تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاهان در گیر و دار ستیز, اتریش, هنر
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 22 تیر 1390 :: نویسنده : احسان
تئاتر در وین در تمام مراحل – از طرحهای دوپشیزی بر روی صحنه‏های فوری گرفته تا درامهای كلاسیك در مكانها و دكورهای مجلل – پیشرفت كرد. قدیمیترین تماشاخانة منظم كارنتنرتور بود كه به توسط شهرداری در 1708 ساخته شده بود، در اینجا بود كه یوزف آنتون سترانیتسكی (متوفا در 1726)، براساس آرلكن1 ایتالیایی، شخصیتی به نام هانسوورست، یا یان بولونی، ساخت كه دلقكی مضحك بود، و آلمانیهای شمال و جنوب شوخ طبعیها، حركات خنده‏آور و دوست داشتنی خود را در وجود او متجلی می‏ساختند و مورد تمسخر قرار می‏دادند. در 1776 یوزف دوم سرپرستی عالیة بورگ تئاتر را زیر نظر خود گرفت و كمكهایی به آن اعطا كرد. نمای كلاسیك سردر این تئاتر مبین آن بود كه در آن همه‏گونه نمایش – اعم از قدیم و جدید – به موقع اجرا گذاشته خواهدشد. مجللتر از همه، تئاتر – ان-در-وین (تئاتر در كنار رودخانة وین) بود كه به وسیلة یوهان امانوئل شیكاندر در 1793 ساخته شد – و وی همان كسی است كه متن اپرای نی سحرانگیز،‌ اثر (1791) موتسارت را تهیه، و خود نقش پاپاگنو را ایفا كرده است. وی تئاتر خود را با كلیة وسایل مكانیكی كه صحنه‏گردانهای آن زمان از آن آگاهی داشتند مجهز ساخت، و تماشاچیان را با مناظر و صحنه‏های مهیجی كه از حد واقعیت می‏گذشت به شگفتی وا می‏داشت؛ و همو بود كه اپرای فیدلیو اثر بتهوون را برای نخستین بار در تماشاخانة خود به معرض نمایش درآورد.


تنها یك هنر بود كه بادرام در وین رقابت می‏كرد. این هنر، معماری نبود؛ زیرا كه اتریش در حدود 1789 عصر طلایی باروك خود را به پایان رسانده بود. ادبیات هم نبود، زیرا كه كلیسا بر بالهای نبوغ بیش از حد سنگینی می‏كرد، و عصر گریلپارتسر (1791-1872) استاد شعر و نثر غنایی اتریش هنوز فرا نرسیده بود. در وین، مادام دوستال نوشت كه «مردم زیاد مطالعه نمی‏كنند»؛ همانطور كه امروز هم در بعضی شهرها مرسوم است، یك روزنامه نیازمندیهای ادبی جامعه را برطرف می‏ساخت؛ و هم وینرتسایتونگ عالی بود و هم وینر تسایتشریفت.

این هنر عالی وین موسیقی بود. در اتریش و آلمان – همانگونه كه در خور مردمی بود كه خانة خود را منبع و دژ تمدن می‏دانستند – موسیقی بیش از آنچه كاری در سطح افراد حرفه‏ای تلقی شود، هنری ذوقی و خانگی به شمار رفت تقریباً هر خانوادة تحصیلكرده و تربیت شده‏ای دارای آلاتی موسیقی بود؛ حتی بعضی خانواده‏ها می‏توانستند یك كوارتت اجرا كنند. گاه‏گاه برای مشتریانی كه قبلاً ورودیه‏ای می‏پرداختند، كنسرتی تشكیل می‏شد؛ ولی كنسرتهایی كه به روی همگان در قبال پرداخت ورودیه باز باشد بندرت تشكیل می‏شد. با وجود این، وین پر از موسیقیدانهایی بود كه، بر اثر كثرت، تعداد زیادی از آنان گرسنه می‏ماندند.

پس موسیقیدانان چگونه زنده می‏ماندند؟ بیشتر از راه قبول دعوتهای خصوصی جهت نواختن در منازل؛ یا، با اهدای آهنگهای خود – با یا بدون ترتیب دادن قبلی دستمزد – به اشراف و روحانیان یا بازرگانان متمول. عشق به موسیقی، نواختن، و حمایت از آن، طی دو قرن، سنت فرمانروایان هاپسبورگ شده بود. سنت مزبور در این دوره شدیداً به وسیلة یوزف دوم، لئوپولد دوم، و فرزند جوان لئوپولد موسوم به مهیندوك رودولف (1788-1831)، كه هم شاگرد بتهوون و هم حامی او بود، ادامه یافت. خانوادة استرهازی، در طی چندین نسل از موسیقی حمایت می‏كردند. به طوری كه ذكر شد، پرنس میكلوش یوزف (1714-1790) هایدن را سی‏سال به عنوان رهبر اركستر در قصر استرهازی «ورسای مجارستان» نگاه داشت. نوة ‌او پرنس میكلوش نیكولائوس استرهازی (1765-1833) بتهوون را استخدام كرد تا برای اركستر خانوادگی او آهنگ بسازد. پرنس كارل لیخنوفسكی (1735-1814) دوست صمیمی و حامی بتهوون شد، و تا مدتی او را در قصر خود جای داد. پرنس فران‏لوبكوویتس، از یك خانوادة قدیمی بوهمی، این افتخار را داشت كه در رساندن كمك مالی به بتهوون تا زمان مرگ او با مهیندوك رودولف و كنت كینسكی سهیم باشد. به این عده باید نام بارون گوتفرید فون شویتن (1734-1803) را بیفزاییم كه وی بیش از آنچه به موسیقدانان كمك مالی كند، با فعالیت و مهارت خود شغل و حامی برای آنها پیدا می‏كرد. همو بود كه راه لندن را به روی هایدن گشود؛ و بتهوون سمفونی اول خود را به او هدیه كرد؛ سپس انجمن موسیقی وین را بنیاد نهاد. این انجمن متشكل از بیست و پنج تن از نجبا بود كه متعهد شده بودند فاصلة میان آهنگسازان، و ناشران موسیقی و شنوندگان را پركنند. همت و اقدام چنین مردانی موجب آن شد كه حتی بدخوترین آهنگساز از لحاظ تاریخ موسیقی جاودانه شود، و به صورت استاد موسیقی بدون معارض قرن نوزدهم درآید. 




نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پادشاهان در گیر و دار ستیز، اتریش، هنر،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب