فهرست کتابها
تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین
زبان خوراكیها , معرفی خواص درمانی گیاهان
رساله توضیح المسائل حضرت آیة اللّه مكارم شیرازى
نخستین معصوم زندگی نامه پیامبر اءعظم حضرت محمد
كارگزاران حكومت و راهكارهاى اصلاحات
اینترنت 2
بنیانهاى تاریخى اندیشه سیاسى یهود
حقوق مردم در نگاه امیرالمؤمنین على(ع)
فیزیک دانان غربی و مسئله خداباوری
بازرگانی و امور مالی
چون مهارت و چابكدستی در انسانها متفاوت است، و از طرف دیگر منابع طبیعی كه در دسترس انسان است از نقطهای به نقطة دیگر اختلاف پیدا میكند، به این جهت، اتفاق میافتد كه دستهای از مردم بتوانند كالای مخصوصی را به بهای ارزان تهیه كنند، در صورتی كه برای دیگران این فرصت فراهم نیست. این دسته از مردم كالای مورد نظر را بیش از مورد احتیاج تهیه میكنند و آن را به همسایگان خود عرضه میدارند و با كالاهای زاید همسایگان، كه مورد نیازشان است، مبادله میكنند، و از همین عمل مبادله، بنیان بازرگانی ریخته میشود. هندیشمردگان چیبچا، كه در كولومبیا به سر میبرند، قطعات نمك بلورین را، كه در زمین آنان به مقدار فراوان یافت میشود، صادر میكنند و در عوض دانهبار را، كه هرگز ممكن نیست از اراضی شورهزار آنها به دست آید، میگیرند. پارهای از دهكدههای هندیشمردگان امریكایی كارشان منحصر است به ساختن سر پیكان؛ بومیان گینة جدید متخصص در كوزهگری هستند؛ و دستة دیگری در افریقا در استخراج فلزات یا ساختن نیزه و قایق تخصص دارند. غالباً به این قبایل یا دهكدهها نام حرفة اصلی آنان را میدهند (مانند آهنگر، ماهیگیر، كوزهگر…) و با مرور زمان، كمكم، این اسامی نام خانوادة خاندانهایی میشود كه در این قبیل كارها مهارت فراوان دارند. تجارت مازاد، در آغاز كار، به صورت هدیه و تعارف صورت میگرفته،
و هم امروز در عصر ما، كه همه چیز با ارقام حساب میشود، نیز مقدمه یا خاتمة یك معاملة بازرگانی با هدیهای صورت میپذیرد، ولو آنكه دعوت به ناهار یا شامی باشد. آنچه عمل تبادل را سهلتر میكرده، جنگها و غارتها و باجها و غرامات و جرایمی بوده است كه اتفاق میافتاده یا گرفته میشده، و اینها، خود، بهترین وسیلة انتقال كالاهای بازرگانی به شمار میرفته است. بتدریج مبادلهها صورت منظمی به خود گرفت و مراكز بازرگانی و بازارهایی گاهگاهی، و پس از آن در فواصل معین، ایجاد شد و، در آخر كار، مراكز دایمی به وجود آمد و هركس زیادی كالای خود را به آنجا میبرد و با مقداری از كالای مورد نیاز مبادله میكرد.
قرنها میگذشت و بازرگانی به همین صورت مبادله انجام میشد و بشر هنوز نتوانسته بود یك میانجی بهاداری اختراع كند كه وسیلة مبادله باشد و جنبش بازرگانی را تسریع كند.
ممكن بود یك مرد از قبیلة دایاك روزهای متوالی، قالب مومی به دست، در بازار بگردد و به انتظار آن باشد تا كسی كه كالای مورد نیاز او را در اختیار دارد و به موم هم محتاج است به او برسد و كالاهایشان را با یكدیگر مبادله كنند. نخستین وسیلة مبادله عبارت از كالاهایی بود كه همه كس به آنها نیازمند بود و راضی میشد كه آنها را به عنوان ارزش كالای خود بپذیرد – مانند خرما و نمك و پوست و زینتآلات و افزار كار عادی و سلاح. در معاملات تهاتری، كه به این ترتیب صورت میگرفت، ارزش دو كارد برابر بود با یك جفت جوراب، و هر سة آنها با هم ارزش یك لحاف را داشت، و با هر چهار هم یك تفنگ ممكن بود تحصیل كرد، و این تفنگ با چهار چیز سابق ارزش یك اسب را داشت. دو گوزن كوچك برابر بود با یك كره اسب، و با هشت كره ممكن بود یك زن و همسر به دست آورد. تقریباً هر چیزی برای خود، نزد قومی، یك روز عنوان پول را پیدا كرده است، از لوبیا و گوش ماهی و صدف و مروارید و جوزهندی و چای و فلفل گرفته تا گوسفند و خوك و گاو و غلام. در میان مردم شكارچی و چوپان، چهارپایان وسیلة مناسبی برای سنجش قیمت به شمار میرفته است، چه، اولاً چون آن را تربیت میكردند سودی میداد، به علاوه وسیلهای بود كه با پای خود حركت میكرد؛ به همین جهت است كه حتی در زمان هومر هم اشیاء و اشخاص را با چهارپایان ارزش مینهادهاند، مثلاً زره دیومد را به اندازة نه رأس، و غلام زیركی را به اندازة چهار رأس چهارپا قیمت میگذاشتهاند. دو كلمه كه رومیان با آن چهارپا و دارایی را مینامیدهاند شبیه یكدیگر است؛ برای اولی لفظ پكوس (pecus) و برای دومی كلمة پكونیا (pecunia) را استعمال میكردهاند، و روی نخستین سكههای رومی تصویر سر و گردن گاوی دیده میشود. حتی كلمة انگلیسی كاپیتال (capital) به معنی سرمایه و كلمة دیگر انگلیسی، چتل (chattel) كه در مورد سپردن گاو و گوسفند به دیگران و گرفتن مقداری محصول سالانه به كار میرود، و كلمة كتل (cattle) كه به معنی چهارپای درشتاندام است، از راه لغت فرانسة آنها، از كلمة لاتینی (capitale) نتیجه شدهاند كه به معنی ملك و دارایی به طور عموم است؛ این كلمه به نوبة خود از كلمة دیگر (caput) مشتق شده، كه به معنی سر چهارپای بزرگ است. هنگامی كه انسان بر استخراج فلزات مسلط شد، رفته رفته فلز جانشین سایر وسایل مبادله گردید و بتدریج آنها را از میان برد؛ مس و مفرغ و آهن، و در آخر كار – به علت كمحجمی و پربهایی – نقره و طلا پول رایج معاملة تمام بشریت را تشكیل داد. به نظر نمیرسد كه عمل انتقال از سایر وسایل مبادله به پول فلزی، در زمان ملتهای اولیه صورت پذیرفته باشد، بلكه گامی است كه انسان در دورة تاریخ مدون خود برداشته و پول فلزی و اعتبار و وام را اختراع كرده و، با تسهیل عمل مبادله، وسیلة ازدیاد آسایش و رفاه انسان را فراهم آورده است.