تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاهان در گیر و دار ستیز, اتریش, مستبدان روشنفكر 1780-1792
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
در سال 1789 اتریش یكی از كشورهای عمدة‌ اروپا بود،‌ و به تاریخ و فرهنگ و قدرت خود می‏نازید، و امپراطوریی داشت به مراتب عظیمتر از نامش. آن نام، مشتق از آوستر (باد جنوب) به درستی مفهوم قومی توتونی و خشن را می‏رسانید كه خوش طبع و خوش مشرب، و مانند ایتالیا مشتاق تمتع از زندگی و دیوانة‌ موسیقی، بود. مردم آن از قوم سلتها بودند؛    اندكی پیش از مسیح تحت انقیاد رومیها درآمدند؛ و چنین به نظر می‏رسید كه طی دو هزار سال قسمتی از چالاكی و هوش و زیركی سلتی را حفظ كرده‏اند. در ویندوبونا (كه به صورت وین درآمد)، رومیها پاسگاهی برای حفظ تمدن خود در برابر بربرهای مزاحم تأسیس كردند؛ در همینجا بود كه ماركوس آورلیوس، در میان افكار عالی خود، توانست ماركومانها را در حدود 170 میلادی شكست دهد؛ در همینجا بود كه شارلمانی مرز شرقی قلمرو خود را تعیین كرد؛ در همینجا بود كه اوتوی اول (كبیر)، در 955، قلمرو شرقی خود را علیه مجارها تثبیت كرد؛ و در همینجا بود كه در 1278، رودولف اول سلسلة‌ هاپسبورگ را تأسیس كرد كه تا 1918 ادامه یافت. در 1618-1648، باد جنوب با جنبة كاتولیك خود شدیداً وزیدن گرفت و ضمن سی سال جنگ، مذهب قدیم را در برابر مذهب جدید قرار داد،1 و آن مذهب، در 1683، هنگامی تقویت شد كه وین بار دیگر به صورت پناهگاه عیسویت قرار گرفت و تركان عثمانی را عقب راند. در این ضمن، سلسلة هاپسبورگ تسلط اتریش را بر دوكنشینهای مجاور ستیریا، كارینتیا، كارنیولا، تیرول، بومن (چكوسلواكی)، ترانسیلوانی (رومانی)، مجارستان، گالیسی لهستان، لومباردیا، و هلند اسپانیایی (بلژیك) برقرار ساخت. چنین بود قلمرو پراكنده‏ای كه اروپا در آن زمان كه، به سال 1797، ناپلئون برای نخستین بار بر دروازه‏های شهر وین كوبید آن را به عنوان امپراطوری اتریش می‏شناخت.

سلسلة هاپسبورگ در عصر ماریا ترزیا (سلطنتش 1740-1780) به كمال قدرت خود رسید. ماری، زن شگفت‏انگیزی بود دارای اراده‏ای نیرومند، كه در میان فرمانروایان روزگار خود تنها با كاترین دوم و فردریك كبیر رقابت می‏كرد. اگر چه سیلزی را به فردریك ماكیاولی‌منش داد، پس ا‌ز آن با اتباع و متفقین خود چندان با او به مبارزه پرداخت كه او را فرسوده كرد. پس ا‌ز آنكه آن كشمكش را پشت‏سر گذاشت، آن قدر عمر كرد كه توانست پنج تن از شانزده فرزند خود را برتختهای مختلف بنشاند: یوزف را در وین؛ لئوپولد را در توسكانا؛ ماریا آمالیا را در پارما؛ ماریا كارولینا را در ناپل؛ و ماری آنتوانت را در فرانسه. به اكراه قلمرو خود را به فرزند ارشد خویش واگذاشت، زیرا به دینداری و اصلاح‏طلبی او چندان اعتماد و ایمانی نداشت، و پیش‏بینی می‏كرد كه اتباعش، كه پیوسته او را دوست می‏داشتند، بر اثر پیدایش هرگونه اخلالی در عقاید و روشهای سنتی خود، بدبخت خواهند شد.

داوری او را دربارة پسرش گرفتاریهایی را كه موجب حیرت یوزف شد تأیید كرد. یوزف از سال 1765 تا 1780 در سلطنت با او شریك بود و سپس ده سال دیگر مستقلا سلطنت كرد. وی با آزاد كردن سرفها (رعایا) اشراف را وحشتزده كرد، و با اظهار توجه به ولتر و اعطای آزادی مراسم مذهبی به پروتستانها و آزردن پاپ پیوس ششم كاتولیكهای متعصب را نگران ساخت. در اواخر عمر، كارمندانی كه در اطرافش بودند دست از حمایت او برداشتند، و خود اعتراف كرد كه كشاورزان چون ناگهان از خاوندان فئودال جدا شده بودند از آزادی خود سوء استفاده كردند. همچنین قبول كرد كه اقدامات او اوضاع اقتصادی را به هم‏زده و موجب شورش طبقات بالا در مجارستان، هلند و اتریش شده است به طوری كه نزدیك بوده موجودیت امپراطوری را تهدید كنند. نیاتش خیرخواهانه بود، ولی روشهایی نامتناسب اتخاذ می‏كرد. از جمله حكومت كردن با دستورهای بیشمار؛ نتیجه را مورد نظر قرار می‏داد، ولی به تهیة وسایل نمی‏پرداخت. فردریك كبیر دربارة او گفته است: «وی پیوسته گام دوم را پیش از برداشتن قدم اول برمی‏دارد.» در بستر مرگ (20 فوریة 1790)، از رفتار تند خود اظهار تأسف می‏كرد. و از محافظه كاری مردمی كه عادات خود را دوست داشتند و حاضر به تحمل اصلاح نبودند متأثر بود.

برادرش لئوپولد در مقاصد او مشترك بود ولی مانند او شتاب نمی‏كرد. اگر چه در هنگامی كه عنوان مهیندوك توسكانا را به دست آورد (1765) هجدهساله بود، قدرت خود را با احتیاط معتدل كرد؛ ایتالیاییهای با تجربه (مانند چزاره بكاریا) را كه با مردم و نیازمندیهای آنها و امكانات آن مهیندوكنشین آشنا بودند در پیرامون خود گردآورد، و با كمك آنها به قلمرو تاریخی خود حكومتی اعطا كرد كه موجب رشك اروپا شد. پس از مرگ برادر و رسیدن به مقام امپراطوری، بیست و پنج سال تجربه اندوخته بود. بعضی از اصلاحات یوزف را تعدیل، و بعضی دیگر را منسوخ كرد، ولی كاملاً تعهد یك مستبد روشنفكر را پذیرفت و امكانات فرهنگی و اقتصادی اتباع خود را بالا برد. ارتش اتریش را از حملة ناصواب به تركیة‌ عثمانی بازداشت؛ و،‌ با استفاده از قسمتی از آن نیرو، بلژیك را به بازگشتن به تابعیت اتریش واداشت. با به رسمیت شناختن قدرت ملی دیت اشراف مجارستان و قانون اساسی، آنان را آرام ساخت. همچنین با بازگرداندن تاج پادشاهان قدیم بومن به پراگ، و قبول تاجگذاری در آنجا در كلیسای سن ویتوس، اهالی بومن را راضی كرد. می‏دانست كه در امر حكومت، اگر عرض حفظ شود می‏توان جوهر را پس گرفت.

در این ضمن، در برابر كوشش مهاجران فرانسوی و پادشاهان اروپایی به منظور درگیر شدن او با فرانسة انقلابی، مقاومت كرد. اگر چه دلش به حال خواهر جوانش ماری آنتوانت می‏سوخت، می‏ترسید كه جنگ با فرانسه موجب شود كه بلژیك، كه هنوز آشتی نكرده بود، از دست برود. با وجود این، هنگامی كه فرار لویی‏شانزدهم و ماری آنتوانت در وارن شكست خورد، و آنها را به پاریس بازگردانیدند و جانشان در معرض خطر روزانه قرار گرفت، لئوپولد به سلاطین اروپا پیشنهاد كرد كه برای جلوگیری از انقلاب دست به اقدام مشترك بزنند. فردریك ویلهلم دوم پادشاه پروس با لئوپولد در پیلنیتس ملاقات كرد و به اتفاق او اعلامیه‏ای را منتشر ساخت (27 اوت 1791) و تهدید به مداخله در فرانسه كرد. لویی شانزدهم با قبول (13 سپتامبر) قانون اساسی انقلابی، اقدام او را تضعیف كرد. با این حال، در فرانسه هرج ومرج ادامه یافت، تشدید شد، و باردیگر جان پادشاه و ملكه را به خطر انداخت. لئوپولد دستور آماده باش ارتش اتریش را صادر كرد، مجلس فرانسه در این باره توضیح خواست. ولی پیش از رسیدن پیام، لئوپولد درگذشت (1 مارس 1792) پسر و جانشین او، امپراطور فرانسیس دوم كه بیست و چهارساله بود اتمام حجت فرانسه را رد كرد، و در 20 آوریل، به آن دولت اعلان جنگ داد. 





نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پادشاهان در گیر و دار ستیز، اتریش، مستبدان روشنفكر 1780-1792،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب