فهرست کتابها
تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان
رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى
نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد
كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات
اینترنت 2
بنیانهاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود
حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)
فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری
كمونیسم اولیه
باید گفت كه بازرگانی بزرگترین اسباب پریشانی عالم اولیه بوده است، چه، پیش از آنكه این حادثه رخ دهد و پول و سود در جهان پیدا شود، هیچگونه مالكیتی وجود نداشت و مردم با وضع سادهای روزگار میگذاردند. در مراحل اولیة تكامل اقتصادی، غریزة مالكیت فقط منحصر به اشیای شخصی و عادی بوده، ولی همین مالكیت به اندازهای شدید بوده است كه چنین متملكات (و حتی زن) را با مالك آن به گور میكردهاند؛ نسبت به سایر چیزها به اندازهای حس مالكیت ضعیف بوده است كه نه تنها باید گفت چنین مالكیتی فطری و جبلی انسان نبوده، بلكه برای پیدا شدن مفهوم آن تلقینات مستمری ضرورت داشته است.
تقریباً همهجا، در نزد مردم اولیه، زمین به صورت اشتراكی ملك همگان بوده است. چنین به نظر میرسد كه هندیشمردگان امریكای شمالی و مردم پرو و قبایل هندوستانی كه در كوهستانهای چیتاگونگ به سر میبردند، و ساكنان بورنئو و جزایر اقیانوسیه زمین را با هم میكاشته و محصول آن را میان خود قسمت میكردهاند. هندیشمردگان اومها مثلی دارند و میگویند كه «زمین مانند آب و هواست و آن را نمیتوان فروخت.» در ساموآ، پیش از آنكه پای اروپاییان به آنجا باز شود، هرگز این فكر نبود كه میتوان زمین را خرید و فروش كرد. مطابق گزارش پروفسور ریورز در جزایر پولینزی و ملانزی، از لحاظ زراعت، كمونیسم برقرار است و هم اكنون در قسمتهای داخلی كشور لیبریا این نوع مالكیت اشتراكی را میتوان مشاهده كرد.
كمونیسم از لحاظ آذوقه و مواد غذایی نیز وجود داشته، منتها به شدت كمونیسم زمین كشاورزی نبوده است. این امر در میان مردم «وحشی» یك امر عادی است كه چون كسی خوراكی داشته باشد آن را با كسی كه ندارد قسمت میكند، و مسافر در هر خانه كه دلش بخواهد و بایستد میتواند مهمان شود و غذای خود را به دست آورد؛ و قبایلی كه دچار قحط و خشكسالی میشوند مورد دستگیری همسایگان قرار میگیرند. مردی كه در جنگلی برای خوردن غذای خود درنگ میكند، در عین آنكه بآسانی میتواند غذای خود را به تنهایی صرف كند، به بانگ بلند، هر كه را كه بتواند بانگ او را بشنود میخواند، تا با وی در خوردن غذا شریك شود. هنگامی كه ترنر با یكی از اهالی ساموآ در خصوص فقرای لندن صحبت میكرده است، آن «وحشی» از روی شگفتی پرسیده بود: «چگونه چنین امری ممكن است كه كسی چیزی برای خوردن نداشته باشد؟ معلوم میشود آن اشخاص دوست و خانه ندارند؛ پس از كجا آمدهاند؟ آیا دوستان ایشان هم خانه ندارند؟» فردی از هندیشمردگان هرگاه كه گرسنه شود كاری ندارد جز آنكه چیزی از دیگری بخواهد؛ هر اندازه چیزی كه كسی دارد كمباشد، همیشه، از آن، مقداری را به كسی كه چیزی ندارد میبخشد؛ «تا آن وقت كه گندم در شهر موجود است هیچكس نباید گرسنه بماند.» در میان قبایل هوتنتوت، عادت بر آن بوده است كه هركس از چیزی زیادی داشته باشد آن را میان دیگران قسمت كند تا همه قسمتهای متساوی داشته باشند. اروپاییانی كه پیش از ورود مدنیت به قارة افریقا سفر كردهاند نوشتهاند كه چون به یك سیاه افریقایی خوراك یا چیزهای دیگری را میبخشیدهاند، برفور میان همراهان خود قسمت میكرده است: اگر آن چیز مثلا یك دست لباس كامل بوده است، كلاه را یكی بر سر میگذاشته و كت را یكی میپوشیده و شلوار را دیگری… شكارچی اسكیمو هیچ حق انحصاریی نسبت به شكاری كه كرده است ندارد و ناچار باید آن را میان همه تقسیم كند، و همینطور ابزارهای كار ملك عموم است. سرهنگ كارور مینویسد كه: «هندیشمردگان امریكای شمالی، جز در مورد ضروریات خانگی، برای چیز دیگر مالكیت نمیشناسند… نسبت به یكدیگر بسیار گشادهدستی دارند و هرچه را زیاد دارند به آنان كه كم دارند میبخشند.» یكی از مبلغین مذهبی نوشته است كه: «این قبایل با چنان محبت و ادبی با یكدیگر رفتار میكنند كه بندرت نظیر آن در میان ملل متمدن دیده میشود. و این، بدون شك، نتیجة آن است كه دو مفهوم «مال من» و «مال تو»، كه، به قول قدیس یوحنای زرین دهن، آتش احسان را در دلها میكشد و شعلة آز را برمیافروزد، در نزد آنان وجود ندارند.» دیگری مینویسد كه: «من بسیار دیدم كه آنان محصول شكار خود را بین همه بخش میكنند و هرگز ندیدم كه شكایتی پیش آید و نزاعی درگیر شود – كه این تقسیم، غیرعادلانه بوده است – یا كسی زبان به اعتراض گشاید. ترجیح میدهند كه شكم گرسنه بخوابند و هرگز مورد این اتهام قرار نگیرند كه فلانی از دستگیری محتاج خودداری كرد… آنان خود را فرزند یك خانواده میشمارند.»
تایخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
عوامل جغرافیایی زمین شناختی تمدن
فقدان حس پیشبینی در ملل اولیه