدید صبر كنیم، ولی روزی همة تشكیلات سیاسی غیرلازم خواهد شد.

به این دورنمای آینده-كه به سبب دوربودن ما با ذوق فرمانروایان سازگار شده بود- فیشته نظریة دیگری افزود: «هدف نهایی جامعه تساوی كامل اعضای آن است.» این حرف انعكاس پرصدایی بود از عقیدة ژان-ژاك روسو، و فیشته انتساب آن را انكار نكرد: «رحمت بر روسو باد؛ خاطره‏اش گرامی باد؛ زیرا آتشهایی در جانهای بسیاری افروخته است.» عصیانگران رمانتیكی كه قرار بود در 1796 در ینا گرد آیند این دعوت به مدینة فاضله را خوشامد گفتند. فریدریش فون شلگل به برادرش نوشت: «بزرگترین دانشمند علم مابعدالطبیعه نویسنده‏ای محبوب است. می‏توانی این را در كتاب مشهورش دربارة انقلاب كبیر ببینی. فصاحت واگیردار < سخنرانیهایی دربارة حرفة دانشمند> را با خطابه‏های شیلر مقایسه كن. هرجنبه‏ای در زندگی اجتماعی فیشته ظاهراً مبین این حرف است: < راستی كه مرد است.> »





نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پادشاهان در گیر و دار ستیز، فلسفة آلمانی، فیشته: 1762-1814، طرفدار اصلاحات اساسی،
لینک های مرتبط :


شنبه 25 شهریور 1396 11:23 ب.ظ
I believe what you posted made a great deal of sense.
But, think on this, what if you composed a catchier post title?
I ain't suggesting your content isn't solid, however
what if you added a headline to possibly get a person's
attention? I mean دانشنامه آزاد -
پادشاهان در گیر و دار ستیز, فلسفة آلمانی, فیشته:
1762-1814 , طرفدار اصلاحات اساسی is a little vanilla.
You should peek at Yahoo's home page and note how
they create article headlines to grab viewers interested.
You might add a video or a related pic or two to grab readers interested about everything've
written. In my opinion, it might make your posts a little livelier.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب