تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاهان در گیر و دار ستیز, بتهوون, پایان كمدی: 1824-1827
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
وی با شیندلر و سایر دوستان خود دربارة سهم كوچكی (420 فلورین) كه از 2200 فلورین عایدی كنسرت به او داده بودند به نزاع برخاست، و به آنها تهمت زد كه او را فریب داده‌اند. لاجرم آنها هم او را تنها گذاشتند، و غیر از برادرزاده‌اش كه گاه گاه نزد او حضور می‏یافت و قصد خود كشی او (1826) جام اندوه آن استاد بهره‏ور از الهام را لبریز كرد، كسی به دیدارش نمی‏شتافت. در همین سالهای اخیر بود كه پنج كوارتت آخر از شانزده كوارتت خود را نوشت.


انگیزة این زحمات پیشنهاد پرنس نیكولای گالیتسین در 1823 بود كه حاضر شده بود اگر یك یا دو یا سه كوارتت به نام او ساخته شود، «هر مبلغی كه مطالبه شود بپردازد.» بتهوون، از قرار پنجاه دو كاتن برای هر كوارتت، پذیرفت. آن سه تا (اوپوسهای 127، 130و132) و دوتای دیگر (اوپوسهای 131 و 135) آخرین كوارتتهایی را تشكیل می‏دهند كه غرابت اسرارآمیزشان باعث تضمین شهرتشان شده است. اوپوس 130، كه در جلسه‏ای خصوصی نواخته شد (1826)، شنوندگان را محظوظ ساخت، ولی نوازندگان دریافتند كه اجرای بخش چهارم از حیطة قدرت آنان بیرون است؛ و بتهوون صورت نهایی آن را ساده‏تر كرد. موومانی كه كنار گذاشته شد اینك به عنوان «فوگ بزرگ» عرضه می‏شود، و آن همان اوپوس 133 است كه یكی از متخصصان آثار بتهوون شجاعانه آن را به منزلة فلسفة نهایی آن آهنگساز تعبیر می‏كند: زندگی و حقیقت از تضادهای لاینفك-خوبی و بدی، شادی و اندوه، تندرستی و بیماری، تولد و وفات- تشكیل شده است؛ و عقل، به مثابه جوهر مسلم حیات، خود را با آنها تطبیق می‏دهد. از میان این پنج كوارتت، اوپوس 131 در «دو» دیز بیشتر مورد تحسین است، و بتهوون آن را كه در 7 اوت 1826 تكمیل شد، بزرگترین كوارتت خود می‏دانست. اینجاست كه گفته‏اند «رؤیای مرموزر به بهترین وجهی پایدار می‏ماند.» اخیراً كه آن را شنیدیم، چنان می‎نمود كه شیون غریب و نالة ‎غم‏انگیز جانوری است كه زخمی مهلك برداشته است. در موومان نهایی از آخرین كوارتت این پنج كوارتت (اوپوس 135) شعاری بدین مضمون وجود دارد: آیا باید باشد؟ و پاسخ می‏دهد: باید باشد.

در 2 دسامبر 1826، بتهوون كه از سرفه‏ای شدید در عذاب بود پزشكان را به بالین خود فراخواند. دو تن از پزشكان سابق او از آمدن خودداری كردند. اما پزشك سوم، به نام واوروخ، آمد، و نارا حتی او را ناشی از ذات‏الریه تشخیص داد. بتهوون در بستر به استراحت پرداخت. برادرش یوهان برای مواظبت او آمد، برادرزاده‏اش كارل، به توصیة بتهوون، از ارتش مرخصی گرفت. در 11 ژانویه، دكتر مالفاتی به دكتر واوروخ پیوست، و تجویزكرد كه برای تسهیل در خواب بیمار، به او مشروبی قوی و سرد داده شود. بتهوون مزة الكل را در آن یافت و «به تجویز پزشك لعنت فرستاد.» استسقاء و یرقان عارض شد؛ پیشاب به جای دفع در بدنش جمع شد؛ دوباره اوره را از بدنش خارج ساختند؛ و او خود را به آب فشان تشبیه كرد.

بتهوون تصمیم داشت از سهام بانكی خود كه به 000’10 فلورین می‏رسید استفاده نكند، زیرا آن را برای كارل ذخیره كرده بود؛ ولی چون با هزینه‏هایی كه به سرعت بالا می‏رفت مواجه شد، در 6 مارس 1827 نامه‌ای به سر جورج سمارت در لندن به این شرح نوشت:

چه برسرم خواهد آمد؛ تا زمانی كه قدرت از دست رفتة خود را بازیابم و دوباره بتوانم با قلم امرار معاش كنم، با چه زندگی كنم؟ استدعا دارم همه مساعی خود را به كار برید تا انجمن فیلارمونیك تصمیم قبلی خود را مبنی بر دادن كنسرتی به سودمن به مورد اجرا بگذارد. بیش از این قدرت ندارم كه چیز دیگری بگویم.

انجمن صدلیره به عنوان پیش پرداخت عواید كنسرت مورد نظر برای او فرستاد.

در 16 مارس، پزشكان متفق شدند كه بتهوون بزودی خواهد مرد. از این رو به اتفاق برادرش یوهان نظر او را در مورد احضار كشیشی خواستار شدند. وی پاسخ داد: «این آرزوی من است.» آن روزگاری كه گاه‌گاه با خدا زورآزمایی می‏كرد، اینك سپری شده بود؛ نامه مورخ 14 مارس او حكایت از آمادگیش، برای پذیرفتن آنچه «خدا با حكمت الاهی خود» فرمان می‏دهد، داشت. در 23 مارس آخرین مراسم مذهبی را برایش اجرا كردند. به نظر می‏رسید كه حالتی مطیع دارد. بعدها برادرش اظهار داشت كه مرد محتضر به او گفته بود «برای این آخرین خدمت، از تو متشكرم.» اندكی پس از آن مراسم، بتهوون به شیندلر گفت: «كمدی تمام شد» و ظاهراً اشاره‌اش به آن مراسم مذهبی نبود، بلكه به خود زندگی بود؛ و این جمله‏ای بود كه در تئاترهای روم باستان برای اعلام پایان نمایشنامه به كار می‏رفت.

وی در 26 مارس 1827، پس از سه ماه درد و رنج درگذشت. لحظاتی پیش از مرگ درخشش سریعی از برق اطاقش را روشن ساخت و بعد صدای شدید رعد برخاست. بتهوون بیدار شد و بازوی راست خود را بلند كرد و مشت خود را، ظاهراً علیه توفان، تكان داد. اندكی بعد عذاب احتضار به پایان رسید. هرگز نخواهیم دانست كه معنی آخرین حركتش چه بود.

آزمایشهای پس از مرگ مجموعه‏ای از اختلالات درونی را نشان داد كه زندگی و اخلاق او را خراب كرده بود. كبدش منقبض و بیمار بود. شریانهای گوشهایش در نتیجة ذرات چربی مسدود، و اعصاب شنوایی او فاسد شده بود. «سردرد، سوءهاضمه، قولنج، و یرقان كه غالبا از آنها شكایت می‏كرد و افسردگی شدیدی كه كلید معمای بسیاری از نامه‌های او را بدست می‏دهد، طبعاً همگی ناشی از تورم مزمن كبد و عوارض سوءهاضمه بود.» شاید علاقة او به راه رفتن و هوای آزاد این بیماریها را تعدیل و قسمت اعظم ساعات بی درد زندگی او را تأمین كرده بود.

در تشییع جنازة او سی هزار نفر شركت جستند. هومل پیانونواز و كرویتسر ویولن نواز جزء كسانی بودند كه نعش او را به دوش گرفتند. شوبرت، چرنی، و گریلپارتسر در میان مشعلداران بودند. برسنگ قبر او جز نام (بتهوون) و تاریخ تولد و مرگش حك نشده است. 





نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پادشاهان در گیر و دار ستیز، بتهوون، پایان كمدی: 1824-1827،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 08:06 ق.ظ
I’m not that much of a online reader to be honest but your blogs really
nice, keep it up! I'll go ahead and bookmark your site to come back in the future.

Cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب