تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاهان در گیر و دار ستیز, مردم آلمان, علم
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
علم در آلمان، بر اثر پیوستگی تقریباً جدایی ناپذیر آن با فلسفه، عقب افتاده بود. طی قسمت اعظم این دوره، علم بخشی از فلسفه به شمار می‏آمد، و همراه با تحقیق و تاریخنگاری، تحت عنوان بررسی دانش، جزء آن بود. این پیوستگی با فلسفه به علم زیان رساند، زیرا فلسفه در آلمان در آن زمان به منزلة تمرینی بود در منطق نظری، كه مهمتر از تحقیق به وسیلة تجربه محسوب می‏شد.

 در این عصر دونفر مخصوصاً برای آلمان افتخارات علمی كسب كردند. یكی از آنها كارل فریدریش گاوس (1777-1855) بود و دیگری آلكساندر فون هومبولت (1769-1859). گاوس در كلبه‏ای روستایی نزدیك برونسویك به دنیا‌ آمد. پدرش، كه باغبان و بنا و متصدی ترعه بود، تعلیم و تریبت را به مثابه گذرنامه‏ای برای رفتن به جهنم می‏دانست. ولی مادرش، كه شوق و مهارت او را در اعداد مشاهده كرده بود، با خست پولی اندوخت و كودك را به دبستان و سپس به ژیمنازیوم1 سپرد. در آنجا پیشرفت سریع او در ریاضیات آموزگارش را بر آن داشت كه اجازة معرفی او را به حضور دوك كارل ویلهلم فردیناند فرمانروای برونسویك به دست آرد. دوك تحت‌تأثیر كودك قرار گرفت و خرج تحصیل او را در یك دورة سه ساله در كولگیوم كارولینوم در برونسویك پرداخت. كارل فریدریش از آنجا به دانشگاه گوتینگن رفت (1795). پس از آنكه یك سال در آنجا گذرانید، مادرش كه قادر به درك كار و بازی فرزندش با اعداد و نمودارها نبود از آموزگارش پرسید كه آیا امید موفقیتی در مورد فرزندش وجود دارد یا نه. آموزگار جواب داد كه «وی بزرگترین ریاضیدان اروپا خواهد شد.» شاید مادرش قبل از مرگ حرف لاپلاس را دایر بر اینكه گاوس آن پیش‏بینی را به حقیقت رسانده است شنیده باشد. در زمان ما او را با ارشمیدس و نیوتن برابر می‏دانند.

ادعایی نداریم كه اكتشافات او را می‏فهمیم یا قادر به تفسیر آنها خواهیم بود. این اكتشافات دربارة تئوری اعداد، اعداد موهومی، باقیمانده‏های تربیعی روش كوچكترین مربعات، و حساب بینهایتیك بود كه بدان وسیله گاوس ریاضیات را از آنچه كه در روزگار نیوتن بود به صورت علمی تقریباً جدید درآورد، به نحوی كه ابزار معجزات علمی در زمان ما شد. خود او ریاضیات را در چندین رشتة دیگر به كار بست و نتایج مطلوب را از آن به دست آورد. مشاهداتش دربارة مدار سیارك سرس (نخستین سیارك كه در اول ژانویة 1801 كشف شد) او را بر آن داشت كه روشی تازه و سریع جهت تعیین مدارهای سیارات به دست دهد. همچنین تحقیقاتی انجام داد كه نظریة مغناطیس و الكتریسیته را بر پایه‏ای ریاضی استوار كرد. دانشمندان پس از وی معتقد شدند كه هیچ چیز علمی نیست مگر آنكه در قالب عبارات ریاضی بیان شود.

خود او هم مثل كارهایش جالب بود. ضمن آنكه علم را بازسازی می‏كرد، نمونة فروتنی به شمار می‏آمد. شتابی در انتشار اكتشافات خود نداشت، به طوری كه افتخار كشفیات او پس از مرگش معلوم شد. مادر سالخوردة خود را دعوت كرد كه با او و خانواده‏اش زندگی كند؛ و در آخرین چهار سال عمر نود و هفت‌سالة آن زن، هنگامی كه كاملا نابینا شده بود، به پرستاری او پرداخت و به كسی دیگر اجازة خدمت به او نمی‏داد. قهرمان دیگر علم آلمان در این عصر برادر جوان ویلهلم فون هومبولت به نام آلكساندر بود. وی، پس از فراغت از تحصیل از دانشگاه گوتینگن، وارد آكادمی معدن در فرایبرگ شد و با بررسی گیاهان زیرزمینی مقامی برجسته یافت. سپس به عنوان مدیر معادن در بایرویت، نتایج مغناطیس زمین را بر ته نشستهای صخره‏ای كشف كرد؛ مدرسة معادن را بنیان نهاد، و شرایط كار را بهبود بخشید. با اچ. بی. سوسور سویسی به بررسی تشكیلات كوهها پرداخت؛ و با آلساندرو ولتا در پاویا به تحقیق دربارة پدیده‏های برقی مشغول شد. در 1796 تصادفاً به گردشی طولانی به منظور اكتشافات علمی رفت (و با داروین كه سواركشتی بیگل بود به رقابت پرداخت). نتایجی كه به دست آورد، بر طبق لطیفة یكی از معاصرانش، او را «مشهورترین مرد اروپا پس از ناپلئون» ساخت.

آنگاه با امه بونپلان، دوست گیاهشناس خود، از مارسی به امید پیوستن به ناپلئون در مصر حركت كرد؛ حوادث او را به مادرید كشانید و در آنجا حكایت غیر مترقبة نخست‌وزیر اسپانیا وی را به جستجو در متصرفات امریكایی اسپانیا تشویق كرد. این دو در 1799 سوار بر كشتی شدند و شش روز در تنریفه، بزرگترین جزیرة مجمع‏الجزایر كاناری، گذرانیدند؛ از آنجا از قلة كوه (به ارتفاع 3716 متر) بالا رفتند و ناظر یك رگبار شهابی بودند كه هومبولت را بر آن داشت كه ادواری بودن چنین پدیده‏هایی را مورد بررسی قرار دهد. در 1800 از كاراكاس در ونزوئلا حركت كردند؛ چهارماه به بررسی زندگی گیاهان و جانوران ساوانا1 و جنگلهای ناشی از باران در طول رود اورینوكو گذراندند، تا آنكه به سرچشمة مشترك این رودخانه و آمازون رسیدند. در 1801 از طریق كوههای آند از كارتاخنا بندری در كلمبیا، به بوگوتا و كیتو رفتند و از كوه چیمبورازو (به ارتفاع 5758 متر) صعود كردند و، بدین ترتیب، ركوردی جهانی به جای نهادند كه طی سی و شش سال بعد به قوت خود باقی ماند. هومبولت بعداز مسافرت در طول ساحل اقیانوس آرام تالیما، حرارت جریان اقیانوس را، كه به اسم او «جریان هومبولت» نامیده می‎شود، اندازه گرفت. همچنین عبور سیارة عطارد را مشاهده كرد. دربارة گوانو2 بررسی شیمیایی به عمل آورد، امكانات استفاده از آن را به عنوان كود در نظر گرفت، و قسمتی از آن را برای تجزیة بیشتر به اروپا فرستاد؛ بدین ترتیب، یكی از غنی‏ترین صادرات امریكای جنوبی آغاز شد. محققان خستگی ناپذیر پس از رسیدن به شیلی به طرف شمال بازگشتند؛ یك سال در مكزیك و مدتی كوتاه در ایالات متحدة امریكا گذراندند؛ و در 1804 قدم به خاك اروپا گذاشتند. این مسافرت یكی از بارورترین گردشهای علمی در تاریخ بود. هومبولت قریب سه سال در برلین گذراند و به بررسی انبوهی از یادداشتهای خود پرداخت و كتابی تحت عنوان نظریاتی دربارة طبیعت نوشت. سال بعد به پاریس رفت تا در كنار گزارشها و دستیاران علمی باشد. نوزده سال در این شهر گذراند و از دوستی دانشمندان برجستة فرانسه و همچنین از زندگی و ادبیات سالنها بهره‏مند شد. وی در نظر نیچه یكی از «اروپاییان خوب» بود. آن آشوبهای سطحی را كه ترقی و سقوط دولتها نامیده می‎شود با آرامش یك زمینشناس نظاره كرد. در 1814 همراه فردریك ویلهلم سوم در سفر پادشاهان فاتح به لندن رفت، ولی بیشتر مشغول تكامل علوم دیرین یا ایجاد علوم جدید بود.

وی كشف كرد(1804) كه شدت نیروی مغناطیسی زمین از قطبها تا خط استوا كاهش می‏یابد، علم زمینشناسی را با بررسی اصل آتشفشانی بعضی از صخره‏ها، تشكیل كوهها و توزیع جغرافیایی كوههای آتشفشان، گسترش داد. نخستین سررشته‏های قوانینی را كه حاكم بر اختلالات جوی است به دست داد، و بدان وسیله اصل و مسیر طوفانهای گرمسیری را روشن ساخت. بررسیهای مهمی دربارة هوا و جریانات اقیانوسی انجام داد. نخستین كسی بود (1817) كه خطوط همدما را در جغرافیا تعیین كرد. این خطوط مكانهایی را به یكدیگر می‏پیوندد كه، علی‏رغم اختلاف عرض جغرافیایی، دارای حد متوسط حرارت سالانة یكسان هستند. نقشه كشها از اینكه می‏دیدند بر روی نقشة هومبولت حد متوسط حرارت لندن، كه مانند لابرادور در نقطه‏ای شمالی قرار دارد، با سینسیناتی، كه مانند لیسبون در نقطه‏ای جنوبی واقع است، یكسان است دستخوش نهایت شگفتی و اعجاب شدند. اثر او تحت عنوان رساله دربارة جغرافیای گیاهان علم بیوژئوگرافی (جغرافیای زیستی) را-كه عبارت است از بررسی توزیع گیاهان تحت تأثیر اوضاع طبیعی زمین- بنیان نهاد. این تحقیقات و صدها مباحث دیگر، كه اگر چه به ظاهر نسبتاً ناچیز است دارای تأثیری وسیع و پایدار می‏باشد و در سی جلد از سال 1805 تا 1834 تحت عنوان سفرهای هومبولت و بونپلان به مناطق استوایی قارة جدید انتشار یافت.

سرانجام، چون ثروت خود را در راه تحقیقات علمی بر باد داده بود، شغلی موظف را به عنوان پیشكار دربار پروس پذیرفت (1827). پس از آنكه مجدداً سروسامانی یافت، سخنرانیهایی برای مردم برلین ایراد كرد كه بعدها اساس كتاب چند جلدی او را به نام كیهان تشكیل داد (1845-1862) و جزء مشهورترین كتابها در حد دانش اروپایی بود. در مقدمة این كتاب، با فروتنی ذهنی كه به حد كمال رسیده است، چنین نوشته شده بود:

در اواخر غروب یك زندگی فعال، اثری را به مردم آلمان تقدیم می‎‏كنم كه سیمای غیر دقیق آن در حدود نیم قرن در برابر چشم من معلق بوده است. غالباً تكمیل آن را غیرعملی می‏دانستم؛ ولی هرقدر هم مایل به ترك این كار بودم، دوباره-شاید هم از روی بی احتیاطی- آن را از سر گرفته‏ام. … انگیزة عمده‏ای كه مرا هدایت كرد كوششی مشتاقانه بوده است، برای فهم پدیدة اشیاء طبیعی در رابطة كلی آنها، و نشان دادن طبیعت به منزلة مجموعه‏ای بزرگ كه بر اثر نیروی درونی به حركت درمی‏آید و جان می‏گیرد. این كتاب به صورتی كه در 1849 به انگلیسی ترجمه شد تقریباً مشتمل بردو هزار صفحه می‏شد، و شامل هیئت، زمینشناسی، و علم آثار علوی، و جغرافیا بود؛ و جهانی طبیعی را زنده و پر از شگفتی، ولی تابع قوانین ریاضی و انتظام فیزیك و شیمی نشان می‎‏داد. با وجود این، تصویر كلی عبارت از منظرة عظیمی است كه در به وجود آمدن آن دستگاهی بیروح دخالت ندارد، بلكه به وسیلة نیروی حیاتی فنا ناپذیر، گسترش، و زایندگی زندگی ذاتی شكل می‏گیرد.

تحرك و نیروی حیاتی خود هومبولت الهام انگیز بود. هنوز كاملا در برلین مستقر نشده بود كه دعوت تزار نیكولای اول را برای رهبری یك هیئت اعزامی به آسیای مركزی پذیرفت(1829). هیئت مزبور مدت یك سال به گردآوری اطلاعات جوی و بررسی تشكیل كوهها پرداخت؛ و در مسیر خود، به كشف معادن الماس در كوههای اورال نایل آمد. در بازگشت به برلین از مقام خود جهت اصلاح روش آموزشی و كمك به هنرمندان و دانشمندان استفاده كرد. هنگامی كه مشغول انجام جلد پنجم كیهان بود، مرگش در نودسالگی فرا رسید. دولت پروس دستور داد جنازة او را با تشریفات رسمی به خاك بسپارند.







نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پادشاهان در گیر و دار ستیز، مردم آلمان، علم،
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 05:12 ق.ظ
You're so cool! I do not think I have read through a single thing like
this before. So nice to discover someone with genuine thoughts on this topic.
Really.. many thanks for starting this up. This website is something that is needed on the web, someone with some
originality!
دوشنبه 21 فروردین 1396 04:53 ق.ظ
This is the right webpage for anyone who hopes to find out
about this topic. You realize a whole lot its almost tough to argue with
you (not that I personally will need to…HaHa). You definitely put a brand new
spin on a topic that has been written about for a long time.

Great stuff, just wonderful!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب