تبلیغات
دانشنامه آزاد - پادشاهان در گیر و دار ستیز, ایتالیا و فاتحانش, واله ایتروم ایتالیا
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
حال ببینیم مجموع جبری كارهای خوب و اعمال بدی كه فرانسه در ایتالیا انجام داد چه بود. برای ملتی كه در نتیجة تسلط بیگانه به سستی گراییده بود، فرانسه مظهر فریاد مهیج و نمونة‌ ملتی بود كه با خشم قیام كرد و با اراده و اقدام خود به آزادی دست یافت. روحیة مبارزه طلبی جدیدی در روابط میان شهروند و دولت در كار آورد. قانون‏نامة ناپلئون را رواج داد كه سختگیرانه، ولی سازنده و روشن‏ بود؛ و نظم و وحدت و تساوی حقوق را به ملتی وعده می‏داد كه گرفتار اختلافات طبقاتی بود و به اطاعت از قانون عادت نداشت. ناپلئون و مدیران سختكوش وی فرایند‏های دولتی را اصلاح و تنقیح كردند، جریان كار را تسریع بخشیدند؛  بر كارهای عام‏المنفعه افزودند، شهرهارا زینت دادند؛ بولوارها و پاركها ساختند؛ راهها، باتلاقها، ترعه‏ها را هموار، زهكشی، و لایروبی كردند؛ مدرسه به وجود آوردند؛ به دستگاه تفتیش افكار پایان دادند؛ به تشویق كشاورزی و صنعت وعلم و ادبیات و هنر پرداختند. مذهب مردم به وسیلة‌ حكومت جدید مورد حمایت قرار گرفت، ولی قدرت سركوبی ناسازگاران را از دست داد، و كلیسا مجبور شد كه بخشی از هزینه‏های دولتی را بپردازد. و از طرف دیگر، ناپلئون شكاك بود كه مبالغی پول برای تكمیل كلیسای جامع میلان اختصاص داد. سراسر اصول محاكمات تسریع و اصلاح شد؛ شكنجه از میان رفت؛ و زبان لاتینی دیگر در دادگاهها الزامی نبود. در این دوره (1789-1813) ژوزف و مورا در ناپل، و اوژن در میلان، نعمتها و بركاتی برای قلمروهای خود به شمار می‏آمدند، و اگر ایتالیایی بودند، مورد محبت مردم قرار می‏گرفتند.

طرف دیگر این چشم انداز عبارت بود از: مالیاتگیری، و دله‏دزدیهای ماهرانه. ناپلئون به راهزنی خاتمه داد، ولی آثار هنری را چنان استادانه می‏ربود كه اگر در كشوری مانند ایتالیا نبود كه از شاهكارهای مختلف اشباع شده باشد، شاید با حسن قبول تلقی نمی‏شد. به عقیدة ناپلئون نظام وظیفه عاقلانه‏ترین و منصفانه‏ترین روش حفظ ملتهای جدید از بینظمی داخلی و استیلای خارجی بود. وی می‏گفت: «ایتالیاییها باید به خاطر داشته باشند كه سلاح، حامی و حافظ اصلی كشور است. وقت آن رسیده است كه جوانانی كه در شهرهای بزرگ عمر را به بطالت می‏گذارنند دیگر از خستگیها و خطرهای جنگ بیمی به خود راه ندهند.» اگر سربازان جدید ایتالیایی پی نبرده بودند كه از آنها انتظار می‏رود كه برای حفظ مصالح ناپلئون یا فرانسه به هرجا بروند، احتمالاً نظام وظیفه به عنوان یك داروی تلخ ولی ضروری مورد قبول قرار می‏گرفت. كما اینكه، شش هزار تن از آنها را در 1803، برای حملة‌ مشكوكی علیه انگلیس به طرف دریای مانش بردند؛ و هشتاد هزار نفر از آنها را از آفتاب بومی خود بیرون كشیدند تا با دشتها، برفها، و قزاقهای روسی دست و پنجه نرم كنند.

ایتالیاییها دربارة جنبة‌ میهن‏پرستانة مالیاتگیری نیز با او همعقیده نبودند. در این مورد دسترنج ایتالیاییها نه تنها صرف حفاظت و اداره و تزیین ایتالیا می‏شد، بلكه به ناپلئون برای مقابله با هزینه‏های امپراطوریهای روز افزون و متزلزل او نیز كمك می‏كرد. از اوژن انتظار می‏رفت كه، ضمن خالی كردن جیب مردم میلان، مورد علاقة آنها نیز واقع شود. در كشور كوچك او، مالیات از 82 میلیون فرانك در 1805 به 144 میلیون در 1812 رسید. ایتالیاییها همچنین می‏گفتند كه، چنانچه محاصرة‌ بری، به فرمان امپراطور، باعث محرومیت صنایع ایتالیا از بازار انگلیس نشده بود شاید تحمل چنین مالیات سنگینی سهلتر می‏نمود؛ و حال آنكه حقوق گمركی صادرات و واردات به سود فرانسه بود و به تجارت ایتالیاییها با فرانسه و آلمان صدمه می‏زد.

از این رو، حتی پیش از بازگشت اتریشیها، ایتالیاییها از تحت الحمایگی ناپلئون خسته شده بودند؛ و احساس می‏كردند كه نه تنها آثار هنری عظیمی را از دست می‏دهند، بلكه دیگران ثروتی را كه آنها جمع كرده بودند می‏برند تا فرانسه به انگلیس حمله ببرد و روسیه را فتح كند. این همان رؤیایی نبود كه شاعران ایتالیایی در آرزوی آن بودند. آنان قبول داشتند كه كارمندان پاپ تا حدی فساد را در دستگاه اداری ایالات پاپ رواج داده‏اند، با این حال از بدرفتاری افسران فرانسوی با پاپ پیوس هفتم ناراضی بودند، و حبس طولانی او را به دستور ناپلئون روا نمی‏دانستند، سرانجام حتی دیگر اوژن محبوبیت خود را از دست داد، زیرا به وسیلة او بود كه بسیاری از فرمانهای بسیار ناخوشایند ناپلئون بر مردم تحمیل شده بود؛ لاجرم،‌ هنگامی كه ناپلئون پس از جنگ لایپزیگ در خطر شكست كامل قرار گرفت (1813)، آنها مانع از مساعی اوژن جهت ارسال كمك به او شدند. كوششهایی كه برای رهایی ایتالیا از طریق سلاحها و تسلط بیگانه صورت گرفته بود بی‏ثمر ماند، و آزادی ایتالیا وابسته به تكامل وحدت ملی از طریق ادبیات، سیاستمداری، و اسلحه شد.

خود ناپلئون، در میان محاسبات غلطش، این دشواریها را پیش‏بینی كرده بود. در 1805 – سالی كه در آن به عنوان پادشاه ایتالیا تاجگذاری كرد – به بورین چنین گفت:

وحدت ایتالیا با فرانسه فقط موقتی است، ولی لازم است تا ملتهای [ایالات] ایتالیا تحت قوانین مشترك زندگی كنند. اهالی جنووا، پیمونته، ونیز،‌ میلان، و ساكنان توسكانا، رم، و ناپل از یكدیگر تنفر دارند. … با وجود این، رم به سبب خاطراتی كه به آن مربوط است، پایتخت طبیعی ایتالیا به شمار می‏آید. برای این كار لازم است كه قدرت پاپ به حدودی كاملاً روحانی محدود شود. حالا نمی‏توانم به فكر این موضوع باشم، ولی بعد دربارة‌ آن فكری خواهم كرد. … همة این ایالات كوچك به طور نامحسوس به قوانین واحدی عادت خواهند كرد؛ و هنگامی كه آداب و عادات یكسان شود و دشمنیها از بین برود، در آن وقت ایتالیایی وجود خواهد داشت، و من به این كشور استقلال خواهم داد. اما برای این كار بیست سال وقت لازم دارم، و چه كسی می‏تواند به آینده متكی باشد؟

شاید نتوان همواره به حرف بورین اعتماد داشت، ولی لاس كازه، در این مورد، از قول ناپلئون در سنت هلن مطلب مشابهی را نقل می‏كند: «من در قلب ایتالیاییها اصولی را گذاشته‏ام كه هرگز ریشه كن نخواهد شد. دیر یا زود این تجدید حیات به وقوع خواهد پیوست.» همین طور هم شد. 





نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل و آریل دورانت عصر ناپلئون، 
برچسب ها : پادشاهان در گیر و دار ستیز، ایتالیا و فاتحانش، واله ایتروم ایتالیا،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 مرداد 1396 01:16 ب.ظ
Attractive section of content. I just stumbled upon your website and in accession capital to assert
that I acquire actually enjoyed account your blog posts.
Any way I'll be subscribing to your feeds and even I
achievement you access consistently rapidly.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب