تبلیغات
دانشنامه آزاد - بازرگانی و امور مالی
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : احسان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشنامه آزاد
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 13 تیر 1389 :: نویسنده : احسان

بازرگانی و امور مالی

چون مهارت و چابكدستی در انسانها متفاوت است، و از طرف دیگر منابع طبیعی كه در دسترس انسان است از نقطه‌ای به نقطة دیگر اختلاف پیدا می‌كند، به این جهت، اتفاق می‌افتد كه دسته‌ای از مردم بتوانند كالای مخصوصی را به بهای ارزان تهیه كنند، در صورتی كه برای دیگران این فرصت فراهم نیست. این دسته از مردم كالای مورد نظر را بیش از مورد احتیاج تهیه می‌كنند و آن را به همسایگان خود عرضه می‌دارند و با كالاهای زاید همسایگان، كه مورد نیازشان است، مبادله می‌كنند، و از همین عمل مبادله، بنیان بازرگانی ریخته می‌شود. هندیشمردگان چیبچا، كه در كولومبیا به سر می‌برند، قطعات نمك بلورین را، كه در زمین آنان به مقدار فراوان یافت می‌شود، صادر می‌كنند و در عوض دانه‌بار را، كه هرگز ممكن نیست از اراضی شوره‌زار آنها به دست آید، می‌گیرند. پاره‌ای از دهكده‌های هندیشمردگان امریكایی كارشان منحصر است به ساختن سر پیكان؛ بومیان گینة جدید متخصص در كوزه‌گری هستند؛ و دستة دیگری در افریقا در استخراج فلزات یا ساختن نیزه و قایق تخصص دارند. غالباً به این قبایل یا دهكده‌ها نام حرفة اصلی آنان را می‌دهند (مانند آهنگر، ماهیگیر، كوزه‌گر…) و با مرور زمان، كم‌كم، این اسامی نام خانوادة خاندانهایی می‌شود كه در این قبیل كارها مهارت فراوان دارند. تجارت مازاد، در آغاز كار، به صورت هدیه و تعارف صورت می‌گرفته،  

و هم امروز در عصر ما، كه همه چیز با ارقام حساب می‌شود، نیز مقدمه یا خاتمة یك معاملة‌ بازرگانی با هدیه‌ای صورت می‌پذیرد، ولو آنكه دعوت به ناهار یا شامی باشد. آنچه عمل تبادل را سهلتر می‌كرده، جنگها و غارتها و باجها و غرامات و جرایمی بوده است كه اتفاق می‌افتاده یا گرفته می‌شده، و اینها، خود، بهترین وسیلة انتقال كالاهای بازرگانی به شمار می‌رفته است. بتدریج مبادله‌ها صورت منظمی به خود گرفت و مراكز بازرگانی و بازارهایی گاهگاهی، و پس از آن در فواصل معین، ایجاد شد و، در آخر كار، مراكز دایمی به وجود آمد و هركس زیادی كالای خود را به آنجا می‌برد و با مقداری از كالای مورد نیاز مبادله می‌كرد.

قرنها می‌گذشت و بازرگانی به همین صورت مبادله انجام می‌شد و بشر هنوز نتوانسته بود یك میانجی بهاداری اختراع كند كه وسیلة مبادله باشد و جنبش بازرگانی را تسریع كند.

ممكن بود یك مرد از قبیلة دایاك روزهای متوالی، قالب مومی به دست، در بازار بگردد و به انتظار آن باشد تا كسی كه كالای مورد نیاز او را در اختیار دارد و به موم هم محتاج است به او برسد و كالاهایشان را با یكدیگر مبادله كنند. نخستین وسیلة مبادله عبارت از كالاهایی بود كه همه كس به آنها نیازمند بود و راضی می‌شد كه آنها را به عنوان ارزش كالای خود بپذیرد – مانند خرما و نمك و پوست و زینت‌آلات و افزار كار عادی و سلاح. در معاملات تهاتری، كه به این ترتیب صورت می‌گرفت، ارزش دو كارد برابر بود با یك جفت جوراب، و هر سة آنها با هم ارزش یك لحاف را داشت، و با هر چهار هم یك تفنگ ممكن بود تحصیل كرد، و این تفنگ با چهار چیز سابق ارزش یك اسب را داشت. دو گوزن كوچك برابر بود با یك كره اسب، و با هشت كره ممكن بود یك زن و همسر به دست آورد. تقریباً هر چیزی برای خود، نزد قومی، یك روز عنوان پول را پیدا كرده است، از لوبیا و گوش ماهی و صدف و مروارید و جوزهندی و چای و فلفل گرفته تا گوسفند و خوك و گاو و غلام. در میان مردم شكارچی و چوپان، چهارپایان وسیلة مناسبی برای سنجش قیمت به شمار می‌رفته است، چه، اولاً چون آن را تربیت می‌كردند سودی می‌داد، به علاوه وسیله‌ای بود كه با پای خود حركت می‌كرد؛ به همین جهت است كه حتی در زمان هومر هم اشیاء و اشخاص را با چهارپایان ارزش می‌نهاده‌اند، مثلاً زره دیومد را به اندازة نه رأس، و غلام زیركی را به اندازة چهار رأس چهارپا قیمت می‌گذاشته‌اند. دو كلمه كه رومیان با آن چهارپا و دارایی را می‌نامیده‌اند شبیه یكدیگر است؛ برای اولی لفظ پكوس (pecus) و برای دومی كلمة پكونیا (pecunia) را استعمال می‌كرده‌اند، و روی نخستین سكه‌های رومی تصویر سر و گردن گاوی دیده می‌شود. حتی كلمة انگلیسی كاپیتال (capital) به معنی سرمایه و كلمة دیگر انگلیسی، چتل (chattel) كه در مورد سپردن گاو و گوسفند به دیگران و گرفتن مقداری محصول سالانه به كار می‌رود، و كلمة كتل (cattle) كه به معنی چهارپای درشت‌اندام است، از راه لغت فرانسة آنها، از كلمة لاتینی (capitale) نتیجه شده‌اند كه به معنی ملك و دارایی به طور عموم است؛ این كلمه به نوبة خود از كلمة دیگر (caput) مشتق شده، كه به معنی سر چهارپای بزرگ است. هنگامی كه انسان بر استخراج فلزات مسلط شد، رفته رفته فلز جانشین سایر وسایل مبادله گردید و بتدریج آنها را از میان برد؛ مس و مفرغ و آهن، و در آخر كار – به علت كم‌حجمی و پربهایی – نقره و طلا پول رایج معاملة تمام بشریت را تشكیل داد. به نظر نمی‌رسد كه عمل انتقال از سایر وسایل مبادله به پول فلزی، در زمان ملتهای اولیه صورت پذیرفته باشد، بلكه گامی است كه انسان در دورة تاریخ مدون خود برداشته و پول فلزی و اعتبار و وام را اختراع كرده و، با تسهیل عمل مبادله، وسیلة ازدیاد آسایش و رفاه انسان را فراهم آورده است.





نوع مطلب : تاریخ تمدن ویل دورانت جلد اول مشرق زمین، 
برچسب ها : بازرگانی و امور مالی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:29 ق.ظ
Hey there I am so happy I found your blog, I really found you by mistake, while I was looking on Askjeeve for something else, Nonetheless
I am here now and would just like to say kudos for a incredible post
and a all round thrilling blog (I also love the
theme/design), I don’t have time to go through it all
at the minute but I have saved it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be back to read
much more, Please do keep up the excellent work.
جمعه 13 مرداد 1396 12:42 ب.ظ
Do you have a spam issue on this blog; I also am a blogger, and I was wondering your situation; we have developed
some nice methods and we are looking to trade techniques with
others, why not shoot me an email if interested.
یکشنبه 8 مرداد 1396 03:43 ق.ظ
My brother suggested I might like this blog. He was totally right.

This post truly made my day. You cann't imagine simply how much time I had spent for this information! Thanks!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:07 ب.ظ
You actually make it appear really easy together with your presentation but I to find this topic to be actually something which I believe I might never understand.
It seems too complex and extremely huge for me. I am taking
a look forward for your next post, I will attempt to get the
hold of it!
شنبه 9 اردیبهشت 1396 11:19 ق.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your weblog and wished to say that I have really enjoyed browsing your blog posts.
After all I will be subscribing to your feed and I hope you write again soon!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب